دکان «آقْ علی عطّار» را نسل چهارم خاندان اخوان ثالث اداره میکند
«باز او ماند و سهپستان و گل زوفا / باز او ماند و سکنگور و سیهدانه / و آن بهآیین حجره زارانی / کانچه بینی در کتاب تحفه هندی / هر یکی خوابیده او را در یکی خانه»
آنچه خواندید گوشهای از شعر میراث مهدی اخوان ثالث است که سرگذشت خود و نیاکانش را میگوید، خود اخوان میگوید: «پدر من وقتی جوان بود به کشور همسایهای سفر کرد و آنجا تجارتی داشت و چه و چه ها. بعد ثروتی به هم زد ... بعد انقلابی شد، انقلاب آمد که دار و ندارش را بگیرد و گرفت، بعد او به ایران برگشت و خب زندگی دیگری را شروع کرد»
گویا پدر اخوان با رخداد انقلاب روسیه زندگی و دارایی خود را از دست داده و به خراسان و مشهد باز میگردد و دوباره دچار دشواری و تنگدستی شده و به عطاری میپردازد. همین است که اخوان در ادامه شعرش از انواع داروهای گیاهی نام میبرد که در قفسههای دکان عطاری پدرش جای داشتهاند؛ «سهپستان»، «گل زوفا»، «سکنگور» و «سیهدانه».
«تحفه هندی» یا «تحفه حکیم مؤمن» هم نام کتابی است شامل طب قدیم، فرهنگ داروهای گیاهی و نام بیماریها و چگونگی درمان آنها بوده و در بسیاری از عطاریها هنوز پیدا میشود. اینکه پدر شاعر خراسانی چطور عطاری میدانسته و به آن میپرداخته حکایت مفصلی است که لااقل اینجا جایش نیست.
عطاری «آقْ علی عطّار»
اما این عطاریای که روایت فضایش رفت هنوز هم هست، همان جای قبلیاش و به همان نام قبلی؛ سالهاست که عطاری «آقْ علی عطّار» در این منطقه کار مردم را راه میاندازد.
مدیریت این عطاری الان با مهدی اخوان ثالث است، البته این مهدی عموزاده شاعر معروف خراسانی است
از ایستگاه سراب که به سمت میدان شهدا قدم بگیرید همان سمت راستتان لابهلای ویترینهای براق به مغازهای برمیخورید که با بقیه متفاوت است. سر در و روی شیشههای این مغازه چیزی نوشته نشده است، اما خیلی از اهالی مشهد میدانند که این فضای پر از عطر گیاهان دارویی عطاری خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث است.
مدیریت این عطاری الان با مهدی اخوان ثالث است، البته این مهدی عموزاده شاعر معروف خراسانی است. او اگرچه خاطرهای از شاعر همنام خود نمیگوید، اما در خصوص این عطاری توضیح میدهد: این عطاری سابقه زیادی دارد و شاید از اولین عطاریهای مشهد باشد که هنوز فعالیت میکند. «آقْ علی عطّار» نامِ مشهورِ علی اخوان ثالث، پدر اخوان است.
به عنوان نسل چهارم اینجا را اداره میکنم
بعد از مرگِ پدرِ اخوان برادر وی یعنی عمو و پدر همسر مهدی اخوان با همان نام «آق علی»، عطّاری را اداره میکند و بعد از فوت عموی اخوان کارِ چرخاندنِ آن عطّاری به پسر عمو و برادر خانم اخوان میرسد. الان هم که من به عنوان نسل چهارم اینجا را اداره میکنم.
او ادامه میدهد: خانواده اخوان از قدیم همینجا زندگی میکنند و علاقه خاصی به این منطقه دارند، علاوه بر این نصحیت پدر بزرگم به پدرم و نصحیت او به من که اینجا را سرپا نگه داریم باعث شده که این عطاری هنوز اینجا باشد و علیرغم تغییرات زیاد اطرافش به کار خود ادامه بدهد.
مردم از داروهای گیاهی هنوز جواب میگیرند
وی استقبال مردم از عطاری را هم در پایداری این عطاری قدیم ایستگاه سراب موثر میداند و میگوید: با وجود اینکه داروهای شیمیایی و داروخانهها زیاد شده، اما چون مردم از داروهای گیاهی هنوز جواب میگیرند این است که کار ما رونق خودش را دارد و به نوعی ایستگاه سراب هنوز عطاری «آقْ علی عطّار» را دارد.
از مغازه که میخواهم خارج شوم، چشمم به عکس کوچکی از مهدی اخوان ثالث میافتد که لابهلای قوطیهای کوچک دارو پشت ویترین جا خوش کرده، شاید کنار «گل زوفا»، شاید کنار «سکنگور» و شاید هم کنار «سیهدانه».
این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
