شاعر - صفحه 5

جواد گنجعلی شاعر مشهدی است که تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی‌ارشد مشاوره  ادامه می‌دهد و حالا علاوه بر آموزش و پرورش در یک مرکز مشاوره مشغول کار است.
محمد نیک، بازنشسته بانک است و در میدان ده دی، صرافی دارد. از کسی که این همه مدت فقط با عدد و رقم سروکار داشته، توقع می‌رود روحیاتی سرد داشته باشد. اما با کمال تعجب باید بگوییم او شاعر است.
فرزند مرحوم باقرزاده تعریف می‌کند: در زیست سعادتمندانه پدرم، دو ویژگی بارز و چشمگیر وجود داشت؛ اول مطالعه کتاب تا روزی پنج ساعت و دیگری علاقه وافرش به جهانگردی و عشق به کاوش در فرهنگ اقوام ملل که تجربه‌ها اندوخت.
علی نیکو ۳۰ سال می‌شود که ساکن محله سیدی است. می‌گوید: هنر در خانواده ما ذاتی است، به‌طوری‌که خواهرانم نقاشی می‌کنند و من هم شعر می‌سرایم.
نشان وطنش اگر به افغانستان می‌رسد، نشانی خانه‌اش می‌رسد به محله امام‌خمینی (ره). ۳۰ سال پیش از کابل به اینجا آمده و هر سه فرزندش در این محله به دنیا آمده‌اند و اینجا قد کشیده‌اند.
اتفاق اصلی برای علی‌اصغر در سال‌۷۰ می‌افتد. او در این سال، امکان حضور در انجمن‌های شعری مشهد را پیدا می‌کند. بیشتر از همه به انجمن ادبی رضوی در حرم مطهر می‌رود.
محبوبه راد می‌گوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغه‌ها و تجربیات عاطفی من را شامل می‌شود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین زاهدی را «شاعر انقلاب» نامش داده‌اند، چرا که در کلاس چهارم دبستان اولین شعر وزن‌دارش را در وصف امام خمینی و به بهانه ورود ایشان سرود.
مهتاب رعنایی هنرمند برجسته‌ای است که از کودکی به هنر نقاشی علاقه دارد. او علاوه بر نقاشی بر روی بوم، نویسندگی، شاعری، فیلم‌سازی، مجسمه‌سازی، موسیقی، ویترای و پیکره‌تراشی را در کارنامه خود دارد.
دختر شهید ابراهیم ساعدی‌بیجار می‌گوید: خیلی دلم هوای بابا را کرده بود. بدون آنکه تصوری از شعر و شاعری داشته باشم، شروع کردم به چیدن کلمات و چه جالب که کنار هم می‌نشستند.
امیرمحمد فرزادی‌مهر می‌گوید: در اصل، موسیقی، من را به شعر رساند. وقتی در موسیقی با آواز اساتید آشنا شدم، طبع شعرم گل کرد. از قبل زمینه و استعدادش را داشتم، اما موسیقی باعث شد که با حس و حال بیشتری دنبال سرودن شعر باشم.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزش‌های رزمی دارد و به همین‌دلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی می‌کند. «عشوه‌های قرن هفتم» کتاب شعر او‌ست که در سال‌۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آن‌ها حس نزدیکی می‌کردم که انگار سال‌ها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمی‌ام می‌نویسم.»
امير برزگر شاعر اهل نوغان شکل کوچه‌های بچگی‌اش را این‌طور برای آدم ۶۰ سال بعد توضیح می‌دهد: درِ خانه‌ها و عرض کوچه‌ها تنگ و باریک ساخته می‌شد تا در صورت حمله مهاجمان سرعت عبور آن‌ها را کاهش دهد.
حامد رحمانی حسینی ابتدا شعر نو و قصیده و مدتی ترانه می‌سرود، اما اینک با غزل سرنوشت شعری خود را دنبال می‌کند. یکی از آرزو‌های بزرگ حامد این است که روزی در طرق «شب شعر»‌ راه بیندازد.
اهلِ قلمِ مشهد قدیم هنوز هم قهوه‌خانه «داش‌آقا» را به‌ خاطر دارند؛ کافه‌ای که شب‌های بلند تابستان و عصرهای سرد زمستان با یک فنجان قهوه و شنیدن چند بیت شعر از زبان رفیقی صمیمی پذیرایشان بود.
غلام‌عباس کدخدا، صاحب شصت‌وپنج‌ساله کارخانه تانکر و تریلر‌سازی است که علاوه بر اختراع دستگاهی که رقیب بهترین نمونه آلمانی‌اش است، باغبانی خوب است و دستی هم در شعر و شاعری دارد.
خوش‌نویسی داخل رواق صحن جمهوری اسلامی (به خط ثلث و کوفی) و کتیبه‌های «ربّنا» در حرم مطهر رضوی، سنگ یادبود مزار رودکی (تاجیکستان) هنر استاد انوشیروان فروغی است.
عباس ساعی شاعر است و معلم و سال‌ها در میان کتاب‌هایش و قصه‌های محله امام‌هادی (ع) زندگی کرده است. او قصه حبیب‌اللهی، ارباب خوش‌نام و رعیت‌نواز بحرآباد قدیم (محله امام‌هادی (ع) جدید) را خوب می‌داند.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهد‌قدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابان‌ها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدی‌های قدیمی» به نظم چیده است.