مهدی مهدیزادگان میگوید: از سال ۸۰ بهطور حرفهای شعر گفتن را آغاز کردم و علاوهبر شعر در موسیقی و تئاتر هم فعالیت دارم. به نظر من شعر سادهترین نوع بیان تمام احساسات و بهترین ابزار برای به فکر واداشتن مردم است.
غلامرضا تازیکی که روزهای هفتادوچهارسالگیاش را سپری میکند، یکی از اهالی ادیب محله شیرودی است. او میگوید: از همان ابتدا عاشق اشعار کلاسیک بودم. همچنین بیشتر به سرودن اشعار اجتماعی علاقهمندم.
واژههای موزون، طوری نیایش را بهدنبال خودش کشانده است که او نهتنها شعر میگوید، بلکه به مسابقات مشاعره هم راهیافته است. نیایش احشامی امسال در مسابقات مشاعره دانشآموزی در استان، عنوان اولی را از آن خود کرد.
ایمان بخشایشی کارمند بانک است اما بهطور حرفهای ۱۰ سال است شعر میگوید. او میگوید: همیشه لای دفتر ریاضیام کتاب حافظ باز میکردم! پدرم هم مرا دعوا میکرد و میگفت: به جای این کارها درست را بخوان.
انتشار دومین مجموعه اشعار سپید متین راد با نام «جلز با کل سطح ممکن پوست» گواهی است بر اینکه شاعر بر این ویژگی زبانی تأکید دارد، چندان که آن را غنیتر و قویتر به نمایش گذاشته است.
گورجای «میلی مشهدی» روزگاری در زمینهای امینآباد مشهد قرار داشت و حالا پس از گذشت سالها، در توافقی بین شهرداری و میراثفرهنگی، قرار است سنگ قبر میلی دوباره جایی در اطراف ساختمان راهآهن مشهد برپا شود.
هادی رضایی، جوان محله طلاب شاعری است که این روزها بیشتر شعر سپید میسراید چون اعتقاد دارد محدود نبودن شعر نیمایی و سپید، دست شاعر را برای بیان حرفهایش باز میگذارد.
محمدصادق بخشی در سیوچهارسالگی فکرمیکرد قرار است با شغل کفاشی بازنشسته شود، اما ناگهان جرقه مشتریای که دانشجوی رشته ادبیات بود، باعث شد مسیری جدید برایش باز شود و او را به شاعری آیینی تبدیل کند.
ناصر قهرمان، روزنامهنگار و منتقد ادبی گذشته و شاعر و نویسنده و پسرعموی محمد قهرمان، شاعر پرآوازه خراسانی است، کتاب «سفر به اقلیم آینه» نتیجه نیم قرن جهانبینی ناصر قهرمان است که سال ۱۴۰۰ از آن رونمایی شد.
عموناصر سواد آنچنانی ندارد؛ در حد خواندن و نوشتن میداند. بااینحال بهخاطر علاقه به ائمه اطهار (ع) مطالعاتی در این زمینه داشته و منظوماتی گفته و به قول خودش در طول ۲۰ سال، هزاران بیت شعر برای ائمه اطهار سروده است.
نثرهای ادبی مهدی اخوان ثالث اگرچه به پایه نوع پیشین نمیرسند، به دلیل همان احاطه نویسنده بر زبان و ادب فارسی، از نمونههای خوب نویسندگیاند.
ادیبالممالکفراهانی وقتی برای تصدی موقوفه خانوادگی قائم مقامیها به مشهد میآید، نخستین روزنامه مشهد را با عنوان «ادب» منتشر میکند؛ او یک سیاستمدار زبده و شاعری توانا در سبک عراقی نیز است.
علاقه فریماه به شعر و کسب رتبه اول استانی در سرودن شعری در سیزدهمین جشنواره «نوجوان سالم» است؛ جشنوارهای که با هدف کنترل آسیبهای اجتماعی اردیبهشت ۱۴۰۳ در سطح استان برگزار شد.
الهه زارع توانسته سال گذشته در جشنواره فرهنگی و هنری «امید فردا» در بخش مشاعره بدرخشد. میگوید: تعداد شرکتکنندهها زیاد بود و من ۳۵ مشاعره انجام دادم و نفر دوم استان شدم.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روزهای ابتدای کار، تلاش میکند شاگردهایش را به غواصی در دریای بیپایان مثنوی دعوت کند. میگوید: همهچیز در خانه ما بهانهای بود برای یادگیری!
مهدی شریفی از معدود مداحان جوان شهرمان است که با حضور در کلاسهای آموزشی، مداحی را علمی و حرفهای آموخته است و حالا الگوی خیلی از همسنوسالانش است.
شهره شجیعی در جمعهای شاعران سپیدگوی مشهد بسیار شاخص و شناخته شده است. برگزیده شعر رضوی در سالهای۸۳ و۸۶ و برگزیده جشنواره شعر دانشجویان کشور در سال۸۴ بخشی از دستاوردهای ادبی شهره شجیعی است.
علیاکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامهنگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامههای آزادی، فکرآزاد و مهرمنیر.
زهرا اورعیعلیزاده، کتابخوانترین عضو مرکز شماره ۳ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. پارسال هم مقالهاش با موضوع عاشورا، در مسابقات استانی مقالهنویسی کانون اول شد.
حسین عابدیپوریاب کارمند فضای سبز شهرداری است. دل جوانی دارد و زندگیاش را میان گل و گیاهان سپری میکند. او ده دفتر شعر دارد و میخواهد آنها را به چاپ برساند.