کد خبر: ۵۲۷۹
۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
حل پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی و باندی

حل پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی و باندی

حجت الاسلام محمدتقی اربابی سرپرست دو شعبه معروف دادگاه انقلاب بوده است که روزی سخت‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی و باندی را به آن‌ها ارجاع می‌دادند، یعنی شعب ۵ و‌۲.

سرپرست دو شعبه معروف دادگاه انقلاب بوده است که روزی سخت‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی و باندی را به آن‌ها ارجاع می‌دادند، یعنی شعب ۵ و‌۲. با اینکه از سال‌۵۹ به اصرار یکی از شخصیت‌های انقلابی مطرح مشهد تحصیل را که عاشقش بوده کنار گذاشته و ۳۱ سال تجربه در سمت‌های مختلف دستگاه قضایی از سرپرستی یک شعبه تا معاون دادگستری خراسان بزرگ را تجربه کرده، اما معتقد است، «قضاوت آن قدر سخت است که خدا آن را نصیب کافر هم نکند.»

او آن‌قدر به این گفته‌اش ایمان دارد که دو‌سال بعد از آغاز قضاوت می‌خواهد این کار را کنار بگذارد، اما بیان  سخنی از امام (ره) که «با وضعیتی که دستگاه قضایی دارد جایز نیست طلبه‌ها کنار بروند.» توسط یکی از مقامات قضایی استان سرنوشتش به گونه‌ای عوض می‌شود که  یک سال پس از بازنشستگی هم در‌دستگاه قضا فعال می‌ماند تا وظیفه‌ای که در قبال نظام دارد را تمام و کمال انجام دهد.

البته ناگفته نماند که این ماندگاری برای او به خاطر سختی و پیچیدگی اغلب پرونده‌هایی که زیر دستش می‌آید کمی گران تمام می‌شود و از آنجایی که او که یکی از دقیق‌ترین قضات زمان خدمتش در مشهد بوده و مو، از ماست هر پرونده‌ای بیرون می‌کشیده، حالا خس‌خس سینه، بیماری قلبی و...  همراه روز‌های بازنشستگی‌اش است.

او از ۲۵‌سال قبل ساکن کوثر شمالی است و همسایه‌ها او را به عنوان مشاور پرونده‌هایی که درگیرش می‌شوند، قبول دارند. البته هنوز هم حجه‌الاسلام محمدتقی اربابی که متولد سال ۳۲‌است، دست از فعالیت برنداشته و معاون مالی یکی از دفاتر امور وجوهات مقام معظم رهبری در استان  است. فرارسیدن هفته قوه قضاییه دلیلی شد تا سراغ وی برویم و با وی درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش گفتگو کنیم.


چه شد که تصمیم گرفتید بر مسند قضاوت بنشینید؟
اصلا میل به قاضی‌شدن نداشتم. نمراتم در حد ممتاز بود و ترجیح می‌دادم درسم را ادامه دهم. دو سال بعد از پیروزی انقلاب شخصیت‌هایی اصرار کردند که هر کسی باید باری را به دوش بگیرد. گفتند چه سخت و چه آسان، شما هم بیایید. من هم بدون اینکه کشش داشته باشم پذیرفتم. فکر می‌کردم هر وقت خسته شدم می‌روم کنار. نمی‌دانستم که کنار‌گذاشتن این کار ساده نیست. بعد هم به اجبار ادامه دادم تا ۳۰ سال. بعد هم بازنشستگی‌ام را قبول نکردند و با اصرار بسیار‌ی یک سال پس از پایان دوران قانونی بازنشسته شدم.

پس از ۳۱ سال قضاوت این شغل برای شما در چه ویژگی‌هایی تعبیر می‌شود؟
 بسیار سخت، اعصاب خردکن و استرس‌زا. قاضی‌بودن برای دنیا و آخرت کار سختی است.

در دوران خدمت در چه پست‌هایی فعالیت داشتید؟
 اوایل در دادگاه انقلاب به عنوان مسئول یک شعبه منصوب شدم، با توجه به نمرات امتحانی‌ام در چهار سال تحصیل درس‌خارج طلبگی و سه سال درس‌خارج فقه از همان اول جذب دادگاه شدم. ولی گاهی برگشتم دادگستری و گاهی به دادگاه. بعد‌ها به تجدید‌نظر رفتم و مدتی بعد سرپرستی تجدید‌نظر را بر‌عهده گرفتم. مدتی معاون دادگستری بودم در خراسان بزرگ و بعد به عنوان قائم مقام دادگستری در استان خراسان رضوی فعالیت کردم.

اگر حق انتخاب دوباره داشتید باز هم همین شغل را انتخاب می‌کردید؟
قبل از افتادن در این وادی، در درس خودم را موفق می‌دانستم، ولی این‌طور گیر افتادم، پشیمان نیستم، ولی راه خیلی سختی بود.

شما سرپرست یکی از دو شعبه دادگاه انقلاب بودید که معمولا پرونده‌های پیچیده و سخت جنایی را به آن‌ها محول می‌کردند. سخت‌ترین پرونده‌ای که داشتید را به خاطردارید؟
پرونده سخت خیلی زیاد بود. اما چیزی که الان در خاطر دارم پرونده‌ای با‌۱۷۰ صفحه رأی دادگاه مربوط به یکی از باند‌های مسلح داخل مشهد می‌شد که امنیت مردم را سلب کرده بودند. روی آن یک ماه وقت گذاشته بودم و این‌قدر بی‌نقص کار کرده بودم که رفت دیوان عالی کشور و هیچ اعتراضی به آن نشد.

این پرونده مربوط به یک گروه ۵۰‌نفری بود که در ماه رمضان وقت افطار و سحر می‌ریختند به خانه‌های مردم و به خاطر مقداری مال جنایت کرده و ۵‌نفر را کشته بودند. چه بسا در این حمله‌ها تجاوز‌هایی هم اتفاق افتاد که آن خانواده‌ها از ترس آبرویشان چیزی از آن در شکایت ننوشته بودند. عده‌ای از متهمان آن پرونده تبرئه شدند، عده‌ای محکوم به حبس و ۷‌نفر هم اعدام شدند.

شما ۷ فرزند دارید که یکی از آن‌ها کارشناسی ارشد فقه و حقوق دارد. اجازه می‌دهید پا جای پای شما بگذارد؟
اصلا. هر‌کدام از فرزندانم را که میل و علاقه‌ای به این شغل داشتند از ورود به دستگاه قضایی منصرف کردم.

آیا پیش آمده است که متهمان پرونده‌ها یا افراد مرتبط با آن‌ها برایتان مشکل ایجاد کنند؟
بله. الی‌ما‌شاءا... ترس و اضطراب همراه همیشگی یک قاضی است. حتی همین الان هم که چندین سال است بازنشسته شده‌ام همیشه این ترس را دارم که کسی قصد جانم را کرده باشد، یک‌بار فردی می‌خواست من را از پنجره طبقه چهارم ساختمان محل کارم پایین بیندازد که از اتاق بیرون رفتم و از مأموران خواستم ایشان را به بیرون هدایت کنند.
یک مورد دیگر هم اینکه در جاده از بجنورد به سمت شمال می‌رفتیم. دو نفر که سوار موتورسیکلتی بودند تا مسیر بعد از آشخانه ما را تعقیب کردند. من با خانواده بودم و حاج خانم فهمید که ما را تعقیب می‌کنند. وقتی به من گفت، گفتم بله همین‌طور است. دست و پایت را گم نکن. بگذار من تصمیم بگیرم که چه کار کنیم. سرعت را کم کردم.

موتور از ما عبور کرد و کمی جلوتر ایستاد و به سمت ما چرخید. راکب پشت موتور دستش را زیر کاپشنش کرد که  کلتش را از پشت لباسش بیرون بیاورد، طوری ماشین را چرخاندم که می‌خواست چپ کند. برگشتم به آشخانه و با مأموران کمیته برگشتیم. دیدیم در مسیرمان ایستاده‌اند که اقدامی بکنند، اما این‌بار موفق نشدند و ما جان سالم به در بردیم.  

درباره حکم اعدام نظرتان چیست؟
پرونده‌ای که به قاضی سپرده می‌شود باید رسیدگی کند و نمی‌تواند از آن امتناع کند. ممکن بود فرد تبرئه شود یا محکوم، حبس و جریمه یا اعدام. آن مواردی که به قصاص منتهی می‌شود قاضی هم تلاش می‌کند که بتواند رضایت شاکی را کسب کند و صلح برقرار شود.

اسلام هم جایز می‌داند که قاضی در قصاص عفو بگیرد، اما در قتل‌عمد در‌نهایت حق اولیای دم است که بخواهد عفو کند یا قصاص. اگر قضات حکم اعدام نمی‌دادند که منافقان شما را هم می‌کشتند. ۱۷‌هزار جمعیت را در کوچه و خیابان کشتند. عده‌ای باید به این موارد رسیدگی می‌کردند. آن‌ها از جان و مال خودشان برای مردم گذشتند.

در پرونده‌های قضایی یکی درست‌بودن تشخیص مهم است و دیگری نفوذ‌ناپذیر‌بودن. حتی دولتی‌ها و مقامات قضایی هم نباید نظر خود را در تصمیم‌گیری در مورد پرونده‎ای اعمال کنند. شما در سال‌های خدمتتان قاضی مستقلی بودید؟
 در طول ۳۱ سال خدمت ندیدم کسی بتواند در پرونده‌ای که رسیدگی می‌کنم دخالت و توصیه‌ای بکند. مقامات قضایی هم در کار قاضی دخالتی نمی‌کنند. حتی رئیس قوه قضاییه که عزل و نصب قضات را به عهده دارد هیچ‌وقت به یک قاضی نمی‌گوید تبرئه کن یا محکوم کن.

در پرونده‌های سیاسی هم دستگاه قضایی تأثیری ندارد. این چیز‌هایی که در بیرون دستگاه قضایی گفته می‌شود مثل جناح‌بندی‌ها و ... با واقعیت خیلی فرق دارد. رئیس قوه قضاییه می‌تواند بگوید یک پرونده که جنجالی است زود‌تر رسیدگی شود، ولی نمی‌تواند بگوید تبرئه شود، محکوم شود یا اینکه به قید ضمانت آزاد شود.

البته این ممکن است که  قاضی  حکمی دهد و اعتراضی شود و پرونده به دادگاه تجدید‌نظر یا دیوان عالی کشور برود که به اعتراض رسیدگی کنند و اگر رأی را مستدل ندیدند می‌توانند درخواست رسیدگی مجدد دهند. به معنای واقعی قاضی در مملکت ما مستقل است. خیلی‌ها هم که از نظر سیاسی گاهی دستگاه قضا را متهم می‌کنند تصورشان این است.  می‌خواهند این‌گونه به مردم القا کنند که رئیس دستگاه قضا به ما دستور می‌دهد در حالی که حقیقت ندارد. بنده شهادت می‌دهم که دستگاه قضایی تاکنون هیچ دخالتی در پرونده‌های ما قضات نداشته است و در دنیا و آخرت ما خودمان مسئولیم.

یک روز عادی قاضی چگونه می‌گذرد؟
قاضی هیچ‌گاه روز عادی ندارد. او در روز‌های عادی هم همیشه ذهنش درگیر پرونده‌هاست و هیچ‌گاه ذهن راحتی ندارد. حتی بعد از بازنشستگی هم هنوز همان پرونده‌های قضایی در ذهنش می‌چرخند.

به‌هرحال این نگرانی وجود دارد که در جریان رسیدگی، اشتباهی اتفاق بیفتد، به‌ویژه در پرونده‌هایی که جان انسان در آن‌ها مطرح است باید بیشتر باشد، آیا شما هم این نگرانی را داشته‌اید؟
 همیشه نگرانی‌های این‌چنینی وجود دارد. با وجود اشراف به مسائل حقوقی، داشتن تجربه و تبحر در کار‌های این‌چنینی و تلاش‌های زیاد و استفاده از امکانات علمی و پزشکی قانونی، ولی در‌نهایت قاضی هم یک آدم است که براساس دلایل یک موضوع به حقیقت می‌رسد. علم لدنی ندارد و در صحنه جرم نبوده است.

او با بازجویی از متهم و جمع‌آوری ادله شاکی، آثار باقی‌مانده در صحنه و نتایج پزشکی قانونی را بررسی می‌کند، حالا اگر خدایی ناکرده در هرکدام از این‌ها عمدی یا غیرعمدی خللی ایجاد شده و مثلا شاهدی دروغ گفته باشد یا یک کارشناس به هر دلیل، عمدی یا غیرعمدی نظر اشتباه داده باشد، می‌تواند در صحت تصمیم یک قاضی اثر بگذارد.

شاید به همین علت است که در یک پرونده قتل، تعداد زیادی قاضی نظر می‌دهند، اما من هیچ‌گاه به خلاف عقیده خودم رأی صادر نکردم. همیشه سعی کرده‌ام رأیی که صادر کردم با عجله صادر نکنم و برای پرونده‌ها وقت بیشتری بگذارم که حقی ضایع نشود.

دلیل طولانی‌شدن رسیدگی به پرونده‌هایی که خاص نیستند، چیست؟ پرونده‌های ویژه مانند همان پرونده ۱۷۰‌برگه رأی شما یک‌ماهه رسیدگی شده است، اما در پرونده‌های معمولی گاهی رسیدگی سال‌ها زمان می‌برد.
البته آن‌قدر هم تفاوت وجود ندارد، اما بعضی پرونده‌ها ذاتا پیچیده هستند، یعنی اگر در آن‌ها شرایط ویژه و دستور ویژه هم اعلام کنند، به‌زودی به نتیجه نمی‌رسند. در حالت عادی بیشترین چیزی که به روند رسیدگی به پرونده قتل کمک می‌کند وجود نیروی متخصص به تعداد کافی است، اما متأسفانه همگون نبودن امکانات پلیس و پزشکی و کارشناسی ما با شرایط موجود، همیشه این تأخیر‌ها را ایجاد می‌کند.

در سال ۹۵ صدور یک برگه معاینه جسد که شرح ظاهری جسد است، ٣٠ تا ٤٠‌روز طول می‌کشد در حالی که در خیلی از جا‌های دنیا این کار بین دو تا چهار‌ساعت طول می‌کشد یا برای آزمایش‌های سم‌شناسی در خیلی از جا‌های دنیا ٧٢‌ساعت کافی است، اما این کار در ایران سه‌یا شش‌ماه طول می‌کشد. اثر انگشت را در تمام پلیس‌های دنیا فی‌المجلس به رایانه می‌دهند و جواب می‌گیرند، اما در ایران یک هفته تا ١٠‌روز زمان می‌برد. یکی از دلایل اصلی کند‌بودن روند پرونده‌ها کمبود قاضی و کارمند در دستگاه قضایی و کثرت پرونده‌هاست که تا حل نشود همین بساط را خواهیم داشت.

شیرین‌ترین پرونده‌ای که داشتید؟
پرونده‌های قضایی همه تلخ است و شیرین ندارد. شیرینی‌اش اینجاست که تشخیص حق از باطل مشکل باشد و قاضی با زحمت به حکم برسد و بی‌جهت تصمیم‌گیری نکند و اگر از بیرون مقامات اجرایی یا کسی بخواهد که پرونده با نظر آن‌ها انجام شود او تسلیم هیچ مقام و قدرتی نشود.

پرونده عجیب هم داشتید؟
زیاد. یکی از آن‌ها مربوط می‌شود به چند سالی که خدمتم در یکی از شهر‌ها  بود. خانمی جوجه‌ای را سنگ زده بود و کشته بود. برادرشوهرش هم عصبانی شده بود و او راکشته بود که چرا جوجه را کشتی؟ اولیای خانم هم از باب قصاص رضایت نداده بودند و برای یک جوجه دو نفر انسان از بین رفتند.

رابطه شما با مقام معظم رهبری چگونه است؟
یک دوستی دیرین همراه با حس احترام. من سال ۴۷‌طلبه شدم و سال ۴۸ برای اولین بار ایشان را دیدم و بعد از شناختی که از هم پیدا کردیم به خانه‌شان رفت‌و‌آمد می‌کردم. سؤالاتم را طرح می‌کردم و از ایشان پاسخ می‌گرفتم. امام را هم از طریق ایشان شناختم و چند باری به دستبوسی‌شان رفتم. آخرین باری که ایشان را دیدم دو سه سال پیش بود در تالار تشریفات آستان‌قدس. نمی‌دانم ایشان من را هنوز یادش باشد، ولی من به علاقه به ایشان افتخار می‌کنم و اعتراف می‌کنم که هر چه دارم از ایشان دارم.

از سرپرستی یک شعبه تا معاون دادگستری خراسان بزرگ

اهل مطالعه هستید؟
من معتاد به مطالعه بودم. این از حد علاقه‌مندی هم بیشتر بود. الان هم مطالعه دارم. این کتاب که روی میزم است مربوط به حج است. من تاریخ خواندم، زندگی ائمه و درس تفسیر و فلسفه هم زیاد خواندم. در سه سال‌و‌نیم اول تحصیلم ۳۵۰‌جلد کتاب غیر‌درسی خواندم. در زمان خدمتم هم این‌قدر مطالعه داشتم که برخی همکارانم از من در پرونده‌ها مشورت می‌گرفتند.

من ۵۰۰ صفحه از خاطرات ۱۰‌سال قبل از انقلابم را هم نوشته‌ام. جزوه‌ای نیز در سال ۷۶ با عنوان اختیارات قانونی رهبری در بحث جمهوری اسلامی نوشتم که یک بحث حقوقی بود و ۷۰، ۸۰‌صفحه در ۶ هزار جلد چاپ شد که رایگان به افراد دادم.

زمانی که خدمت داشتید چند ساعت در روز، کار می‌کردید؟
 خانواده همیشه شاکی بودند از ساعات زیاد کاری. وقتی هم به خانه می‌رفتم اخمو بودم و به آن‌ها توضیح می‌دادم که کار ما سخت است و تازه در راه خودم را بازسازی می‌کنم تا در خانه بهتر باشم. آن زمان به خانواده می‌گفتم وقتی بازنشسته شدم به شما رسیدگی می‌کنم و حالا هم این قدر درد و بیماری سراغم آمده است که دیگر نه توان سفر دارم و نه حوصله‌اش را.

آیا تا کنون از حکمی پشیمان شده‌اید؟
نه. هیچ وقت.

آیا حکمی داده‌اید که خواب شب را از شما گرفته باشد؟
برای حکمم نه، ولی برای پرونده ممکن است. اعصاب خردکن بودن و سختی پرونده خواب شب را هم از آدم می‎‌گیرد.

 زیباترین بخششی که در دوران قضاوتتان دیدید؟
 در موارد قتل عمد که رضایت دادند قاتل قصاص نشود. این‌ها بخشش بزرگ است. مثلا مادری بود که روزنامه‌ها هم نوشتند پسرش را کشتند که تک فرزند بود، ولی پای چوبه‌دار بخشید و واقعا کار سختی انجام داد. اسلام هم گذشت را بهتر می‌داند.

 آیا  تا‌کنون در رسیدگی به پرونده‌ای احساسی تصمیم گرفته‌اید؟ یا پرونده‌ای داشته‌اید که مربوط به آشنایانتان باشد؟
 بله اتفاق افتاده است‌که پرونده فرد آشنایی زیر‌دستم بیاید، اما قاضی در هر حال باید با موازین شرعی و قانونی به پرونده نگاه کند. اگر بخواهد احساساتش ر‌ا در نظر بگیرد هیچ قاضی نمی‌خواهد کسی مجازات شود. این را احساسات می‌گوید، اما ظلمی که شده است باید رسیدگی شود.

پرونده داشته‌اید که جنبه عمومی پیدا کرده باشد و در تصمیم‌گیری نظر شما با مردم متفاوت باشد؟
بله. زیاد. یک مورد سال ۷۲ اشراری که بیش از هزار نفر بودند ریختند در خیابان‌ها. مر اکز دولتی را تخریب کردند و آتش زدند و به سمت صدا و سیما رفتند. پرونده آن‌ها را به سه قاضی واگذار کردند که یکی از قضات من بودم. حالا ما می‌خواهیم عادلانه رسیدگی کنیم، ولی مردم به خاطر احساساتشان می‌گویند همه باید اعدام شوند.

مسئولان و شخصیت‌ها هم روی پرونده حساس شده بودند. حتی آقای رئیسی که آن زمان خودش دادستان دادگاه انقلاب تهران بود از دفتر آقا آمد و خواست پرونده زودتر رسیدگی شود. ما گفتیم کار قضایی عجله برنمی‌دارد. نمی‌شود، چون مردم می‌خواهند ما هم فوری این‌ها را تیرباران کنیم. یکی تبرئه می‌شود، یکی جریمه می‌شود، یکی اعدام و دیگری حبس.

پس نباید احساسی تصمیم بگیریم. ایشان هم پذیرفتند و گفتند باید با دقت رسیدگی شود. نتیجه این شد که از آن تعداد که مردم می‌خواستند همه اعدام شوند تنها چهار نفر محکوم به اعدام شدند. عده بسیاری تبرئه شدند و برخی مجازاتشان سبک بود.

حرف آخر؟
 یک قاضی حتی به متهم  نیزنباید ظلم کند.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام