کد خبر: ۱۴۴۱۴
۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
مالاباجی‌ مکتب، حافظ محله جلالیه را با قرآن آشنا کرد

مالاباجی‌ مکتب، حافظ محله جلالیه را با قرآن آشنا کرد

صفیه سالار‌رضایی را ساکنان محله به نام همسرش ناصری و یکی از بانوان مکتبی می‌شناسند. علاقه او به قرآن از همان مکتب خانه و بانوانی که آموزش قرآن به بچه‌ها می‌دادند شروع می‌شد.

پدرم عقیده داشت دختر نباید برود مدرسه، شرط گذاشته بود اول قرآن و حافظ بعد مدرسه. مکتب‌خانه در همان محل سکونتمان بود. پدرم حافظ و قرآن گرفت و من شاگرد مکتبی شدم. اول مکتب رفتم، بعد مدرسه. مدرسه که شروع شد، هنوز دوره‌ام کامل نشده بود؛ صبح‌ها مدرسه می‌رفتم عصر‌ها مکتب.

حس خوبی داشتم؛ بودن بین بچه‌مکتبی‌ها با ملا‌باجی که هم قرائت یادمان می‌داد هم حفظ، شروع خوبی بود که قرآن برای همیشه در زندگی‌ام بماند و ماندگار شود.

صفیه سالار‌رضایی که خیلی‌ها او را به نام همسرش، ناصری می‌شناسند، کودکی‌اش را در محله جلالیه گذرانده است و حالا برای خودش یک بانوی مکتبی تمام است و خانه‌اش محل رفت‌و‌آمد جلسه‌ای‌ها...

آرامش خاصی دارد و نشاط همان بچه مکتبی‌هایی را که دور ملا‌باجی می‌نشینند و قرآن را با ذوق مرور می‌کنند. می‌گوید: قرآن همیشه برکت زندگی‌ام بوده است و من هنوز هم مثل همان روز‌ها وقتی قرآن به دست می‌گیرم، کلماتش آرامم می‌کند.

 

قرآن همیشه برایم برکت بوده است

قرآن برایش همیشه بی‌مثال بوده و در بحران‌ها و سختی‌های زندگی غافلگیرش کرده است؛ این لطف را از برکت سوره‌هایی می‌داند که حالا روی قلبش حک شده و همیشه ا‌ز بر می‌خواندشان؛ یس، مومنون، حدیث کسا، آل یاسین... می‌گوید: سال‌۶۶ شروع کردم به حفظ سوره‌ها و شرکت در مسابقات قرآنی، بعد هم جلسه‌های قرآنی.

ادامه می‌دهد: تاثیر این کلمات شگفت‌انگیز در زندگی‌ام آن‌قدر بود که دوست داشتم همه همسایه‌ها و دوستان آن را درک کنند. این شد که جلسات قرآنی را بر پا کردم، هر هفته یک‌شنبه‌ها ساعت‌۹ تا ۱۱.

وقت تعریف که می‌شود، می‌گوید: مدرک قرآنی‌ام را سال‌۷۳ گرفتم و از همان سال کلاس‌های قرآن و تجوید و قرائت را برگزار کردم که بعد‌ها به جلسات هفتگی تبدیل شد.

زمانی را به یاد می‌آورد که فرزندان قد و نیم‌قدش را با خود به جلسات می‌برد؛ بچه‌هایی که حالا همه‌شان جلسه‌ای شده‌اند؛ می‌گوید: چهار دختر دارم و یک پسر که دختر‌ها همه بعد از گرفتن دیپلم ازدواج کرده‌اند و تنها پسرم هم دانشجوست.

 

آموزش مهارت‌های زندگی در کلاس قرآنی

خانم سالاررضایی ادامه می‌دهد: جلسات ما یک ویژگی دیگر هم دارد؛ دخترم که دوره مهارت‌های زندگی را گذرانده در هر جلسه به آموزش این مهارت‌ها می‌پردازد. البته این برنامه در برخی جلسه‌های ما انجام می‌شود و در جلسه‌های دیگر هم دخترم سیره زندگی ائمه (ع) را آموزش می‌دهد.

آموزش همراه با تشویق

برای کلاس‌ها و جلساتش یک برنامه تشویقی دیگر هم دارد که آن را از مادرش یاد گرفته است، می‌گوید: مادرم عادت خوبی داشت؛ وقتی درسی را یاد می‌گرفتیم، با دادن هدیه تبریک می‌گفت و تشویقمان می‌کرد. او هم مثل پدرم بود و به قرآن توجه خاصی داشت. این کار او باعث انگیزه بیشتر من می‌شد؛ همه کار‌های خوب بچه‌ها با یک هدیه همراه بود و سعی کردم این عادت را ترک نکنم. در جلسات هم این کار خیلی جواب می‌داد.

 

بانوی مکتبی محله جلالیه از  مالاباجی‌هایی و مکتبی‌های قرآن می‌گوید

 

جلسه‌ها، همگانی است

حاج‌خانم تلاش کرده است دوره‌های قرآنی را به مدرسه‌های محله هم بکشاند و در این‌باره می‌گوید: زنگ‌های تفریح بهترین فرصت بود تا آموزگاران هم با قرآن مانوس شوند. بیشتر روز‌ها، زنگ‌های تفریح به مراکز آموزشی می‌رفتم و با معلمان دوره قرآنی می‌گذاشتیم.

سالاررضایی افتخار دارد که امروز در محله با جسلات قرآنی‌اش شناخته می‌شود. او که برای حضور در بعضی از جلسه‌های مداحی و قرآن به شهرستان‌های اطراف هم سفر داشته است، ادامه می‌دهد: جلسات من همگانی است و همه در آن حضور دارند؛ هم جوانان و بزرگ‌سالان و هم کودکان و مادرانشان.

هم‌محله‌ای ما تاکید می‌کند: قرآن، اکسیر عشق است که زندگی‌هایمان را زر می‌کند؛ آن را از روز‌ها و لحظه‌هایمان دریغ نکنیم. اگر به قرآن اعتقاد داشته باشیم، تمام مشکلاتمان رفع می‌شود.

 

*این گزارش در شماره ۴۴ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۱۴ اسفندماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام