مهندس مشهدی سرپرست آزمایشگاه چادرملو است
متولد ۱۳۴۹ است، ساکن خیابان سنائی ۵ مشهد. پدر و مادرش نیز یکی از قدیمیهای این خیابان بودند. دوران کودکی خود را در این محله میگذارند و بعد از گذراندن دوران کودکی و نوجوانی، تحصیلات خود را در رشته ریاضی فیزیک در دوران دبیرستان به اتمام میرساند و بعد از آن راهی دانشگاه میشود.
در اوایل دهه ۷۰ در رشته مهندسی صنایع شیمی معدنی در دانشگاه شهید نیکبخت زاهدان پذیرفته میشود. لیسانسش را که میگیرد بلافاصله به عنوان کارشناس آزمایشگاه معدن چادرملو وارد این معدن میشود و تاکنون ۲۲ سال است که همچنان در این معدن مشغول به کار است.
برای او مفهوم کار با بسیاری از ما متفاوت است. همین قدر بگویم که او ۲۲ سال است که بیشتر از اینکه کنار خانوادهاش باشد، در معدنی ۲۰۰ کیلومتری شهر یزد مشغول به کار است. او با وجود قانون بازنشستگی با ۲۰ سال برای مشاغل سخت میتواند به راحتی خودش را بازنشسته کند و با حاصل زحمت این سالها زندگی راحتی داشته باشد، اما تصمیم گرفته که همچنان از ۳۰ روز ماه ۲۰ روزش را در آزمایشگاه معدن مشغول به کار و فعالیت باشد.
اولش عجیب است، اما وقتی با دنیای او بیشتر آشنا شوی برایت عادی میشود که چرا امیرهوشنگ رجایی اینگونه میاندیشد و عمل میکند. امروز روز رجاییهاست؛ روز مهندسان باوجدانی که بدون هیچ ادعایی به مهندسی عشق میورزند و خالصانه کار میکنند. به همین مناسبت وارد زندگی کاری و دغدغههای یکی از مهندسان موفق مشهدی شدیم تا از نزدیک با زندگی او آشنا شویم.
همسرم همیشه مرا درک کرده است
وقتی میگوید ۲۲ سال است که رفتوآمد میکند یاد کلافگیهای خودم در مسیرهایی میافتم که تنها یک ساعت زمان میبرد. برای همین از او درباره سختی رفتوآمد بین مشهد و یزد در این ۲۲ سال میپرسم که میگوید: ابتدا سخت بود، چون وسیلههای ارتباطی مختلف مانند امروز زیاد نبود و بیشتر با اتوبوس رفتوآمد میکردم، اما دیگر با افزایش هواپیما و قطار آنچنان نگران رفتوآمد نیستم. گاهی با اتوبوس گاهی با قطار و گاهی هم با هواپیما میروم.
در خلال صحبتهایش متوجه میشوم که آنجا شهرک ندارد و امکان آوردن خانواده نیست. فقط یک مهمانسرا دارد که به نوبت مهندسان میتوانند یک هفته خانوادهشان را آنجا بیاورند. برای همین میپرسم که همسرتان در این ۲۲ سال گلایهای از این شغل نکرده است که میگوید: نه، خوشبختانه همسرم از ابتدا مرا درک کرد و از این جهت مشکلی وجود ندارد.
او در خصوص چگونگی فعالیت این معدن مهم شرق کشور میگوید: کوه معدن چادرملو در سال ۱۳۵۶ توسط روسها و آلمانها کشف شد و توسط همانها نیز آماده بهرهبرداری شد. نحوه کار اینگونه است که ابتدا سنگها را از معدن استخراج میکنیم و میآوریم در قسمت کارخانه که پنج خط تولید دارد، سپس در آنجا ابتدا سنگها کنستانتره و تبدیل به پودر آهن میشود، بعد این پودر آهن که عیار بالایی نیز دارد به عنوان مواد اولیه به کارخانههایی مثل فولاد مبارکه، فولاد اهواز و ذوب آهن و... انتقال داده میشود.
کارخانهای که هیچوقت تعطیلی ندارد
او درباره آزمایشگاه معدن که خود سرپرست آن است نیز میگوید: آزمایشگاه قسمت مهمی برای کنترل کیفیت است، ابتدا از سنگها و پودرها نمونهبرداری میکنیم، سپس کیفیت محصول را از همان ابتدا که از کوه استخراج میشود تا مرحله تبدیل به پودر آهن عیارسنجی میکنیم و مورد ارزیابی قرار میدهیم. حتی ما گاهی اوقات به علت کیفیت پایین محصول آن را برگشت دادهایم. همه این کارها در دوشیفت کاری ۷ صبح تا ۷ شب و از ۷ شب تا ۷ صبح انجام میشود و کارخانه هیچ وقت تعطیل نمیشود.
جالب است بدانید که این کارخانه روز تعطیل ندارد. یعنی نه تابستانش رنگ تعطیلی میبیند و نه عید و مناسبتهایی که همه تعطیل هستند.
خودش میگوید که تعطیلی برای ما بیمعناست. ما حتی عید نوروز هم مانند بقیه روزهای عادی کار میکنیم؛ چون مجموعه وقتی با شرکتها و کارخانههای خصوصی قرارداد تحویل مقدار مشخصی مواد اولیه میبندد، مجبور است شب و روز کار کند تا به میزان تعهد قراردادش برسد. آنجا فقط تولید است و تولید است و تولید.
میگوید که برخی معادن مانند ذوب آهن اصفهان چهار شیفت دارند و بین شیفتهایشان میتوانند به کارهای شخصیشان بپردازند، اما ما اگر بخواهیم خودمان را چهار شیفته کنیم تا یزد دو ساعت راه است و نمیارزد که چهار ساعت رفتوبرگشت انجام دهیم تا دو ساعت داخل شهر باشیم، به همین خاطر ترجیح میدهیم که همینجا بمانیم و، چون اینجا هم کار دیگری غیر کار کردن نداریم، تصمیم گرفتیم که شیفتها را ۱۲ ساعته تنظیم کنیم؛ البته اینگونه سختتر است، اما حداقل وقتمان تلف نمیشود. از طرفی خوب که فکر کنید غیر از این هم راهی وجود ندارد.
سختیهای روزهای بلند معدن
یکی از مزایای ایجاد کارخانه و شرکتهای صنعتی در مناطق روستایی و محروم رشد و توسعه روستاهای همجوار این کارخانجات است. این اتفاق برای معدن چادرملو و روستاهای اطرافش نیز افتاده است. رجایی در همین خصوص میگوید: بسیاری از کارگران این معدن از همین روستاهای نزدیک هستند و حتی فرزندانشان را فرستادهاند مهندسی معدن و اکنون بسیاری از آنها در این مکان مشغول به کار شدهاند.
خدا را شکر وضعیت این روستاها نیز بهتر شده است و چه از جهت اقتصادی و چه از جهت فرهنگی رشد قابل توجهی کردهاند. حتی میتوان گفت فرهنگ منطقه نیز عوض شده است.
اما آن موقع که مهندس رجایی وارد این معدن شد، نه تلگرامی وجود داشت، نه موبایلی به آن صورت بود و نه امکانات ارتباطی معدن اجازه برقراری ارتباط با خانواده را میداد. خودش از این سختیها اینگونه یاد میکند: ابتدا که اینجا آمده بودیم تنها یک کیوسک برای تلفن زدن وجود داشت و ما از همین طریق با خانواده صحبت میکردیم.
روال تلفن زدن هم اینگونه بود که ابتدا به مسئول کیوسک شماره تلفن را میدادی بعد که او تماس میگرفت و میتوانستی چنددقیقهای با خانوادهات صحبت کنی! از همه اینها گذشته ابتدا که معدن آغاز به کار کرده بود، مشکلات فراوانی داشتیم، تاجایی که پس از مدتها کار طاقتفرسا و خستگی در یک کانکس استراحت میکردیم و غذا میخوردیم.
یکسره کار سنگین بود و امکاناتی نبود. یادم میآید که از ساعت ۷ صبح بیدار میشدم و تا ساعت ۱ نصفه شب کار میکردم؛ ۱۸ ساعت کار! آن زمان با سوئدیها و آلمانیها و فرانسویها کار میکردیم و، چون ابتدای کار بود و خارجیها طبق تعهدی که داشتند باید کارخانه را برای میزان تولید مشخصی آماده میکردند، ساعات زیادی کار میکردیم.
حتی عدهای از همکاران نتوانستند این شرایط را تحمل کنند و به شهر برگشتند. اما خوشبختانه در حال حاضر امکانات رفاهی خوبی ایجاد شده است. از سالنهای ورزشی استخر، سالن فوتسال و... گرفته تا کافیشاپ و سالن بدنسازی و آمفیتئاتر و.... همه این موارد در طول این ۲۰ سال ایجاد شده است و من شاهد تکتک این پیشرفته بودهام.
تجربه پدر علم است، این را مهندس رجایی پس از ۲۲ سال به خوبی یاد گرفته و به آن ایمان پیدا کرده است
علاقه به کار و اوج خلاقیت
رجایی برخلاف خیلی از دانشجویانی که تنها برای شرایط مالی وارد رشتههای مهندسی میشوند و تنها به انجام یک کار تکراری و بدون خلاقیت میپردازند، به کار و تخصصش علاقه دارد و حقوق و مزایای بالا باعث از بین رفتن قدرت خلاقیت و تواناییاش نشده است.
شاید خیلی از ما فکر کنیم که مهندسی تنها نظارت بر چهار تا پیچ و مهره است و هیچ ابتکار و خلاقیتی در آن به چشم نمیخورد؛ در صورتی که تجربه رجایی خلاف این را ثابت کرده است. خودش میگوید: برخی از جوانها بدون هیچ علاقهای و فقط به خاطر حقوق وارد این رشته میشوند و در آخر هم با کمی ذخیره پول وارد رشتههای دیگر پرسود بازار میشوند. اینگونه افراد هیچ کمکی به صنعت و صنایع مهندسی نمیتوانند بکنند.
از طرفی برخی از اساتید و دانشجویان نیز به اینجا آمدهاند و با انجام یک کار کوچک برای خودشان رزومه علمی فراوانی ساختهاند و مقالاتی از خودشان منتشر کردهاند. خب دلیل اینگونه اقدامات جو مقالهمحوری و سلطه فضای نظری بر فضای واقعی کسب و کار در ایران است که باعث شده هر کسی از هر مسئله کوچکی چهار تا مقاله دربیاورد و برای خودش جایگاهی کسب کند، اما من که داخل کار بودهام میدانم چقدر سخت است در مرحله عمل یک دستگاه را راه بیندازی و عیب آن را برطرف کنی.
کاری که بدون اغراق اگر بگویم بارها آن را انجام دادهام گزاف نیست. مقاله و پژوهش تا وقتی که خودت پای دستگاه نیایی به هیچ دردی نمیخورد. همان خارجیهایی که ما با آنها کار میکردیم، نهایت دو سال، آن هم یک فعالیت مرتبط با فضای معدن را آموزش دیده بودند و از بسیاری از مهندسان ما بهتر کار میکردند. اما ما چهارسال درس خواندیم و در آخر وقتی اینجا آمدیم متوجه شدیم که هیچ نمیدانیم!
میگویند: تجربه پدر علم است، این را مهندس رجایی پس از ۲۲ سال به خوبی یاد گرفته و به آن ایمان پیدا کرده است. بهطوری که وقتی از او میخواهم به عنوان یک مهندس موفق دغدغه جامعه مهندسین را برای ما بازگو کند دست میگذارد روی نقطه ضعف سیستم آموزشی این روزهای ما که تقریبا همه صاحبنظران به وجود آن اذعان دارند؛ ارتباط بین دانشگاه و بازار کار.
او میگوید: همان طور که گفتم دانشگاههای ما چهار سال وقت دانشجو را تلف میکنند و در آخر آموزشی که به درد بازار کار بخورد به او نمیدهند. چرا این قدر بر این چهار سال تأکید میکنند؟ در صورتی که خیلی از رشتهها از جمله همین معدن را میتوان در دو سال مباحثش را به دانشجو آموزش داد و او را برای کار در این معدن آماده کرد. خود من وقتی به این معدن آمدم فهمیدم که همه آن چهار سال را میشد در نصف آن مدت، آموزشهای مرتبط به معدن میدیدم و برای کار در این کارخانه آماده میشدم.
موفقیت به کار است
مهندس رجایی میگوید که این روزها ذهن دانشجویان و اساتید همه به سمت ارائه مقاله آیاسآی رفته است، درحالی که من میگویم اگر انسان کار خودش را به درستی انجام دهد و وجدان خودش از کارش راضی باشد رشد صنعت ما تنها روی کاغذ نخواهد بود و ما در عمل نیز پیشرفت بیشتری میکنیم
* این گزارش شنبه ۵ اسفند ۹۶ در شماره ۲۸۲ شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.