سمانه راستگو که در کنکور سال ۹۳ رتبه ۱۰۰ رشته تجربی را از آن خود کرده است، کتاب شعر دارد و همراه بسیج دانشآموزی در مناطق محروم کلاس تقویتی، نقاشی و داستاننویسی برگزار میکند.
موسی عصمتی، شاعر ۵۰ ساله روشندل محله سرافرازان ماه رمضان سال ۱۳۹۳ بعد از یک سال چشم انتظاری با رهبر معظم انقلاب دیدار کرد.خودش از آن دیدار به عنوان «دیدار یار» یاد میکند.
بیش از سهدهه از کار بازیگری و تئاتر محمدرضا یعقوبی میگذرد. او اولین کارهای بازیگری را از مدرسه شروع کرد و هنوز هم خاطره اولین بازیگری در مدرسه را به یاد دارد.
رها اکبریدزق دختری بابایی است که از ۷ سالگی پدر شهیدش را ندیده است، او آن قدر در فراق پدر گریه میکند که اندک سوی چشمانش هم تاریک میشود. او حالا فوق لیسانس ادبیات دارد و شاعر است.
هدی تقیزاده فعال فرهنگی است، ورزشکاری که در رشتههای کوهنوردی و والیبال فعالیت حرفهای دارد، شعر میسراید و همزمان در حرم ممطهر رضوی خادمی میکند.
زینب بیات متولد ۱۳۵۳ شمسی ولایت کابل افغانستان، شاعر و تهیهکننده، مجری برنامه خانواده رادیودری برونمرزی صداوسیمای مرکز خراسانرضوی و همسر استاد محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده شهیر افغانستانی است.
علی جوریان بهدلیل سکونت ۲۵ ساله در مشهد و همجواری با امامرضا (ع) علاقه خاصی به آن حضرت دارد و شعرهای زیادی در مدح و منقبت این امام عزیز سروده که در یک کتاب جداگانه جمعآوری شده است.
زهرا محدثیخراسانی، دارای مدرک کارشناسیارشد زبان و ادبیاتفارسی و شاعر است، «شهود شرقی»، «از شب سرد زمین» و «شعر آیینی و تاثیر انقلاب اسلامی بر آن» از جمله کتابهای اوست.
نبض شاعری محمدعلی روحانینژاد در ۸۲ سالگی هم میزند. او اشعاری در قالب مناجات، هشدار، موعظه و مدح و ثنای رسول اکرم و ائمه اطهار سروده است و سال ۱۳۸۵ آنها را در قالب کتابی به چاپ رسانده است.
پس از اینکه دکتر اصغر مینو، یکی از فرهیختگان محله فارغالتحصیلان، منزل مسکونی خود را وقف فردوسی کرد، خردسرای فردوسی به محله ما آمد.
«ابراهیم عبداللهی» یکی از اولین روحانیانی که برای تعلیم مجرمان و بزهکاران، پا به پشت دیوارهای بلند گذاشت. او روحی لطیف و طبعی شاعرانه دارد و میخواهد روزی اشعارش را به چاپ برساند.
مهدی اخوان ثالث در تمام عمر در تنگدستی بهسر برد، ولی هرگز دیده یا شنیده نشد که تن به ذلت دهد و «آبروی فقر و قناعت» ببرد.
دکتر رؤیا رستگار تعریف میکند: ناظم مدرسه درحال به صفکردن بچهها بود. چشمش که به من افتاد، با تحکم گفت «دختر جان! برو توی صف. چرا اینقدر تعلل میکنی؟» به او گفتم: «من دانشآموز نیستم؛ معلم هستم.»
دفتر شعر مرتضی شبانی ما را به مشهد و بهویژه چهاربرج ۶۰سال پیش میبرد و برایمان از «دامن همت به کمر زدن»، «گریبان چاک دادن»، «بُخو»، «فرنگ» و... میگوید.
میترا نوایی، دانش آموز کتابخوان و دکلمهنویس محله فرهنگیان است که بزرگترین تفریحش در کودکی، داشتن و خواندن کتابهای شعر و البته شاعری بوده است.
درحالیکه نرمافزارهای خوشنویسی و فونتهای مختلف، هنر چندصدساله را مهجور کرده، قلم هنوز دوست معصومه سرائی، هنرمند محله شهید قربانی است.
میترا ابراهیمزاده، در حال حاضر در رشتههای هنری مانند خوشنویسی، سفالگری، کتیبه و نقش برجسته، قالیبافی و مجسمهسازی فعالیت جدی دارد و با تلفیق برخی رشتههای هنری آثار فاخری را خلق کرده است.
احمد بدیعیگلمکانی، سومین نسل از یک خانواده مبارز انقلابی است. مبارزهای که از انقلاب مشروطیت شروع شد و تا سرنگونی حکومت پهلوی ادامه یافت.
در تاکسی آقای عبداللهی در خط فردوسی تا راهنمایی کتاب بخوانید، شعر بشنوید و موسیقی آرامشبخش گوش کنید.
استاد غلامرضا شکوهی، بیهیچ حرف و تعریف اضافهای، آشنای دیرین شعر و شاعران خراسان است. کمتر کسی را در این حوزه میتوان پیدا کرد که طعم شیرین غزلی جانانه را از این شاعر مشهدی نچشیده باشد.