کد خبر: ۱۳۹۲۹
۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۰
کام اهالی کوی پلیس با کمترین امکانات شیرین می‌‏شود

کام اهالی کوی پلیس با کمترین امکانات شیرین می‌‏شود

خدیجه کریمی را حالا ۱۰‌سالی می‌شود که اهالی محله‌اش به عنوان یک شیرینی‌پز اسم و رسم‌دار می‌شناسند؛ کسی که همچنان با انرژی به کارش ادامه می‌دهد.

زیاد طول نکشیده که کار را یاد گرفته است. خودش می‌گوید کار را از استادم دزدیده‌ام و حالا برای خودم کار می‌کنم! زیر‌زمین کوچک و نقلی‌اش در محله کوی پلیس مشهد را برای کار انتخاب  کرده و کنار چند نفر از شاگردانش، روزگار خوش و شیرینی را می‌گذارند و حالا در کنار دو پسرش با افتخار از کاری که می‌کند، برایمان می‌گوید. خدیجه کریمی را حالا ۱۰‌سالی می‌شود که اهالی محله‌اش به عنوان یک شیرینی‌پز اسم و رسم‌دار می‌شناسند؛ کسی که همچنان با انرژی به کارش ادامه می‌دهد.

گذشته، آغاز خوبی برای صحبتمان است؛ جایی که کریمی می‌گوید: زمانی‌که برای دیدن کار تزیین شیرینی که همان موقع یکی از همسایه‏‌هایمان در خانه انجام می‌داد، به خانه‌اش می‌رفتم و بعد از آن نیز با چند‌بار حضورم در قنادی خانم همسایه با شیرینی پزی آشنا شدم و قلق کار دستم آمد. کریمی دوست دارد از همان استادش که باعث شد او دستی در شیرینی‌پزی پیدا کند، تشکر کند و اکرم عظیمی همان استادی است که به نیکی از او یاد می‌کند.

او تأکید می‌کند هیچ‌جا آموزش شیرینی و کیک‌پزی ندیده و همه چیز را به صورت تجربی یاد گرفته است. دوست دارم از فعالیت‌هایش در محله حرف بزند. تعریف می‌‏کند: آن زمان کم و بیش شروع کردم به پختن شیرینی. به شیرینی‌‏های بازار توجه می‌‏کردم و از آن‏ها الگویی جدید می‌گرفتم و به این شکل روزی چند نوع شیرینی را هم تزیین می‌کردم، هم می‌پختم.

امکاناتی در حد صفر!

وسایل و محیط کارش خیلی شیک و پر زرق وبرق نیست و شاخ درمی‌آورم چطور یک نفر با امکاناتی مثل یک فر خانگی بسیار معمولی که درش هم خوب بسته نمی‌شود (!) می‌‏تواند شیرینی و کیک‌هایی به این خوشمزه‏ای درست کند.

می‌‏گوید: وقتی برای همسایه‌ام کار می‌کردم، حقوقم هزار تومان بود که وقتی ۵‌هزار تومان شد یک فر روی گازی خریدیم، اما بعد از مدتی که حقوقم ۸۰ هزار تومان شده بود به کمک همسرم توانستم یک فرخانگی بخرم و از آن موقع تا الان با همین کار می‌‏کنم. حساب و کتاب کارهایش به خوبی دستش است و از هیچ چیزی غافل نیست (میان صحبت‌هایش از همسرش خیلی یاد می‌کند که او را در این راه کمک کرده است)

وقتی برای همسایه‌ام کار می‌کردم، حقوقم هزار تومان بود که وقتی ۵‌هزار تومان شد یک فر روی گازی خریدیم

 

اولین‌بار شیرینی عروسی برادرزاده‏ام را پختم

صحبت‌هایش پر از یاد خانواده‌اش است که او را در این راه کمک می‌کردند. از شوهرش هم که تا دلتان بخواهد تعریف می‌کند! می‏گوید: ابتدای کار، خانواده‏ام کمی مخالفت کردند، اما وقتی علاقه من را به شیرینی‌پزی دیدند، اولین سفارش‌ها را به من دادند. این باعث شد اعتماد به نفسم افزایش یابد. حتی کیک اولین جشن تولد پسرم را هم خودم پختم. او حتی شب تولد اولین پسرش هم سفارش کار داشته و تازه آن را هم پذیرفته است! کریمی می‌گوید: برادرم اولین سفارش را برای عروسی پسرش به من داد و من با اشتیاق و قوت قلب زیادی آن کار را انجام دادم.

 

علاقه‌ام به شیرینی واگیر داشت!

شاید برای خیلی از شیرینی‌پز‌ها استفاده افراطی از روغن و شکر خیلی مهم نباشد، اما او مثل مادری دلسوز، مراقب سلامتی بقیه است. کریمی حالا به خاطر استفاده از مواد اولیه خوب و کم چرب، از طرف بسیاری از مدارس، مهد کودک‌ها و ... سفارش کار دارد و کیک‌هایش در جشن‌ها و مناسبت‏های مختلف آنها جای دارد. او بدون اینکه بخواهد، آن‌قدر شیرین درباره شیرینی و شیرینی‌پزی صحبت می‌کند که باورم می‌شود بیشتر شاگردانش از همین کلام شیرین جذب این حرفه شده‌اند.

 

عید‌ها محله طعم شیرینی می‌دهد

کریمی به روز‌های عید و رفت و آمد زیاد همسایه‌ها در محله اشاره می‌کند و می‌گوید همه کمک می‌کنند تا شیرینی‌هایم به‌موقع به مشتری برسد. (گفتم که این علاقه به شیرینی‌پزی واگیر دارد) کریمی خیلی به فضای زندگی و کارش اهمیت می‌دهد. در این کارگاه کوچک خانگی که به طور طبیعی باید کمی ریخت و پاش باشد، نه خبری از زباله است و نه حتی گرد و خاک!

حالا خانم کریمی با خیالی آسوده به کار و کاسبی حلالی که با زحمت به راه انداخته است، نگاه می‌کند و حاصل دسترنجش را با شاگردانش تقسیم می‌کند. شاید حلاوت و شیرینی این تجربه بتواند تا آخر عمرش، کام او و همکارانش را شیرین کند...

 

*این گزارش سه شنبه، ۱۴ شهریور ۹۱ در شماره ۲۰ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام