محمدابراهیم نوروزی، یک عمر در خدمت هم محلی هایش بوده است
از اولین ساکنان محله فاطمیه است؛ وقتی هنوز تعداد خانههای محله به عدد انگشتان دست هم نمیرسید، ساکن اینجا شد و به اتفاق همان چند همسایه، شروع کرد به رسیدگی و آبادانی محله؛ از آوردن آب و برق و گاز به محله تا گرداندن مسجد و تشکیل جلسه قرآن خانگی که هنوز هم برقرار است. صحبت از محمدابراهیم نوروزی، پیشکسوت قرآنی محله فاطمیه است که در ادامه از برکت زندگی با قرآن میگوید.
قرآن بخوان، کیف کنیم!
نوروزی که این روزها هشتادوسومین بهار زندگی را سپری میکند، متولد تربت حیدریه است و بزرگ شده مشهد؛ تحصیلات ابتدایی را که تمام کرد، ترجیح داد مشغول کار شود. سواد و تربیت قرآنی اش را مرهون پدری است که کاسب بود و اهل علم و قرآن.
از آن روزها این طور یاد میکند: پدرم با اینکه مسگر بود، مطالعات فقهی و حوزوی خوبی داشت و با علما مأنوس بود. مرتب در خانه قرآن میخواند و وقتی ما را مشغول بازی در کوچه میدید، میگفت «این قدر دنبال بازی نباشید؛ بیایید کنار من بنشینید.» بااینکه اجبار در کار نبود، اوایل به خاطر امر پدر با بی میلی مینشستم و گوش میدادم ولی به تدریج علاقهمند و دل بسته قرآن شدم.
به گفته خودش با تشویقهای پدر و تأکیدی که روی تجوید و درست خوانی داشت، در مدتی کوتاه طوری پیشرفت کرد که اقوام به او میگفتند «قرآن بخوان، کیف کنیم!»
به محلهام بی تفاوت نبودم
این طور که تعریف میکند، فوت مادر در دوازده سالگی و سنگینی داغش، بهانهای شد برای مهاجرت پدر به مشهد و شروعی دوباره در این شهر مقدس؛ «سال ۱۳۳۷ همراه پدر ساکن مشهد شدیم و در حوزه نزدیک به حرفه پدری یعنی ریخته گری و ذوب فلزات کارم را ادامه دادم. بعد از خدمت سربازی و ازدواج هم مدتی رانندگی درون شهری و برون شهری را تجربه کردم و بعد همراه برادرم به تولید چراغ پرداختم.»
کمی بعد وارد کار قطعه سازی موتورسیکلت شد و طی بیست سال اخیر هم روی تولید قطعات پرسی و فر و فورجه تمرکز کرده است؛ «سال ۱۳۵۴ این خانه را در محله فاطمیه ساختم و از آن زمان که اینجا فقط چهار پنج خانه داشت، تاکنون همین جا هستیم. نوسازبودن محله دردسرهایی داشت مثل نبود برق، آب و گاز و.... به اتفاق همان ساکنان معدود محله آن قدر به سازمانهای مربوطه رفتیم که دیگر کارمندانش ما را شناخته بودند و هر طور بود توانستیم امتیازات را به محله بیاوریم.
شخصا هم به مشکلات بی تفاوت نبودم؛ با هزینه خودم کوچه را آسفالت و بن بست انتهای آن را که مشکل ساز بود و حالا به جاده رسالت راه دارد، رفع کردم که اهالی محله خیلی خوشحال شدند.»
دورهمی شبانهای که عاقبت به خیر شد
شکل گیری جلسه قرآن در محله فاطمیه از برنامههایی بود که خیلی اتفاقی پا گرفت و ماندگار شد. او در این باره میگوید: فعالیت برای محله از همان پیش از انقلاب سبب رفاقت و رفت و آمد بیشتر با اهالی شده بود، به طوری که معمولا شبها جلو درِ خانه، دور هم جمع میشدیم؛ پدر که با توجه به فقدان مادر، از ابتدای ازدواجمان با ما زندگی میکرد، به رسم توجه همیشگی اش به قرآن و تشویق دیگران برای انس با این کتاب آسمانی، پیشنهاد تشکیل جلسه قرآن را مطرح کرد تا دورهمی مان، مفیدِ دنیا و آخرت باشد. استقبال کردیم و به تدریج اعضای جلسه افزایش پیدا کرد به حدی که اتاق پذیرایی مان پر میشد.
تا حدود سال ۶۹ که پدرش در قید حیات بود، جلسه هرهفته، شبهای چهارشنبه، به صورت نوبتی خانه به خانه برگزار میشده و خودش عهده دار تجوید و اصلاح قرائتها بوده است. بعد از او مدتی محمدآقا این کار را انجام میداده، اما از حدود سال ۹۷ که شرایط جسمی اش دیگر خوب نبوده است و نمیتواند به مسجد برود، این کار به افراد دیگری مثل آقای طیرانی واگذار شده است.

راننده افتخاری پدر رهبر
این فعال قرآنی باتوجه به ایام شهادت رهبر معظم انقلاب، به دغدغهها و فعالیتهای قرآنی ایشان اشاره میکند و میگوید: مثل ایشان دیگر وجود ندارد؛ خیلی راحت از دستشان دادیم؛ باورم نمیشود که دیگر نیستند.
هیچ وقت در زندگی احساس کمبود نکردهام و به آنچه دارم، قانع هستم. معتقدم هرچه ندارم، صلاحم نبوده است
بعد هم یاد خاطرهای زیبا از پدرش و پدر رهبر شهید میافتد؛ «از وقتی به یاد دارم پدرم مقید بود نیمه شبها به حرم مطهر مشرف شود؛ من هم احساس وظیفه میکردم هر وقت که امکانش فراهم باشد، او را به حرم برسانم و برگردانم. حدود سالهای ۵۴ تا ۵۶ متوجه شدم که پدر در حرم مطهر پشت سر آیت الله سیدجواد خامنهای (پدر رهبر شهید) نماز میخواند و به ایشان ارادت دارد.
من که افراد موردعلاقه پدر، مانند خودش برایم محترم بودند، تصمیم گرفتم هر شب که خدمت پدر میرسم، آیت الله سیدجواد خامنهای را هم به منزلشان برسانم؛ گاهی با موتور و گاهی با ژیانی که تازه خریده بودم، این خدمت را انجام دادم؛ هرچند آن زمان هیچ شناختی از جایگاه ایشان و فرزندشان، آقا سیدعلی نداشتم.»
برکت قرآن در زندگی
آقای نوروزی معتقد است هر چه دارد اعم از سلامتی، خانواده، همسر و فرزندان با ایمان از برکت قرآن است؛ «به لطف خدا همسری باایمان و پنج فرزند دارم و همیشه، از لحاظ مادی، در رفاه بودهام؛ اینها همه از برکت قرآن است. سعی کردم رسم قرآنی پدر را برای فرزندانم اجرا کنم و زیاد در خانه قرآن میخواندم. هر چند نشد مثل پدر برای بچهها وقت بگذارم، شکرخدا همه اهل قرآن هستند. هیچ وقت در زندگی احساس کمبود نکردهام و به آنچه دارم، قانع هستم. معتقدم هرچه ندارم، صلاحم نبوده است؛ پس برای نداشتهها هم خدا را شکر میکنم.»
هم آموزش قرآن، هم روشنگری درباره مسائل روز
جمشید مهدوی کوچک سرایی، از دوستان دیرین محمدآقا که جانباز انقلاب اسلامی است، تعریف میکند: از سال ۵۹ که در محله فاطمیه خانه خریدم، با آقای نوروزی و جلسه قرآنش آشنا شدم. حکم استادم را دارد. آن زمان حدودا سی سال داشتم و روخوانی قرآن را بلد بودم، اما در جلسه ایشان، صوت و لحن را هم یاد گرفتم و حالا به صورت حرفهای ترتیل میخوانم. در همان پنج شش سالی که در آن محله ساکن بودم، از نزدیک آثار و برکات این جلسه را میدیدم؛ افرادی بودند که با وجود سن زیاد نمیتوانستند قرآن بخوانند ولی با آموزشهای آقای نوروزی خیلی خوب، هم روخوانی و هم ترتیل قرآن را آموختند.»
به گفته او این جلسه فقط آموزش قرآن نبوده است، بلکه مسائل فرهنگی سیاسی روز، سیره اهل بیت (ع)، امربه معروف و نهی از منکر، خدمت به محرومان و ... هم در آن مطرح میشده که بسیار لازم و مؤثر بوده است. میگوید: مردم در خفقان دوران طاغوت، از اطلاعات و تحلیل محروم بودند و مثل امروز نبود که هر کسی در هر سنی، اطلاعات یا قدرت تحلیل داشته باشد.
* این گزارش یکشنبه ۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.