شاعر - صفحه 2

سعید تقی نیا هم نویسنده است و هم شاعر و هم مغازه‌دار؛ شاید بار‌ها برای خرید ظروف یک‌بار مصرف به مغازه‌‌اش در فلکه ضد سر زده‌ باشید، اما اگر می‌دانستید شاعر است بی‌شک پاهایتان لختی درنگ می‌کرد تا ظرفی شعر از او به یادگار بردارید.
شعر و داستان بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امیر افتخار‌زاده بوده است؛ ایوان خانه پدربزرگش، هر هفته مکانی بود برای مشاعره و گپ‌وگفت‌های ادبی. او هم در چنین فضایی رشد کرد و با کلمه‌ها انس گرفت اما بدلیل روحیه پرسشگری حسابدار شد.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت.  کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
مجید رحمانی‌صانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را به‌عنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال می‌کند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیم‌گیران هستند.
نجمه آخرتی شوراب اولین نشانه‌های علاقه‌اش به شعر را در ۹ سالگی با حفظ‌کردن اشعار حافظ و سعدی بروز داد. او در ۱۸ سالگی سرودن را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کرد و در این سال‌ها توانسته رتبه سوم استان در جشنواره شعر را به دست آورد.
آیت‌الله میرزاحبیب خراسانی یکی از چهره‌های تأثیرگذار تاریخ معاصر مشهد است. او را با عنوان عالم، فقیه و عارف برجسته می‌شناسند. رحلت میرزاحبیب یکی از معما‌های پرابهام در تاریخ مشروطیت مشهد است. فرزندش می‌گوید: درگذشت این چهره نامدار معاصر، طبیعی نبوده است.
آرمان‌خواهی از ویژگی‌های اصغر الهی بود. او نویسنده‌ای به‌دور از حاشیه و محافل بود و گویا حتی از گفت‌و‌گو‌های مطبوعاتی نیز پرهیز داشت. انسان‌دوست بودن اصغر الهی که پزشک نیز بود، از ویژگی‌های شاخص دیگری است که آتش‌پرور به آن اشاره می‌کند.
زندگی ابوالقاسم حبیب اللهی، با همه جزئیاتش، داستان مردی بود که در یک شهر مذهبی و ادبی، از میراث خانوادگی اش در شعر و فقاهت پلی به دانشگاه زد.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش می‌کند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظه‌ای هم به نبودن شعر در زندگی‌اش فکر نکرده. می‌گوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
مجتبی کاشانی هسته عملی جامعه یاوری فرهنگی را شکل می‌دهد، او از اوایل دهه ۶۰ به جنوب خراسان و مناطق محروم می‌رود، فقر آموزشی را از نزدیک می‌بیند و تصمیم می‌گیرد به جای کار نمادین، سراغ ساخت مدرسه و ایجاد زیرساخت برود.
محمدرضا صبوریان از سال ۱۳۹۸ قدم در مسیر حرفه‌ای شعر و ترانه گذاشت. او در این گذر، رتبه‌ها و جوایز گوناگونی در جشنواره‌های شعر به‌دست آورده است که تازه‌ترین آن، نامزدی در جایزه کتاب سال جوانان ایران است.
شجاع‌الدین ابراهیمی، شاعر کهن‌قلم و روزنامه‌نگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که این‌بار نه بر کاغذ، که در کافه‌های فرهنگی‌اش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
محمدرضا سرسالاری شاعر جوان محله راه آهن است. ادبیات خوانده، پیش‌تر فوتبال بازی می‌کرده و با بهترین هنرمندان تئاتر سنتی مشهد هم حشر و نشر داشته است.
الهه بیات‌مختاری و مجتبی ابوالقاسمی زوج شاعر محله پروین اعتصامی‌اند.به نظر خیلی‌ها شاعر با شاعر نمی‌سازد ولی آن‌ها می‌گویند بستگی دارد ما چگونه بسازیمش.
سیدعلی الموسوی شاعر ۳۱ ساله توان‌یاب محله راه آهن است که از ۱۶ سال پیش، درست در همان روز‌هایی که مادرش را از دست داد، طبع شاعری اش گل کرد و شعر می‌سراید.
دکتر قاسم رسا آخرین ملک‌الشعرای آستان قدس بود که اشعار او با سنگ و لعاب درآمیخته و بر معماری حرم، نقش بسته است. او همچنین پزشکی چیره دست بود.
استاد انوشیروان فروغی می‌گوید: حداقل ۲۰ سال شیمی کاربردی کار کرده‌ام و خیلی از کار‌های نقاشی‌خط من با استفاده از مواد شیمیایی است که به استخدام هنر درآورده‌ام.
شعر‌های جواد حاجی‌زاده چندین بار در مسابقات شعر فرهنگیان استان به عنوان اثر برتر برگزیده شده است و نمایشنامه‌ها و کارگردانی‌اش در جشنواره‌های تئاتر دانش‌آموزی حرف‌های زیادی برای گفتن داشته است.
برای حیدر صفدرپور، همه چیز از برخاستن یک «آه» از نهاد شروع شد: «خدایا، می‌شه یه روزی منم مثه اینا، برای ائمه دو خط شعر بگم.» صفدرپور اولین شعرش را در ۱۸‌سالگی می‌سراید. حکایت او حکایت دلدادگی به ائمه (ع) است.
اعظم صباغ‌خور، ساکن محله مطهری در منطقه ۲، یکی از شاعران آیینی و مذهبی است که سرودن شعر را از ۱۸سالگی و دوران دبیرستان آغاز کرد و تاکنون موفق به کسب چندین عنوان بر‌تر کشوری و استانی شده است.