صحافی برای علی جلالیان آمد داشته است
از سال ۲۵ هنر صحافی را در مغازه قدیمیشان روبهروی دبیرستان شاهرضا (ساختمان اداره کل آموزشوپرورش)، در کنار پدرش فرا گرفت. اوایل پدرش گیوهدوز بود، بعد از آنکه وارد شغل صحافی شد آن را بهعنوان یک حرفه فرا گرفت و به فرزندش نیز انتقال داد و شد راه کسب و کار و روزی حلالی برایش. علی جلالیان ابراهیمی، ۵۴ سال دارد و از ساکنان و صحاف قدیمی محله عبادی است. او برایمان از سختی این کار و صبر و حوصلهای که یک صحاف برای تمیزی کارش باید به خرج دهد، صحبت میکند.
ابراهیمی میگوید: افراد زیادی برای یادگیری این حرفه نزد من آمدند تا این کار را به عنوان حرفه در پیش بگیرند، اما به علت ظرافت و دقت زیاد این کار، زود خسته شدند و این کار را رها کردند، در واقع جوانهای این دوره و زمانه میخواهند زود به نتیجه برسند، زیرا در کار صحافی تک تک برگهها مورد ترمیم قرار میگیرد.
به گفته وی او همه نوع کتابی صحافی کرده، از کتابهای قدیمی و نفیس بگیر تا کتابهای برخی از کتابخانههای سطح شهر و مدارس. بیشتر برایش کتاب قرآن و کتابهای مفاتیح و دعا میآورند. به گفته خودش اینکار برایش آمد داشته ولی بعد از او دیگر کسی نیست که این حرفه را در پیش گیرد. فرزند پسر دارد، اما ترجیح میدهد تا او درسش را بخواند و از راه علم به جایی برسد و زیاد او را به ادامه کار صحافی تشویق نمیکند.
حالا که طبیعت از بین میرود چرا عدهای قدر این نعمت را نمیدانند
ارزش کاغذ را بدانید
روی کتاب و برگههای کاغذ حساسیت خاصی دارد. از اینکه میلیونها هکتار درخت را قطع میکنند تا با آن کاغذ درست کنند، ناراحت است و میگوید: حالا که طبیعت از بین میرود چرا عدهای قدر این نعمت بزرگ را نمیدانند و نسبت به فراوردههای آن بیاعتنا هستند.
از اینکه برخی از افراد کتابهایی را برای تعمیر میآورند که از آنها بد نگهداری کردهاند و پاره و نامنظم شده گله دارد و میگوید: کتاب را نباید در جای مرطوب و در مقابل نور آفتاب قرار داد، زیرا به عمر مفید آن آسیب میرساند.
ابراهیمی ادامه میدهد: میراث فرهنگی در ماندگاری از شغل صحافی پشتیبانی میکند و در ماندگاری این حوزه تلاش دارد. البته بماند که اینکار را کسی به طور جدی حمایت نمیکند و در حال از بین رفتن است، زیرا امروزه دستگاههایی آمده که در مدت زمان کوتاهی صحافی میکند و این شغل و صحافها را کنار زده است.
وقتی برای مطالعه ندارد و به قول خودش، روزگار را با کتاب سر میکند. جلالیانابراهیمی ادامه میدهد: غیر از کتاب، مجله و مطبوعات از جمله روزنامههای گوناگون را برای صحافی میآورند.

صحاف سر خود نباشید
از اینکه برخی بعد از پارهشدن کتاب به آن چسب میزنند و سعی میکنند به گونهای کتاب را ترمیم کنند گله دارد، زیرا بسیاری از کتابهایی که با چسب نواری در برگههای آن برایش میآورند، باعث گرفتن وقت زیادی برای ترمیم میشوند و حتی به کتاب نیز آسیب میرسانند. او در ادامه میگوید: اگر کتابی خراب میشود، بهتر است از همان اول به دست صحاف برسانند و گرنه بعد از چسب و چسبکاری آسیب زیادی به کتاب وارد میکنند.
او همچنین اشاره میکند: گاه برخی وسط کتاب را با عکس و برگههایی علامتگذاری میکنند مثلاً عکس یادگاری، دعا، یادگاری، نوشته، پول و آدرس در میان کتاب میگذارند و گاه نیز سند خانه را در قرآن میگذارند که این امر باعث آسیبرساندن به کتاب میشود، زیرا حتی تنظیم اولیه کتاب را به مرور زمان بر هم میزند و به اصطلاح کتاب تاب برمیدارد و باعث باز شدن صفحهها میشود. کسانیکه کتابهایشان را برای تعمیر میآورند باید قبل از اینکه آن را به دست صحاف بسپارند، همه مدارک و برگههای داخل کتاب را بردارند تا کار ما سریعتر صورت گیرد.
این صحاف قدیمی منطقهمان میگوید: برخی کتابهایی را که پدر تعمیر کرده و حالا بعد از ۴۰ سال برای تعمیر دوباره به علت استفاده زیاد، میآورند از دست خط پدر تشخیص میدهم و میبینم که کار خودمان بوده است، زیرا صحافیها هر کدام مدل خاصی برای تعمیر کتاب دارند و کار خود را میشناسند.
تنها چیزی که از اوقات فراغت بچگیاش میگوید این است که آن روزها با بچههای محل تنها سرگرمیشان بازی با کارتنهای بیسکوییت بود و تیلهبازی و بسیاری از بازیهایی که امروز دیگر اثری از آن نیست.
در پایان از جمله ابزار کارش میتوان به فلز گراور (که با فشاری روی جلد به نوعی نمایانگر برجسته کاری روی جلد میشود)، نخ، چسبچوب، اره، پودر رنگطلایی و لوازم ریز و درشتی از جمله سرب یا طلاکوب که با آن
حروفهایی در سایز ۲۴، ۳۸ و ۴۶ نوشته میشود، اشاره داشت.
این گزارش ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در شماره ۴۴ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.