محمدجواد منوچهری چند جلد کتاب غزل و رباعی منتشر کرده و مقامهای ادبی بسیاری دارد، اما زندگی شغلیاش در ظاهر سنخیتی با روح لطیفش ندارد. رشته تحصیلیاش متالورژی بوده و حالا مسئول کنترل کیفی یک آزمایشگاه است.
تاچندی پیش در فاصله حدود ۱۰۰ متری شمال شرقی ایستگاه راه آهن مشهد و ۱۰ متری آخرین ریل قطار، مقبره «مَیلی مشهدی» یکی از شاعران دوره صفوی هنوز باقی بود، اما در سنگ قبر این شاعر اکنون به هارونیه منتقل شده است.
فاطمه سارونی لحظات شاد و غمگین زندگیاش را ثبت کرده است. طبع شعر این شاعر ۲۴ ساله باعث شده اشعار زیادی بگوید و آنها را در کتابی ۴۸صفحهای گردآوری کند.
استاد سیدمصطفی موسویگرمارودی که از سال ۱۳۶۸ ساکن مشهد است، سالها بهعنوان معلم ادبیات در دبیرستانهای قلعهخیابان مشهد تدریس کرد تا بازنشسته شد. او ۴۵ کتاب و مقاله نوشته و چاپ کرده است.
علاقهمندی ابوالفضل مبارز و نوه خالهاش به روضههای هفتگی برمیگردد که سالها در خانه حاجآقا مبارز برگزار میشد و عاطفهسادات موسوی با همراهی خانوادهاش مهمان آن بود.
خسرو ضعیف فکاهیسرای محله قرقی مشهد اولین شعرش را در ۲۴ سالگی درباره یکی از دوستانش سرود. او نه رشته ادبیات خوانده نه مطالعهای در این زمینه داشت، اما قافیه را در اشعارش رعایت میکند.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.
اگر امروز فکاهیسرایی ایران، حد و حدود تعیین شده و قدمتی دارد که نسل جوان به آن رجوع میکنند، از همت بلند غلامرضا روحانیها بود. کسانی که زندگی خود را وقف کردند تا صدای مردم باشند و از درد و رنج آنها بگویند و بنویسند.
موسی عصمتی میگوید: یک روز بی هوا از دهانم دررفت و گفتم: «درس میخوانم.» دل مادر شاد شد و مجبور شدم به آن انزوا پایان دهم. صبح یکی از روزها با مینی بوس آمدیم مشهد و دنبال مدرسه ویژه نابینایان.
شعرخواندن، مقدمهای میشود بر شعر سرودن مریم حِلفی، شاعر جوان محله خواجهربیع. او میگوید: به خرید و خواندن کتاب خیلی علاقه دارم؛ بهویژه کتابهای شعر که وقتی میخرم اشعارش را حفظ میکنم.
حاج محمود، هیچگاه دنیایش را با مدح ائمه اطهار معامله نکرد. روزی که در ۸۷ سالگی از دنیا رفت، نه فقط یک پیرِ نوحهخوانِ پیشکسوت که یک گنجینه معنوی بیتکرار به آغوش خاک سپرده شد.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیتهای فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت میکند؛ خاطرات به صدا درمیآیند.
سرنوشت عمادالدین، گره کوری با تنهایی و فقدان خورده بود. سهساله بود مادرش رفت، ششساله بود پدرش رفت، سیزدهساله بود پدربزرگ تنهایش گذاشت و بعدتر در اوج جوانی، به تماشای مرگ نابهنگام همسرش نشست.
آن روزها حاجمرتضی از معدودماشیندارهای توس بود و میدید در خیابانهای مشهد چه خبر است، او مزدایش را در جاده میانداخت تا مردم را از روستا برای شرکت در راهپیمایی به قلب مشهد برساند.
ابوالفضل بیهقی که در دیوان رسالت مسعود غزنوی بوده است در کتاب تاریخش در میان ذکر وقایع آن سالها با دقت گزارشهایی از ساخت و سازها و ویرانیهایی که در آن دوران به وقوع پیوسته نیز ارائه کرده است.
مریم حِلفی ۱۷ سال دارد. هم شاعر است و هم نویسنده. او دو بار در مسابقهای که از طرف شهرداری منطقه سه در زمینه داستاننویسی برگزار شده شرکت کرده و مقام دوم را به دست آورده است.
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش مینشیند، با اهالی خوشوبش میکند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون میآورد و چندبیتی مینویسد. شعرهای زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.
حسین رضایی شاعر محله طرق است. او در جشنواره شعر سراسری دانشگاههای تهران برگزیده شد و تا چندی ديگر قرار است سردبیر نشریه دانشگاه هنر شود.
ابوالقاسم علیشاهی شاعر قدیمی محله المهدی(عج) است. لابهلای حرفهایش به هر موضوعی که میرسیم، شعری آماده در آستین دارد و همان دم آن را با لهجه محلی تربت حیدریه یا به سبک حماسی میخواند.
امیرسام مودی امسال و سال گذشته در رشته انشای نماز، رتبه برتر ناحیه را کسب کرده است. او بهتازگی درجشنواره فرهنگی و هنری «فردا» رتبه سوم استان درزمینه شعر را به دست آورده است.