پیگیریهای حاجآقاحبیبی محله کوی پلیس را آباد کرد
برای آغاز، نمیدانم از کجا شروع کنم و از چه بگویم. از کلانتری که با تلاشهای او به محله آمد بگویم یا درمانگاهی که پیشنهاد ساختنش را عملی کرد. شاید بهتر باشد از کمکهای خیری که با کمک او به محله کوی پلیس مشهد میرسید، حرف بزنم، ولی باز فکر میکنم شاید بهتر باشد از ۴۰ سال برپا داشتن نماز در مسجد محله حرف به میان بیاورم...
اما قبل از هرچیز دوست دارم از دنیای درونش بگویم؛ از حاجآقاحبیبی که زندگیاش رنگ دیگری دارد و در خانه سادهاش، صفا بیشتر به چشم میآید. او وجودش را وقف محله کرده است و این چیزی نیست که خود به زبان آورده باشد، این را همه اهالی محله کوی پلیس میدانند...
سال ۱۳۳۳ بود که حاجآقاحبیبی نوجوان طلبه گرگانی برای تحصیل راهی مشهد شد و با خریدن زمینی در محدوده گاراژدارها ساکن این شهر شد. کمکهای پدری او، یکی از گامهای این طلبه نوجوان در امور خیریه بود؛ تا جایی که بعد از ازدواج و در جوانی حاجآقاحبیبی زندگیاش را با انجام امور خیریه میگذراند. او که تاکنون هفت بار به عنوان مبلّغ راهی جبهه شده است، اکنون ۶ فرزند و بیش از ۲۰ نوه دارد. قرارمان را با او در منزلش در خیابان پرویناعتصامی میگذاریم و او بیش از آنچه در تصورمان بود، پذیرایمان میشود.
به این ۴۰ سال افتخار میکنم
خیلی حرف است که یک نفر ۴۰ سال وظیفه خود بداند امام جماعت مسجدی باشد. حاجآقاحبیبی ۴۰ سال است با حضورش در مسجد «ارض اقدس» و اقامه نماز انس و الفت خاصی بین مردم محله ایجاد کرده است.
حاجآقاحبیبی با حضورش در مسجد «ارض اقدس» و اقامه نماز انس و الفت خاصی بین مردم محله ایجاد کرده است
هرچند غیر از نماز جماعت فعالیتهای دیگری هم داشته است؛ تا جایی که ایجاد پایگاه بسیج، انجام برنامههای مذهبی و فرهنگی، رفع مشکلات مسجد و... مهمترین دغدغههای هممحلهای ما بوده که در مدت حضورش در مسجد آنها را عملی کرده است.
اما حالا به قول خودش وقت رفتن است. او با اشاره به اینکه مساجد به افراد تازهنفس احتیاج دارند، میگوید: مدتی است که استعفای خود را از سمت امام جماعت مسجد نوشته و ارائه دادهام که هنوز با آن موافقت نشده است. میگوید: این ۴۰ سال، بهترین دوره زندگیام بوده که به آن افتخار میکنم.
بنیانگذار کلانتری کوی پلیس
ما را با خود به سال ۱۳۵۹ میبرد. آن زمان محله کوشش (گاراژدارهای قدیم) بعد از انقلاب، تازه داشت نفس میکشید. شوراهای محله راه افتاده بودند و حاجآقاحبیبی که امام جماعت مسجد ارض اقدس بود، پای ثابت این شورا بهشمار میرفت. اما او فقط یک عضو ساده نبود و مثل یک پژوهشگر اجتماعی، نیازهای مردم را بررسی میکرد. ناامنی یکی از مهمترین نیازهای مردم بود که او شناسایی کرده بود و برای آن راه حل هم میداد که از نظر او باید اجرا میشد.
احداث کلانتری که بتواند معضل ناامنی محله را رفع کند، خیلی زود تبدیل به پروژهای مردمی شد یعنی با کمکهای مردم، احداث آن به سرانجام رسید. کلانتری کوی پلیس طی چند ماه احداث و نام حاجآقاحبیبی برای همیشه به عنوان یکی از بنیانگذاران اصلی آن در ذهن مردم ماندگار شد.
میگوید: زمانی که کلانتری تاسیس شد، در آن مکانی برای شورا در نظر گرفتیم و اینگونه بهتر به رفع مشکلات مردم میپرداختیم. مردم هم با ما ارتباط خوبی داشتندکه انگیزه ما را برای خدمترسانی به آنها دوچندان میکرد.
یک سال بعد، تاسیس درمانگاه و دارالشفا
حالا بعد از یک سال در حالیکه مردم از داشتن کلانتری محله شاد بودند، حاجآقاحبیبی در غم و اندوه نبود یک مرکز خیریه درمانی بهسر میبرد که میتوانست نیازهای بهداشتی و درمانی مردم محله را رفع کند.
میگوید: سال ۱۳۶۰ پیشنهاد ساخت درمانگاه خیریه را مطرح کردم و با وجود اینکه برخی مخالف آن بودند، با همت مردم و کمکهای خیر آنها توانستیم دارالشفا را تاسیس کنیم. او میگوید درکنار سختیهای کار خاطرات شیرینی هم وجود داشت: هر یک از مردم در حد توان خود به ساخت این مرکز درمانی کمک میکردند. این باعث میشد احساس کنم هیچکس پشت مرا در این راه خالی نگذاشته است.
برخی افراد از همان زمان خود را متعهد کردند، هر ماه مبلغی را به خیریه کمک کنند و خوشحالم که هنوز افتخار دارم این کمکهای خیر را از همان افراد تحویل بگیرم و به درمانگاه برسانم. او عنوان میکند: اکنون دارالشفای امامحسین (ع) نه تنها دراین محله خدمت میکند، بلکه افراد زیادی از سرتاسر شهر از این مرکز استفاده میکنند و این باعث افتخار ماست.
رابط آیتا... میلانی در محله
حالا محله درمانگاه هم داشت، اما این هم تنها نیاز مردم نبود. برخی خانهها مشکل آب، برق و گاز داشت، عدهای از اهالی مشکلات مالی داشتند و کمبود برخی امکانات در محله به شدت احساس میشد. حاجآقاحبیبی تعریف میکند: در آن زمان آیتا... میلانی از عالمان برجسته بودند که برای رفع نیازهای مردم و کمک به آنها، فعالیت گستردهای داشتند. ایشان در هر محله رابطی برای خود داشتند که من افتخار این را داشتم تا مشکلات و مسائل مردم این محدوده را برای ایشان شناسایی کرده و نیازهای محله را بازگو کنم.
به این منظور افرادی در محله برای کمک به نیازمندان و رفع مشکلات محله شناسایی شدند که به این امور میپرداختند. این فعالیتها ادامه پیدا کرد و تاکنون نیز این افراد همچنان به کمکهای خود و امور خیریه در محله میپردازند. برخی نیز این فعالیت در کارهای خیر را به فرزندانشان انتقال دادند.
بازسازی مسجد با دست خالی
مسجد ارض اقدس با بافت قدیمیاش دیگر توان حضور پرشور مردم را نداشت و باید تغییراتی در آن ایجاد میشد. حاجآقاحبیبی که مثل همیشه قبل از هرکس به شناسایی این موضوع پرداخته بود، دست به کار شد و با وجود اینکه وضعیت مالی چندان خوبی نداشت و کمکهای مردمی هم در آن برهه از زمان چندان چشمگیر نبود، تعلل نکرد.
میگوید: برخی با تمسخر میگفتند بازسازی مسجد کاری نیست که بتوان با دست خالی آن را انجام داد، اما من روی این موضوع پافشاری میکردم، تا جاییکه خیلیها را همراه خود کردم. او تعریف میکند: هرچند این کار سختتر از آن چیزی بود که در ذهنم مینمود، اما بالاخره با موفقیت و بعد از یک سال، به پایان رسید و مردم محله با مسجدی بزرگتر و با ساخت بهتر روبهرو شدند.
این روزها حاجآقاحبیبی با حدود ۸۰ سال سن، هنوز هم در جلسات مختلف خیریه و مذهبی شرکت میکند: هر روز برای نماز به مسجد ارض اقدس میرود؛ وقتی داخل محله قدم میزند، انگار باغبانی است که میوههایش را به ثمر رسانده است. هرچند از آن قدیمیها تعداد انگشتشماری باقی ماندهاند و شاید برخی ساکنان جدید چندان با کارهای او در محل آشنا نباشند، اما مهم این است که جایجای محله با نام او و همان شورای محل اوایل انقلاب گره خورده است.
*این گزارش سه نشبه، ۲۷ تیر ۹۱ در شماره ۱۳ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.