نسرین رازنهان میگوید: همیشه این حرف مادرم در ذهنم باقی مانده است که میگفت: «مادربزرگت با داروی گیاهی مُرده را زنده میکرد!» وقتی کوچک بودم، زمانی که همراه مادرم به صحرا میرفتیم، او همانطور که راه میرفت با پایش به گیاهان اشاره میکرد و خاصیتشان را میگفت. به طور مثال میگفت: «این گیاه بومادران است و برای فلان مریضی خوب است.» از همان زمان من خیلی به گیاهشناسی و عطاری علاقهمند شدم.
یک عطار خوب باید درباره تداخل داروهای گیاهی و داروهای شیمیایی اطلاعات کافی داشته باشد چرا که مصرف همزمان برخی داروهای گیاهی با داروهای شیمیایی موجب خونریزی دستگاه گوارشی، تشنج و ایجاد مشکل برای بیماران قلبی، عروقی و دیابتی میشود. یک عطار خوب باید مزاجها را بشناسد و نسخهپیچی گیاهان دارویی را با توجه با طبع سرد و گرم و معتدل افراد انجام دهد. همه اینها چم و خم کار است و فقط با دانش و تجربه کافی بهدست میآید. این بخشی از گفتههای مهناز سرسخت، قدیمیترین عطار محله وکیلآباد، است.
سمانه جعفری بانوی محله عبدالمطلب میگوید: حقالناس برایم خیلی اهمیت دارد، به طوریکه هر محصولی را که تولید میکنم، ابتدا روی خودم امتحان میکنم و اگر راضی بودم و تأثیری داشت، بعد آن را در اختیار دیگران قرار میدهم؛ زیرا نمیخواهم حقی از مشتری بر گردنم باقی بماند. در بین مشتریهایم افرادی هستند که خودشان در داروخانه کار میکنند یا پرستار بیمارستان هستند. آنها از محصولاتم استقبال میکنند و از این بابت خوشحالم. طی این چند سال حتی یک شاکی هم نداشتهام و همسایهها و اقوام از من خرید میکنند.
عطاری علی میرزایی،در شهرک شهیدرجایی، یکی از عطاریهای قدیمی این محله محسوب میشود. او از ششسالگی کار در این محیط را آغاز میکند، بعدها دورههای مختلف علمی را در این حوزه میگذراند و کاروبارش را راه میاندازد. او علاوه بر همه اینها، یکی از معتمدان و فعالان فرهنگی منطقه هم محسوب میشود. کسی که آرزوهای زیادی برای پیشرفت محله و اهالی آن دارد.
«مرگ حق است؛ یک روز هم سراغ ما میآید» شنیدن این جمله در مراسم ختم و سوگواری بین آدمهای سیاهپوشی که هنوز در بهت از دست دادن عزیزشان هستند اصلا عجیب نیست، اما وقتی بین دیوارهای کاهگلی یک کارگاه کوچک صابونپزی در خیابان مصلی مشهد ایستاده باشید و بوی کتیرا و عطر یاس بیاید چطور؟ حتما تعجب میکنید اگر بگوییم گوینده این جمله مرد پنجاه و دو سالهای است که با ظاهری مرتب پشت میز مغازهای پر از صابون ایستاده؛ یک استاد صابونپز سنتی در عصر مدرنیته و تکنولوژی. علی اکبر برپا استاد صابونپزی که علاقه عجیبی به جمعکردن اعلامیه ترحیم درگذشتگان دارد؛ علاقهای که مغازهاش را به یک کلکسیون بزرگ از آگهی ترحیم تبدیل کرده است.
با اینکه در دهههای گذشته پیشرفتهای علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاریها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهلساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی میشود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازهاش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
ما در گذشته با رفتن به کوههای کلات و هزارمسجد بخشی از گیاهان دارویی را خودمان تهیه میکردیم، اما امسال به دلیل خشکسالی و نبود گیاهان دارویی به کوه نرفتیم و همه را خریدیم، از طرف دیگر با انبار و احتکار گیاهان دارویی توسط برخی سودجویان قیمت گیاهان دارویی چند برابر شده است.
بهدلیل ناشناخته بودن ویروس و بیماری نمیتوان هیچکدام از این داروهای گیاهی را صددرصد تأیید و یا رد کرد. نکته دوم این است که وقتی درباره یک داروی گیاهی صحبت میشود باید ببینیم هدف رفع و درمان بیماری است و یا کاهش آثار آن. چون این دو با هم تفاوت دارد. تاکنون آزمایشات و تحقیقات مختلفی در این زمینه انجام شده است اما آنچه رسما تأیید شده و مجوز ساخت گرفته است یک اسپری و 5شربت تهیهشده از داروهای گیاهی است که همه اثر درمانی دارند و نه اثر بازدارندگی. آن هم باید با تجویز پزشک و متناسب با شرایط بیمار باشد.
مجید انصاری 40سال دارد و از شانزدهسالگی به واسطه برادرش با حرفه عطاری آشنا شده است. میگوید: «اگر بتوانی اطلاعات درست و مناسب درباره خواص داروها و گیاهان به مردم بدهی، خیلی خوششان میآید و ارزش کار بالا میرود. من خودم هر وقت برای خرید به شهرهای مختلف میروم، در زمان چند ساعتهای که داخل مغازه پخشکننده هستم، خیلی با دقت به همه چیز توجه میکنم که نکات تازهای یاد بگیرم و بتوانم بهتر مشترهایم را راهنمایی کنم. نباید نکتهای را از قلم بیندازم.»