شاعر - صفحه 6

فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزش‌های رزمی دارد و به همین‌دلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی می‌کند. «عشوه‌های قرن هفتم» کتاب شعر او‌ست که در سال‌۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آن‌ها حس نزدیکی می‌کردم که انگار سال‌ها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمی‌ام می‌نویسم.»
امير برزگر شاعر اهل نوغان شکل کوچه‌های بچگی‌اش را این‌طور برای آدم ۶۰ سال بعد توضیح می‌دهد: درِ خانه‌ها و عرض کوچه‌ها تنگ و باریک ساخته می‌شد تا در صورت حمله مهاجمان سرعت عبور آن‌ها را کاهش دهد.
حامد رحمانی حسینی ابتدا شعر نو و قصیده و مدتی ترانه می‌سرود، اما اینک با غزل سرنوشت شعری خود را دنبال می‌کند. یکی از آرزو‌های بزرگ حامد این است که روزی در طرق «شب شعر»‌ راه بیندازد.
اهلِ قلمِ مشهد قدیم هنوز هم قهوه‌خانه «داش‌آقا» را به‌ خاطر دارند؛ کافه‌ای که شب‌های بلند تابستان و عصرهای سرد زمستان با یک فنجان قهوه و شنیدن چند بیت شعر از زبان رفیقی صمیمی پذیرایشان بود.
غلام‌عباس کدخدا، صاحب شصت‌وپنج‌ساله کارخانه تانکر و تریلر‌سازی است که علاوه بر اختراع دستگاهی که رقیب بهترین نمونه آلمانی‌اش است، باغبانی خوب است و دستی هم در شعر و شاعری دارد.
خوش‌نویسی داخل رواق صحن جمهوری اسلامی (به خط ثلث و کوفی) و کتیبه‌های «ربّنا» در حرم مطهر رضوی، سنگ یادبود مزار رودکی (تاجیکستان) هنر استاد انوشیروان فروغی است.
عباس ساعی شاعر است و معلم و سال‌ها در میان کتاب‌هایش و قصه‌های محله امام‌هادی (ع) زندگی کرده است. او قصه حبیب‌اللهی، ارباب خوش‌نام و رعیت‌نواز بحرآباد قدیم (محله امام‌هادی (ع) جدید) را خوب می‌داند.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهد‌قدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابان‌ها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدی‌های قدیمی» به نظم چیده است.
این هنرمند می‌گوید: سروده‌های محرمی هرسال عمق بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا هرسال این واقعه را عمیق‌تر درک می‌کنم و معنا تازه‌ای از آن دریافت می‌کنم. واقعه کربلا هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود.
عباس ساعی می‌گوید: زندگی توی روستا و طبیعت بکرش، بزرگ‌ترین موهبت شاعرشدنم بود و این همان دلیل مهمی است که باعث شد حتی بعد‌ها هم پس از سال‌ها زندگی توی شهر هرگز به آن عادت نکنم.
استاد علی باقرزاده در صنعت دستی داشته، وارد عرصه کشاورزی شده، چند سال رئیس اتاق بازرگانی بوده، شاعر است و چندین هزار بیت شعر گفته. واقف است و تاکنون چندین مدرسه و خوابگاه ساخته است.
محمدکاظم صبوری، متخلص به «صبوری»، متولد ۱۲۵۹ هجری قمری، فرزند حاج محمدباقر و پدر ملک الشعرا بهار است.
من خودم فکر می‌کنم از فشار آن یک هفته‌ای بود که شبانه روزی شروع کرده بود به نوشتن، تمام کرد و از دنیا رفت. نصف شب رفتم دیدم بدجوری خوابیده. بیدارش کردم. گفت: تو از خوابیدن من می‌ترسی؟! گفتم: نه.
قدسی در شمار یاران نزدیک علی شریعتی و از هم‌رزمان محمد تقی شریعتی و آیت‌الله خامنه‌ای متخلص به «امین» بود. او در زندان با آیت‌الله سید محمود طالقانی و محمدتقی شریعتی هم‌بند بود.
بدیع‌الزمان فروزان‌فر نامه‌ای به اداره تعلیمات ولایات در تاریخ ۱۵ شهریورماه سال‌۱۳۱۴‌خورشیدی با این مضمون می‌نویسد: «اینک بیتی چند شکسته‌بسته در تاریخ دبیرستان فردوسی به نظم آورد و در ضمیمه تقدیم داشت.»
حمیده حسینی شاعر نوجوان ۱۵‌ساله در توجیه غم شعرهایش می‌گوید: خودم هم دوست دارم شعر شاد بگویم، اما نمی‌دانم چرا فقط زمانی‌که آسمان دلم ابری است، حس شاعری به سراغم می‌آید!
عبدالله کوثری که در مترجمی، ویراستاری، شعر و نویسندگی مهارت دارد، ویرایش ۲۵‌کتاب دانشگاهی در زمینه علوم انسانی را برعهده داشته؛ او در ترجمه، بیشتر به آثار علوم انسانی، اقتصاد و نقد ادبی می‌پردازد.
مکیه غلوم یک مادر خرمشهری است که پس از شهادت پسرش، شاعر و مداح اهل بیت(ع) شد.سید نوری موسوی یک روز بی خبر می‌رود و چند ماه بعد، خبر شهادتش به گوش مکیه و دیگر اهل خانه می‌رسد.
ناصر مرادیان از اعضای بنیاد نخبگان و پارک علم و فناوری و بسیج هنرمندان و جا‌های دیگر نیز هست. با این همه سال‌هاست که بیکار است و آه در بساط ندارد.