شاعر - صفحه 9

منیره هاشمی، نویسنده و شاعر کودک و نوجوان ساکن محله شریعتی ، تاکنون ۲۵ کتاب شعر و داستان برای بچه‌ها نوشته است.
دکتر هاشم ظریف‌مقدم‌باصفت، به خاطر عشق به حیوانات دامپزشک شد و علاقه به ادبیات او را شاعر و نمایشنامه‌نویس کرد.
بهرام جعفری می‌گوید: مدتی پیش، نویسنده‌ای به ایستگاه پسماند ما مراجعه کرد. او از حرف زدنم فهمید که شعر می‌گویم و از من خواست که ناامید نشوم و به کارم ادامه بدهم.
محمدباقر کلاهی‌اهری، با حضور در کافه داش‌آقا به ادبیات علاقه‌مند شد و حالا تاریخ شفاهی پنجاه ساله ادبیات در مشهد است.
آرامگاه شاعران خراسان در طوس از اساسنامه‌ای مصوب و روشن برخوردار است که شروط لازم برای تعیین صلاحیت متوفی، مراحل لازم برای دفن افراد و همچنین اعضای هیئت‌امنا در آن قید شده است.
یک‌فیلم‌کوتاه از شعرخوانی یک‌شاعر در حضور رهبری باعث شد نام «قاسم رفیعا» سر زبان‌ها بیفتد وبه قول معروف گل کند.
نیره فتحی، می‌گوید: من معتقدم وظیفه شاعران این است که بین زمان قدیم و جدید پلی بزنند؛ یعنی شعر با سبک قدیم، اما با زبانی نو بسرایند.
امان‌الله میرزایی خبرنگار، شاعر، نویسنده و کارگر ساختمانی ساکن در گلشهر تا کنون دو کتاب چاپ کرده است.
مروری بر کارنامۀ اجتماعی مصطفی توفیقی، فعال مدنی و بین‌المللی که کارش را از محلۀ نوغان آغاز کرده است.
محمد نیک‌خورمیزی خاطره‌های فراوانی دارد از شاعرانی که حالا دیگر در بین ما نیستند و به همه این‌ها باید خاطره‌های مشهد قدیم را هم اضافه کرد.
دوستداران ادب و هنر مشهد، نام خانه‌اش در خیابان راهنمایی را «خانه بانو» گذاشته‌اند. در این خانه آمنه فاضل از خاطرات زندگی مشترکش با مرحوم دکتر حسین امینی می‌گوید.
عبدالجواد بجن‌گردی، از شاعران توانای دوره مشروطه است که به دلیل مهارتش در محفوظات فراوان نظم و نثر به ادیب‌نیشابوری شهره شده است.
دکتر احمد گلچین‌معانی نخستین کسی بود که در آرامستان شاعران خراسانی توس به خاک سپرده شد و امیر بزرگرخراسانی آخرینشان.
مدینه ولی‌زاده جوشقان می‌گوید: من در بیمارستان امداد در اتاق گچ‌گیری کار می‌کردم. گاهی بیمارانی با دست قطع شده می‌آمدند که صحنه‌های بسیار ناراحت‌کننده‌ای بود. در آن روزگار بیشتر به شعر روی آوردم و سعی می‌کردم با شعر خود و بیمارانم را درمان کنم.
طلعت شمشیری از معدود شاعرانی است که تمام سیصد و پنج شعر‌ش را در خاطرش سپرده است.
خلاصه زندگی غلامرضا تازیکی، شاعر 85 ساله مشهدی، شاید همین چند جمله باشد؛ می‌خواند، می‌سراید و در احوال دنیا می‌اندیشد. او تا کنون ۵۰‌هزاربیت سروده است.
عباس ساعی‌مهدی‌آباد، شاعر سرشناسی که کودکی و نوجوانی‌اش در مهدی‌آباد سپری شده است و اکنون نیز در بحرآباد، محله‌ای در یک‌قدمی مهدی‌آباد روزگار می‌گذراند، سال‌ها در آموزش‌وپرورش و در محافل ادبی مشهد، شاگردانی را به دنیای ادبیات مشهد معرفی کرده و شاعران برجسته‌ای برای این شهر پرورش داده است.
علی باقرزاده، بقا، یا یکی از پنج یار خراسانی مشهور، 11تیر1308 در مشهد زاده شد و 19آذر1395 در زادگاهش درگذشت. بیش از هر چیز به دلیل قطعه هایی که سروده بود، مورد توجه بود و آثار بسیاری از او برجا مانده است. «لطیفه ها: درباره حاضرجوابی های شاعران»، «چهل حدیث: ترجمه منظوم چهل حدیث رضوی»، «زلال بقا: دیوان شعر او» و «سیر آفاق: سفرنامه اش به کشورهای گوناگون»، تعدادی از آثار او هستند.
محمدتقی بهار مقالاتی در روزنامه «توس» می نوشت با امضای «م. بهار» که آن ها هم تأثیری زیاد بر افکار عمومی مردم خراسان داشت. «م. بهار» برای مردم مجهول بود تا روزی که ملک الشعرا دوباره رخ نمود و شد «محمدتقی ملک الشعرا بهار». آوازه آزادی خواهی و شعرهایش تا تهران و رشت و تبریز هم رسیده بود.
نصرت طالبی 61سال دارد و سال‌هاست که در زمینه فنی مشغول به کار است. وارد مغازه‌ کوچک و جمع‌‌وجورش که دور میدان امام خمینی (ره)است، می‌شویم. لباس کار به تن دارد و سخت مشغول کار است. روی دیوار سمت راست قفسه‌ای ساخته و کتاب‌هایش را چیده و در سمت چپ مغازه، تقدیرنامه‌ها و مدارک ثبت اختراعاتش خودنمایی می‌کند. او دستش پر است و در این سال‌ها در کنار کار اصلی‌اش، نوشتن کتاب و شعر را هم شروع کرده است.