جلسه قرآن روی تاتامی
زراعتکاران| عباس لطفی سیوششساله دچار روزمرگیهای معمول یک کارمند دولتی نشده است؛ و این برای زندگی کارمندی، آن هم از نوع دولتیاش یک قدم رو به جلو محسوب میشود.
لطفی، قاری قرآن است. اولین مقامش را هم در جایی گرفته که کارمند همانجاست؛ شرکت گاز. همین موضوع باعث میشود جدیتر قرائت قرآن را دنبال کند.
او علاوهبراین رزمیکار هم هست و دان ۵ تکواندو را دارد. البته زمانی مربی تکواندو میشود که آسیبدیدگی به او اجازه ادامه کار نمیدهد. حالا هم جلسه قرآن خودش را اداره میکند و هم کلاس تکواندویی که در سالن کارگران مشهد دارد. با او در دفتر کارش در اداره کل گاز استان چند دقیقهای گفتگو کردهایم.
قرائتم را بهصورت حرفهای از شرکت گاز شروع کردم
لطفی از آغاز فعالیتش میگوید و اینکه چطور قرائت قرآن را بهصورت حرفهای شروع کرده است؛ «متولد سال ۵۹ در تهران هستم و بزرگشده مشهد. دانشجوی رشته امور فرهنگی در مقطع لیسانس. کار قرآنی و تلاوت را از نوجوانی شروع کردم.
به نسبت بچههای دیگر زودتر و بهتر یاد گرفتم، ولی قرائت رابهصورت حرفهای از سال ۸۷ از همین شرکت گاز آغاز کردم. من از سال ۸۶ در شهرستان چناران وارد شرکت گاز شدم که آن زمان شرکت یکدوره مسابقات قرآن برگزار کرد. همین سطوح مختلف مسابقات را بالا رفتم و درنهایت به مقام اول کشوری رسیدم. بعدش هم در مسابقات اوقاف شرکت کردم.»
این اتفاقها باعث میشود او جدیتر قرائت قرآن را پیگیری کند و اتفاقا جای خوبی هم نصیبش میشود؛ استاد شناختهشده قرآنی کشور، سیدمجتبی فاطمی. «کمکم بهدنبال پیداکردن کلاسهای قرآن افتادم. تا اینکه رسیدم به جامعه قاریان و استاد مجتبی فاطمی. ایشان با همان روش خود از من تست گرفتند و از آن به بعد وارد کلاسهایشان شدم.
بعد از آن در یک دوره مسابقات اذان به نام «مدهامتان» شرکت کردم که دوم شدم. در حال حاضر خودم هم جلسه قرآن دارم و هم در محافل مختلف قرآنی شرکت میکنم. باید اینجا از اساتیدم خودم یاد کنم و سپاسگزارشان باشم. آقای سیدمجتبی فاطمی، دیگری آقای جواد رجایی و استاد پناهی.»
نه اینکه همه قرآن بخوانند، ولی همین که دورهم بنشینند و با لباس ورزش حرفهای دیگری بشوند حال و هوای خوبی دارد
با کمربند آبی کلاس را راه میبردم!
نوبت به فعالیت رزمیاش میرسد و اینکه با وجودی که قرائت قرآن ظاهرا تناسبی با تکواندو ندارد، ولی او سعی کرده هر دو را با هم به پیش ببرد؛ «از سال ۷۶ تکواندو را نزد اساتیدم آقای آیینهچی و حامد احمد در مجموعه ورزشی سعدآباد شروع کردم. پیشرفتم خوب بود، بهطوریکه با کمربند آبی بهعنوان ارشد، کلاس را راه میبردم. توی یکی از مسابقات استانی دچار آسیبدیدگی شدم و دیگر نتوانستم ادامه بدهم و به سمت مربیگری رفتم. در حال حاضر دان۵ تکواندو را دارم.»
او ادامه میدهد: توی چناران که بودم در روستای سیدآباد سالنی بود که بچهها را جمع میکردم و کلاس تکواندو دایر کردیم. سالنی به اسم «شهید متقین».
ما از همان دوره کلاس تکواندو را همراه با کلاس قرآن برگزار میکردیم. گاهی حتی فرماندار و رئیس شورای شهر هم به جلسات ورزشی قرآنی ما میآمدند. زمان گذشت تا اینکه به مشهد منتقل شدم.
بچهها با لباس تکواندو حرفهای دیگری میشنوند
لطفی میگوید اینکه بچهها با همان حرارت و با لباسی مختلف روی تشک تکواندو نوای قرآن را میشوند و میخوانند، میتواند شروع یک اتفاق خوب باشد؛ «در حال حاضردر سالن کارگران مشهد کلاس تکواندو دارم. قبلاز شروع با همان لباس تکواندو بچهها دور هم جمع میشوند و قرآن میخوانیم.
نه اینکه همه قرآن بخوانند، ولی همین که دورهم بنشینند و با لباس ورزش حرفهای دیگری بشوند حال و هوای دیگری دارد. ما در سال، هفتهای یکجلسه قرآنی داریم و در ماه مبارک رمضان هم هر شب جلسات پربار و خوبی برگزار میکنیم.»
این گزارش شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ در شمـاره ۲۰۱ شهرارا محله منطقه دو چاپ شده است
