امام جماعت محله شهیدقربانی نویسنده است
میگویند نویسندهها دنیای عجیب و غریبی دارند؛ اما او نه دنیای عجیبی دارد و نه آدم متفاوتی است. بر عکس نوشتههایش که اغلب، داستانهای کوتاه است، آدم خیالپردازی نیست و زندگی خیلی معمولی دارد. سیدعلی حسینی از همان کودکی دستی در نویسندگی داشته و انشاء نویس ماهری درمدرسه محل تحصیلش بودهاست. شاید زیاد شناخته شدهنباشد، اما وقتی داستانهایش را میخوانید، ارتباط چشمگیری با ذهنتان برقرار کند. از داستان کوتاه «یهتکهنان» گرفته تا داستانکهای «امتحانات». او افکار جالبی دارد که همین افکار، زندگی اش را شکل داده است.
انشانویس منحصربهفرد دوران دبستان
سیدعلی، متولد سال ۶۲ و فرزند خانوادهای مذهبی و از سال ۷۳ ساکن محله شهید قربانی مشهد است. خودش استعداد نویسندگیاش را مربوط به انشاهای منحصربهفرد دوران دبستان میداند و میگوید: همیشه دوران دبستان، انشاهایی مینوشتم که نشان میداد استعداد نویسندگی دارم. وقتی وارد دوران راهنمایی شدم، در کلاسهای سازمان تبلیغات در سال ۷۴ با عنوان عصر «پنجشنبه با قصه» شرکت کردم که بعد از آشنا شدن با ترفندهای نویسندگی، هرهفته در این کلاسها یک داستان را نقد میکردیم که این روش یادگرفتن، هم جذابتر بود و هم مشوقی بود تا بهتر بنویسم.
کتابهای رضا رهگذر. جلالآل احمد، صادق هدایت و یوسکی را فراوان مطالعه کردم
در همان سال اول راهنمایی، زیر نظر اساتید مختلف از جمله آقای احمدی، خانم طاهری، سید هادی نوری و ... تجربیات زیادی کسب کردم و به مرور این اعتماد به نفس را بدست آوردم که به تنهایی داستان بنویسم.
ابتدا شروع کردم به مطالعه کتابهای مختلف از جمله «پلی به سوی داستان نویسی»، کتابهای رضا رهگذر. جلالآل احمد، صادق هدایت و یوسکی را فراوان مطالعه کردم. سپس اولین داستان کوتاه خودم را سال اولدبیرستان با عنوان «قول خردادماه» نوشتم که در شماره اول نشریه پیامبراعظم (ص) سازمان تبلیغات به چاپ رسید.
تاکنون ۸ داستان نوشتم
حسینی گریزی هم به دوران دبیرستان و سربازیش میزند و ادامهمیدهد: وقتی به سربازی رفتم، دیگر نوشتن داستان برایم در حاشیه قرارگرفت و شروع کردم به نوشتن خاطرات سربازی در قالب داستان کوتاه که تاکنون در جایی منتشر نشدهاست.
در حال حاضر هم بیشتر فعالیتم در وبلاگ نویسی است. من به داستان نویسی، یک نگاه هنری دارم، نه یک سرگرمی که بخواهم با آن وقتم را پرکنم. تاکنون ۷ الی ۸ داستان نوشتم، اما متاسفانه با وجود اینکه قابلیت چاپ داشتند، در جایی منتشر نشدهاند.
وی در ادامه صحبتهایش، مشکل اصلی نویسندگی را بیتوجهی و عدم بهادادن کافی به این قشر عنوانمیکند و میگوید: تاکنون در زمینه نویسندگی کاری انجام نگرفته و تعریف درستی از آن در هیچکجا ارائه نشده و اکثر افراد فکر میکنند که اگر یک مطلب بنویسند، نویسنده هستند؛ در حالیکه نویسندگی شاخههای زیادی از جمله خاطرهنویسی، انشانویسی، زندگینامهنویسی و ... را شامل میشود.
اگر به حرفه نویسندگی بها دادهشود، بسیاری از ذهنها پرورش داده میشوند، اما متاسفانه حتی برخی از مراکزی که میتوانند نوشتههای نویسندگان را چاپ کنند، به خودشان زحمت نمیدهند تا مطلب نوشتهشده را بخوانند، چه برسدبه آن که بخواهند آنرا مورد نقد قراردهند!
الان وضعیت به جایی رسیده که اگر بخواهیم مطلبمان را منتشر کنیم، باید حتما معرفینامه از ارگان خاصی داشتهباشیم. به همینخاطر، من مجبورم داستانهایم را روی وبلاگ شخصیم منتشر کنم تا گوشهخانه و قفسه کتاب نمانند.
نویسندهای که دانشجو حوزه است
وی با تاکید بر توجه بیشتر مسئولان و متولیان نسبت به نویسندگان، خاطرنشان میکند: داستان، انتقال دهنده فرهنگ به خوانندگاناست و وقتی که یک نویسنده یک فرد خارجی را الگو قرار میدهد، ناخودآگاه فرهنگی را منتشر میکند که شاید مطابق با ارزشهای فرهنگ ما نباشد که در این زمینه باید بیشتر توجه شود.
همچنین متاسفانه نویسندگانی که واقعیتها را بیان کنند، کم هستند و در حال حاضر متاسفانه فرهنگ قصهنویسی که برخواسته از خیالات بشر است، به فرهنگ داستاننویسی که باید با واقعیت بیان شود، القاء شده و کمتر کسی در نوشتههای خود واقعیت به خصوص آنچه که در پایینشهر میگذرد را بیان میکند.
سید علی که در حال حاظر دانشجوی حوزه نیز هست و البته امامجماعت نمونه منطقه ۱۰ هم محسوب میشود، از کمبودهای محل سکونتش میگوید و میافزاید: متاسفانه همیشه محلههای پایینشهر که مستضعفنشین نیز هستند، به دلیل اینکه نام پایینشهر را یدک میکشند مورد توجه کسی قرار نمیگیرند.
نشانههای بارز این موضوع هم در همین محله ماست که نه مرکز فرهنگی مناسب دارد و نه یک کتابخانه و مسجد مجهز. متاسفانه نمیدانم چرا مسئولان به پایینشهر کمتر توجه میکنند درحالیکه بیشتر قشر کارگر و خدمات رسان به سایر منطقههای شهر از همین شهروندان پایینشهر هستند.
*این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.