سر کوچه بازارچه سراب مغازهای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره میکند.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه میشناسند. حاجی با اینکه عمری از او میرود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، میگوید: «هاون ما روغن را نمیسوزاند اما دستگاهها روغن را میسوزاند.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجهربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازهشان در محله خواجهربیع همراه با پدر کار میکنند.
محمد از کودکی با داروهای گیاهی آشنا و به آن علاقهمند میشود. اما عشق و علاقه و تلاش ۲۷سالهاش به این کار از او «محمددارویی» محله را میسازد که یکی از ۲۵ نفری در مشهد است که مجوز تجویز هم دارد.
احتمالا کسی از اطرافیان غلامعلی شکوهی، ساکن محله شهید مطهری، کارمند سختکوش تأسیسات برق شرکت نفت در خانگیران سرخس، فکرش را هم نمیکرد که او روزی پشت پیشخان یک عطاری بنشیند.
غلامرضا دهدولانی ۱۲ سال پیش همسرش را بهخاطر بیماری از دست میدهد. او قبلاز فوت همسرش نذر داشته روزهای عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
جواد سودمند میگوید: مصرف روزانه چایکوهی یا برگ کاکوتی در چای، علاوه بر خوشطعم کردن آن، برای سرماخوردگی و حساسیتهای فصلی نیز مفید است.
علی کاظمی تعریف میکند: شیر آب که نبود، مردم از آب قنات استفاده میکردند برای وضو و آشامیدن. ظهر که میشد، رضا آهنگر بدون معطلی قفلی روی در دکان میزدند و با آب همان چاه وضو میگرفت.
حسین نوریزاده، قدیمیترین عطار محله دانشآموز مشهد است. او که حدود ۶۰سال از عمر ۷۶ساله خود را در این حرفه سپری کرده است، این روزها از قدیمیهای فن و علم عطاری در مشهد به شمار میرود.
قدسیه صمدی بخشی از روزش را به مطالعه و تحقیق و ارتباطبا دانشگاه میگذراند و بخشی دیگر از وقتش را صرف کار زنبورداری و طب سنتی میکند. این بانوی کارآفرین از روی عشق، به کار در طبیعت روی آورده است.
حاجمحمدمحسن طیرانی، عطارزادهای است که علم طبابت را از پدرش، حاج احمد و او از پدر و پدربزرگش، ملاعلی و ملااحمد عطار آموخته است.بناست خاندان طیرانی فرمولهای ترکیبات تجویزی پدربزرگشان را گردآوری کنند.
سید عباس طباطبایی هفتاد ساله شاگرد قدیمی حاج ملا علی عطار و پسرش احمد طیرانی بوده است. سال ۵۷ مغازه خودش را در شهرک شهید رجایی به راه انداخت و خیلی زود بین مردم محبوب شد.
حاج احمد آقایی میرعرب آبادی سومین نسل از بیبی مسجدی میگوید: راز کار من که از بیبی به ارث رسیدهاست، شناخت گیاهان است. او همیشه میگفت راز بزرگ این دنیا در دل طبیعت است.
حسینعلی ربیعی ۲ بار در حرفه اش شکست خورد، اما نا امید نشد و در چهل سالگی ادامه تحصیل داد و دکترای طب سنتی گرفت.
ریحانه اکبری، کارآفرین نمونه محله شهید رستمی به شهروندان درباره گیاهان دارویی مشاوره میدهد.
طبیب سنتی محله مصلی که مدرک دکترای طب سنتی دارد عضو اصلی کمیته علمی گیاهان دارویی جهاد کشاورزی خراسانرضوی است و کشاورزان را درزمینه کاشت سالانه انواع گیاهان دارویی استان راهنمایی میکند.
جلال سلطانی متخصص طب سنتی و اسلامی است. او در سالهایی که مشغول قرائت و تفسیر قرآن است به نظرات قرآن در حوزه پزشکی و سلامت علاقهمند میشود و به صورت حرفهای مطالعات خود را ادامه میدهد.
حاجعلیاکبر برپا میگوید: مرگ بغل گوشمان است، منتها ما آن را نمیبینیم. البته این دیوار برای من مرگ را تداعی نمیکند؛ هم خاطرات این آدمها را برایم زنده میکند، هم درس عبرت است برایم و اینکه بدانم یک روز عکس من هم کنار همین عکسها میآید.او تکتک این آدمها را میشناسد. بعضیها دوست و فامیل مشتری و آشنای نزدیک هستند. با بعضی هم یکیدوکلام بیشتر همکلام نشده است؛
محبوبه اکبری ته و توی همه گیاهها را درآورده و از هر چیزی عرق گیاهی گرفته است. حالا ۶۰، ۷۰مدل عرق گیاهی دارد و چند دستگاه عرقگیری که شب و روز کار میکنند و لحظهای خاموش نمیمانند. هفتسال پیش همسرش دچار معدهدردی عجیب میشود. به پزشکهای مختلف مراجعه میکنند و دارو و درمانهای متفاوت را امتحان میکنند اما هیچکدام افاقه نمیکند. محبوبه خودش دست به کار میشود، یک دستگاه عرقگیر کوچک میخرد، با پرسوجو و مطالعه چند گیاه دارویی برای درد معده هم میخرد و عرقگیری میکند. در این میان از دوست عطارش هم کمک میگیرد. بهبودی همسرش باعث میشود که انگیزه بیشتری برای ادامه این مسیر پیدا کند.