کد خبر: ۵۹۰۱
۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
حادثه برخورد بالگرد امداد باعث تشکیل گروه هوا فضا دانشگاه پیام‌نور شد

حادثه برخورد بالگرد امداد باعث تشکیل گروه هوا فضا دانشگاه پیام‌نور شد

حادثه برخورد بالگرد امداد در سال ۹۱ باعث تشکیل رشته هوا فضا در دانشگاه پیام نور مشهد شد. این رشته به پیشنهاد شهید محمد اسدی که بعد‌ها در سوریه به شهادت رسید، ایجاد شد.

 ۲۴ آبان ۹۱ بود که روزنامه‌های سراسر کشور این خبر را منتشر کردند: ... یک فروند بالگرد هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران حین انجام مأموریت و کمک به سانحه‌دیدگان، دچار سانحه شد و خلبان و ۳ نفر از کارکنان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران کشته شدند. در این حادثه چهار نفر از جمله استوار یکم علیرضا پیرمغان به شهادت رسیدند...

علیرضا پیرمغان از دانشجو‌های قدیمی رشته حقوق دانشگاه بود. رفیق گرمابه‌و‌گلستان شهید محمد اسدی که در آن زمان دبیر شورای دبیران دانشگاه پیام نور بود. محمد اسدی به‌خاطر یکی‌بودن حرف و عملش در دانشگاه محبوبیت عجیبی داشت؛ برای همین وقتی با ارائه رشته هواوفضا برای اولین‌بار در دانشگاه پیام‌نور انجمن هواوفضا تشکیل شد و اسدی از معاون علمی شورای دبیران خواست گروهی قوی‌تر از انجمن برای هواوفضا تشکیل شود، حرفش زمین نماند.

می‌گفت: «ما باید در عرصه هواوفضا به جایی برسیم که دیگر خلبان نترسد سوار بالگرد شود. نباید از قطعات ترس داشته باشد، نباید از مشکلات فنی بترسد...» معاون علمی شورای دبیران آن زمان می‌گوید: شنیده بودیم آن بالگرد از بس مشکل داشته کسی حاضر نبوده برای انتقال مصدومان سوار آن شود.

مصطفی سلیمانی ادامه می‌دهد: با همین هدف بود که کمیته هواوفضا با حضور دانشجویانی از رشته‌های مختلف تأسیس شد؛ رشته‌هایی مثل مکانیک، کشاورزی، اقتصاد و .... علاقه بچه‌ها به این رشته به حدی بود که وقت زیادی برای کمیته می‌گذاشتند؛ مثلا بعد‌ها دانشجوی اقتصاد مقام سوم هواوفضا را آورد.

 

زیر سایه حمایت‌های دانشجوی حقوق

بچه‌ها کارشان را زیر سایه حمایت‌های محمد اسدی که دانشجوی حقوق بود، شروع می‌کنند. بعضی از حمایت‌هایی که او انجام می‌داد، بعد از شهادتش در سوریه قطع می‌شود؛ با این حال بچه‌ها با مشکلات زیادی کارشان را شروع می‌کنند. مثلا ساخت بال پرنده معمولی حداقل ۲ یا ۳ میلیون تومان هزینه داشت، درحالی‌که کل بودجه انجمن‌های علمی ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومان بود.

می‌خواستند مسابقه شرکت کنند، دانشگاه هزینه سفر را پرداخت نمی‌کرد، یا بهانه می‌آورد. فضای کافی برای ساخت بال‌های پرنده‌شان نداشتند و باید بین تیم رباتیک و سازه‌های ماکارونی بال پرنده می‌ساختند. برای رفتن به هر مسابقه باید نظر مسئولان را جلب می‌کردند که بعضی وقت‌ها موفقیت‌آمیز بود و گاه بی‌نتیجه می‌ماند. برخی مسئولان کنارشان می‌آمدند و برخی سر برمی‌گرداند و می‌رفتند. همه فراز و فرود‌هایی که تیم هواوفضا را بیشتر برای اوج‌گرفتن هوایی می‌کرد تا تسلیم‌شدن و سقوط‌کردن!

از رتبه ۵۰ تا کسب مقام‌های برتر

تیم هواوفضای دانشگاه پیام‌نور با رهبری فیزیکی و معنوی محمد اسدی از ترم دو به بعد وارد مسابقات جدی این حوزه می‌شود. در اولین مسابقه که دانشگاه پول رفت‌و‌آمد دانشجویان را تأیید نکرده بود، ناگهان سال ۹۲ همه‌چیز جور می‌شود و دانشجویان با تأمین‌شدن ۷۰۰ هزارتومان پول درخواستی، راهی مسابقات دانشگاه امیرکبیر می‌شوند؛ ۷۰۰ هزارتومانی که بعد از شهادت شهید اسدی معلوم شد از جیبش داده تا بچه‌ها از مسابقه باز نمانند.

در آن دوره ۱۰۰ تیم شرکت می‌کنند که این بچه‌ها رتبه ۵۰ را می‌آورند. همان موقع است که اولین‌بار ناراحتی شدید محمد اسدی را هم می‌بینند که به آن‌ها می‌گوید: «این نتیجه چیزی که من برایش تلاش می‌کنم و شما را راه انداختم نیست؛ باید خیلی قدرتمندتر ظاهر شوید.»

حرفی که آویزه گوش بچه‌ها می‌شود برای شرکت در مسابقات بعدی که شهریور همان سال در اصفهان برگزار شد. بچه‌ها برای شرکت در آن مسابقه تلاش عجیب‌و‌غریبی به خرج می‌دهند. از ۸ صبح در دانشگاه بودند تا ۱۰ شب. صدای همه را درآورده بودند. از نگهبان بگیر تا رؤسای دانشگاه. می‌گفتند: «شما‌ها دانشجوی غیرحضوری هستید. غیر از اینکه همه کلاس‌ها را می‌آیید صبح تا شب هم کار فوق‌برنامه انجام می‌دهید.»


صعود بعد از سقوط

 

بگذار این‌ها بچه‌بازی‌شان را بکنند!

بعد از آن بچه‌ها با چهار تیم راهی مسابقات دانشگاه مالک اشتر اصفهان می‌شوند. آن‌ها یکی از ۵۶ تیم شرکت‌کننده در مسابقات هستند و با کسب مقام سوم به دانشگاه برمی‌گردند. سلیمانی که فکر اسدی و حرف‌های او از سرش بیرون نمی‌رفته، همان‌جا به او زنگ می‌زند و خبر مقام‌آوردنشان را می‌دهد و برای اولین‌بار شادی عمیق او را از شنیدن خبری احساس می‌کند. سلیمانی می‌گوید: به‌خاطر نزدیکی مسافت، خیلی از دانشگاه‌های تهران در مسابقات اصفهان شرکت کرده بودند. از دانشگاه کرج هم ۳ تیم برای مسابقات آمده بودند.

تیم کرج که در ابتدا دو مقام اول و سوم این مسابقات را به‌دست آورده بود در مسابقه قبلی ما را بدجور دلگیر کرده بود. در سوله دانشگاه امیرکبیر نشسته بودیم در انتظار پرتاب. ما کنار تیم‌های کرجی بودیم که ۶ دوره متوالی مقام آورده بودند. شنیدیم که با همین لفظ گفتند: «بگذار این‌ها بچه بازی‌شان را بکنند بعد ما می‌رویم مقاممان را می‌آوریم.»

همان‌طور هم شد. آن‌ها در آن مسابقات اول و سوم شدند و در اصفهان هم همین‌طور. ولی ازآنجاکه ما فیلم همه پرتاب‌ها را گرفته بودیم و نشان داور‌ها دادیم نتیجه عوض شد. ما سوم و چهارم و پنجم شدیم، آن‌ها هفتم! بچه‌ها برای شرکت در مسابقات بعدی نیاز به دانش بیشتری داشتند. همین می‌شود که از دانشگاه فردوسی استاد می‌آورند با هزینه‌ای که ۶ ماه بعد از دانشگاه نقد می‌شود. تجربه مسابقاتی خودشان را ضمیمه آموزش‌های استاد می‌کنند. کار پژوهشی انجام می‌دهند و گاهی حتی برخلاف توصیه‌های او عمل می‌کنند و اتفاقا نتیجه هم می‌گیرند.

شرکت در مسابقات دانشگاه امیرکبیر در سال ۹۳ برای بچه‌های گروه هواوفضای دانشگاه پیام‌نور بسیار خاطره‌انگیز بود. با وجود اینکه به بهانه دیردرخواست‌دادن دانشجو‌ها مجوز شرکت در مسابقه را نداده بودند، ولی آن‌ها با مسئولیت خودشان ۴۰ نفری راهی تهران شدند و افتخارآفرین به خانه بازگشتند و مقام‌های بسیاری کسب کردند. مقام‌هایی که تا همین حالا هم ادامه پیدا کرده است.

 

مشکلات

بچه‌های هواوفضا همیشه افتخاراتشان را در مشکلات و کمبود‌ها کسب می‌کنند. اگر قرار بود بنشینند تا کسی مشکلشان را حل کند، پول بلیتشان جور شود، سرپرست تعیین شود و ... شاید نیمی از مسابقات و افتخارات حالا را هم کسب نمی‌کردند. هرچند که خودشان می‌گویند گاه حمایت‌هایی هم ازسوی مسئولان بوده که پشتشان را گرم کرده است.

آن‌گونه که سلیمانی می‌گوید یکی از مشکلات دانشجو‌های هواوفضا در دانشگاه ندادن بودجه به آن‌ها در دوره‌های مختلف و به بهانه‌های متفاوت بود. مثلا یکبار می‌گفتند دیر درخواست دادید یا بعد‌ها فاکتور بیاورید و .... همین می‌شد که آن‌ها با هزینه شخصی به مسابقات می‌رفتند، ولی آنجا باید به نام دانشگاه مسابقه می‌دادند.

گاهی اوقات هم سنگ‌اندازی‌هایی می‌شد مثلا می‌گفتند: چرا گروهشان خانم و آقا است؟! سلیمانی ادامه می‌دهد: مشکل دیگرمان این بود که مسئولان برای زمان اضطراب نداشتند. مثلا وقتی یک طرح یا درخواست هزینه مسابقه را به دانشگاه ارائه می‌دادیم، می‌گفتند باید در شورای فرهنگی مطرح شود. آنجا که می‌رفت، می‌گفتند مرکز مشهد باید بررسی کند. شاید برای تشکیل یک جلسه برای تأیید طرح، یک‌ماه‌و‌نیم زمان می‌گذشت، درحالی‌که برای ما از‌دست‌دادن زمان مسئله مهمی است.

 

تحریم‌شکنیم

«ما تحریم‌شکنیم!» این را سلیمانی در ادامه حرف‌هایش می‌گوید و ادامه می‌دهد: ما دانشجو‌های پیام‌نور یک‌جور‌هایی تحریم هستیم. کلاس‌هایمان غیرحضوری است، کار فوق‌برنامه خاصی نمی‌توانیم انجام بدهیم و .... همین دلیلی است که تا سال ۸۹ اتفاق تکان‌دهنده‌ای برای افتخارآفرینی دانشگاه رخ نداد. اما اولین‌بار تیم رباتیک با کسب مقام در همان سال این تحریم را شکست و بعد از آن هم ما این تحریم‌ها را شکستیم و با حضور مداوممان و تلاش فراوان بچه‌ها در این زمینه ساختارشکنی کردیم.

صعود بعد از سقوط

 

برگزاری اولین مسابقات هواوفضا در دانشگاه پیام‌نور مشهد

بچه‌ها سال گذشته اولین دوره مسابقات هواوفضای سراسری را به میزبانی دانشگاه پیام نور برگزار کردند. مسابقاتی که در سه بخش دانش‌آموزی، دانشجویی و بخش ویژه و در سه روز متوالی برگزار شد. سلیمانی می‌گوید: به‌خاطر جایگاهی که دانشگاه پیام‌نور به‌دست آورده بود، از این مسابقات استقبال بسیار خوبی شد.

۷۶ تیم از سراسر کشور در ۵ لیگ شرکت کردند. دانش‌آموزان هم در کنار دانشجویان قرار داشتند. در این مسابقات خودمان در بخش گلایدر اول و دوم و در بخش طراحی مفهوم پهپاد دوم شدیم. او ادامه می‌دهد: این مسابقات با کیفیت بالا و در بهترین سالن مشهد که مناسب برگزاری مسابقات ما باشد برگزار شد.

برای رفاه حال شرکت‌کنندگان هتل سه‌ستاره برای اسکان آن‌ها گرفتیم که درست روبه‌روی زمین ورزشی قرار داشت. ورودی هر شرکت‌کننده هم ۱۵ هزار تومان بود، در حالی که همین امسال هزینه هر تیم سه‌نفره مسابقات بوشهر ۱۴۵ هزار تومان است.

 

یک بال درست کنید که من هم بتوانم سوارش شوم

در همه این دوران و افتخارآفرینی‌ها محمد اسدی بین بچه‌ها حضور داشت. گاه ساعت‌ها می‌نشست و کار بچه‌ها را تماشا می‌کرد و به شوخی می‌گفت: «یک بال درست کنید که من هم بتوانم سوارش بشوم» و بعد همه می‌خندیدند. انگار همه دنبال لبخند او بودند، دنبال رضایتمندی او تا لبخند روی لب همه‌شان بنشیند و خستگی از تنشان بیرون برود.

سلیمانی می‌گوید: حرف و عمل شهید اسدی به‌معنای واقعی یکی بود. یادم می‌آید برای اعزام به یکی از جشنواره‌ها دانشگاه پول بلیت را نداد و اسدی بدون اجازه منشی رفت داخل اتاق رئیس، در را بست، پول را گرفت و از اتاق بیرون آمد. او یک دانشجوی مطالبه‌گر واقعی بود. همچنین کاریزمای خوبی بین دبیران انجمن علمی و دبیران شورای انجمن علمی داشت. در دوره او ۳۳ انجمن علمی فعال شده بود و بعد از شهادت او رو به افول گذشت. هرچند که در دوره اخیر باز وضعیت رو به بهبود است.


پرواز به سوریه


سال ۹۵ اوج افتخارات گروه هواوفضای داشگاه پیام‌نور بود که دل یک نفر هوای سوریه می‌کند. هوایی که در سرش می‌نشیند و او را چله‌نشین می‌کند. سلیمانی به نقل از خانواده شهید می‌گوید: «شهید در آن سال ۴۰ روز روزه گرفت و هر روزش را به حرم مطهر رفت تا راهی سوریه شود.

آن وقت‌ها می‌گفتند خیلی‌ها برای پول به سوریه می‌روند، ولی محمد اسدی نیاز مالی نداشت. مغازه و درآمدش رو‌به‌راه بود. سلیمانی ادامه می‌دهد: شخصیت شهید به‌گونه‌ای بود که تیم ما را با حال‌و‌هوای خودش شکل داد. او نیرو‌هایی تربیت کرد که هرکدام از آن‌ها اکنون جایگاهی دارند. به یک نفر شهرداری فلان شهرستان را پیشنهاد کرده‌اند، یک نفر دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه فردوسی است و ....

صعود بعد از سقوط

شهادت

خبر شهادت محمد اسدی دانشگاه را عزادار می‌کند. ازدست‌دادن این پشتوانه، غم سنگینی برای همه اطرافیانش بود. از نگهبان تا رئیس دانشگاه عزادار بودند. آن‌ها نمی‌دانستند شهید فرمانده گردان «غلامان عباس» بوده است. در یک سال مفقودالاثربودنش هنوز امیدی به بازگشتش بود، اما تنها پیکر متلاشی او کشف و با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد و در ۲۲ شهریور ۹۶ به وطن بازگشت. دکترجلالی، مدیر گروه رشته هواوفضای دانشگاه پیام‌نور امکاناتی که خودساخته است رشته مهندسی هواوفضا از سال ۹۰ در دانشگاه پیام‌نور کل کشور تأسیس شد که مرکز مشهد در این بین پیشرو بود.

دانشجویانی وارد دانشگاه شدند که پتانسیل‌های ذاتی داشتند و با ورود به درس‌های تخصصی مثل استاتیک، آشنایی با هواپیما، آیرودینامیک و اصول جلوبرنده وارد زمینه‌های فوق‌برنامه و پژوهشی شدند. آن‌ها با کمک برخی از دانشجویان پیشرو مثل شهید اسدی -که رشته‌اش هم متفاوت بود، ولی کمک‌های علمی و کاربردی می‌کرد- توانستند کمیته هواوفضا را تأسیس کنند.

درواقع کمیته و انجمن علمی هواوفضا مقری شد برای به‌هم‌پیوستن دانشجویان مستعدی که علاوه‌بر درسشان، کار پژوهشی و فوق‌برنامه هم انجام دهند. دو عاملی که بچه‌ها را موفق کرد، یکی توکل به خدا و دوم اعتماد‌به‌نفس و پشتکار خودشان بود. درواقع دانشجویان اینجا از صفر مطلق و حتی از منفی شروع کردند. امکانات آن‌ها خودساخته بود. ما برایشان کلاس گذاشتیم و استاد دعوت کردیم تا سال ۹۳ پیشرفت کردند و حرف‌هایی برای گفتن داشتند.

شروع کار هم با مسابقات گلایدر بود. گلایدر یک هواپیمای سبک بدون موتور است که دانشجویان برای ورود به آیرودینامیک هواپیما می‌توانند کار را با آن شروع کنند. خوشبختانه الان در بحث گلایدر به جایی رسیدند که جزو نخستین‌های کشور هستند. در بخش‌های دیگر هم از رقبایشان پیشی می‌گیرند.

حتی دانشگاه‌هایی بودند که آمدند دانشگاه ما و دانشجویان را دعوت به همکاری کردند تا به اسم دانشگاه آن‌ها بروند و مقام بیاورند که از این کار نهی کردیم. من به‌عنوان معاون سابق دانشگاه می‌گویم که بضاعت دانشگاه در برخی موارد محدود بود و در برخی موارد نمی‌توانست از دانشجویان حمایت کند. بعضی‌جا‌ها دستم رسید و کمک کردم، ولی بعضی جا‌ها هم خودشان پول جمع کردند و کار را راه انداختند. کار‌های دانشجویی بسیاری انجام دادند، ولی کار‌های غیرمرتبط با رشته هم انجام دادند تا محل درآمد باشد.

*این گزارش پنج شنبه ۲۳ آذر ۹۶ در شماره ۲۶۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام