کد خبر: ۹۴۶۹
۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
آموزش زبان انگلیسی با شعر و ادبیات

آموزش زبان انگلیسی با شعر و ادبیات

راحله کریمی‌فیض‌آبادی، معلم نمونه آموزش و پرورش با ترکیب عشق و علاقه‌ به شعر و ادبیات و زبان انگلیسی قواعد خشک و سخت زبان انگلیسی را به زانو درآورد.

احتمالا تاکنون فیلم‌های ایرانی و خارجی زیادی دیده‌اید که محور آن معلمی فداکار است؛ معلمی که دست به هر کاری می‌زند تا دانش‌آموزش درس را یاد بگیرد و موفق شود. شاید عده‌ای تصور کنند که این معلم‌ها را فقط در فیلم‌ها و سریال‌ها و داستان‌ها می‌توان پیدا کرد، اما اگر جستجو کنیم، خواهیم دید در همین دوروبر خودمان، معلمان دلسوز بی‌ادعایی هستند که حتی حاضرند بی‌مزدومواجب معلم باشند.

مصاحبه‌شونده ما در این شماره، یکی از این معلمان و دبیرانی است که در دبیرستانی دخترانه محله راه‌آهن، عشق را چاشنی آموزشش کرده و با سبکی کاملا متفاوت زبان انگلیسی می‌آموزد. از مهم‌ترین فعالیت‌های این بانوی فرهیخته که ۳۶ سال بیشتر ندارد، این بوده که روشی نو را جایگزین شیوه‌های منسوخ و ملال‌آور تدریس زبان انگلیسی کرده است. در روش یادشده، گرامر و قواعد سخت و خشک زبان انگلیسی، به زبان آهنگین و نظم فارسی درآمده؛ کاری که به‌گفته مصاحبه‌شونده ما، برای نخستین‌بار در ایران انجام شده است و او دلش می‌خواهد این شیوه نوین را وارد کتاب‌های درسی مقاطع مختلف تحصیلی کشور کند.

با راحله کریمی‌فیض‌آبادی که شاعر است و صاحب چندین عنوان کتاب و مقاله و امسال هم معلم نمونه ناحیه یک آموزش‌وپرورش شده، گفتگو کرده‌ایم؛ گفتگویی در دبیرستان دخترانه آزرم در محله راه‌آهن.

 

۲۳ سال؛ سابقه کار معلم سی‌وشش‌ساله

من ۳۶ سال پیش پا به این گیتی گذاشتم. ۲۳ سال از این ۳۶ سال را سابقه کار دارم. شاید معما به‌نظر برسد و بپرسید مگر دانش‌آموز سیزده‌ساله می‌تواند معلم باشد؟ بله، این موضوع درباره من و همکلاسی‌هایم که در دانشسرای مقدماتی تحصیل می‌کردیم، اتفاق افتاد. البته در سال دوم دبستان هم جهشی درس خواندم و همین موضوع سبب شد در زمره آخرین گروه دانشسرایی‌های مقدماتی قرار بگیرم و حضورم در این مرکز جزو سوابقم لحاظ شود.

به‌جرئت می‌توانم بگویم تا پیش از سیزده‌سالگی در هیچ کلاس جانبی زبان انگلیسی شرکت نکردم. کارم این بود که مانند دانش‌آموزان زرنگ و شاگرداول فقط درس بخوانم و این کار را با عشق انجام می‌دادم؛ چون همواره درس خواندن و کار و تلاش را دوست داشته‌ام و معتقدم هرانسانی بالقوه موفق است و فقط باید این ظرفیت را به فعل درآورد.

مادرم آموزگار است و پدرم کارمندی که به زبان فرانسوی مسلط است و گاهی ترانه‌های محلی می‌سراید. بیهوده نگفته‌ام اگر بگویم ژن شعر و شاعری را از پدر به ارث برده‌ام. گاهی نوسروده‌هایم متولد می‌شد و این حس شاعرانگی را عجیب دوست داشته‌ام.

 

خانم معلم مبتکر و خلاقِ زبان انگلیسی

 

تردید داشتم

زهرا حسن‌زاده، دبیر زبان ما و مدیر دانشسرای مقدماتی بود. او کسی بود که روند زندگی‌ام را دگرگون و مرا به زبان انگلیسی علاقه‌مند کرد، با این حال پس از گرفتن دیپلم نظام قدیم، دچار دوگانگی خاصی شدم. می‌ترسیدم اگر برای ادامه تحصیل زبان انگلیسی را انتخاب کنم، از زبان شیرین پارسی و شعر و شاعری که با آن زندگی می‌کردم، دور شوم، اما به‌هر ترتیب در کنکور سراسری شرکت کردم و با رتبه ۲۶۸ در رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه فردوسی پذیرفته شدم؛ رشته‌ای که در آن ادبیات وجود داشت، اما به زبان انگلیسی.

روز و شب درس می‌خواندم و درنتیجه شاگرداول گروه خودم شدم. باید در هرکاری بهترین می‌شدم و این موضوع احساس خوشایندی در من به‌وجود می‌آورد. درسم در مقطع کارشناسی تمام شد و چند سالی هرچه آموخته بودم و در چنته داشتم، با عشق به بچه‌ها یاد می‌دادم. چندسالی که گذشت، تصمیم گرفتم یک‌بار دیگر درس خواندن در فضای دانشگاه را تجربه کنم. این اتفاق افتاد و در رشته زبان‌شناسی همگانی دانشگاه فردوسی پذیرفته شدم و ادامه تحصیل دادم.

 

از آندره برتون تا مجید دلبندم

با نوشتن و خلق کردن، احساس آرامش می‌کنم؛ به همین خاطر از هر فرصتی بهره می‌برم تا اثری خلق کنم. من تاکنون چندین کتاب و مقاله نوشته‌ام. «نظریه شعری آندره برتون در جریان نگارش خودکار» کتابی در حوزه زبان‌شناسی همگانی است که با همکاری فرخ لطیف‌نژاد و زیرنظر فرزان سجودی تالیف کرده‌ام.

کتاب «مجموعه لغات زبان انگلیسی از دوم راهنمایی تا پایان پیش‌دانشگاهی» دیگر اثر من است و با سی‌دی تلفظ کتاب با صدای خودم همراه است. همچنین «مترادف و متضاد»، کتابی است برای کنکوری‌ها و کسانی که می‌خواهند تست‌های زبان عمومی را خوب پاسخ دهند. «مجید دلبندم» یک و دو، شامل یادگیری آسان مجموعه لغات مشابه که افراد را به اشتباه می‌اندازد و «گرامر کنکور با شعر» و «نگاه آخر» که نمونه سوالات مشابه کنکور از نگاه استادان برتر کنکور مشهد را دربر می‌گیرد، از دیگر کتاب‌های من است.

«من آن زنم که راه به جایی نبرده است»، هم کتاب شعرم است. ژن شاعری موفقیت‌هایی را برایم در جشنواره‌ها رقم زد که مهم‌ترینش کسب مقام سوم در جشنواره کشوری شعر نماز بود. به جز آن رتبه‌های بی‌شماری در مسابقات سطح مشهد و نیز چناران که محل تحصیلم در دانشسرا بود، به‌دست آوردم. من ۲۵ جزوه نیز در زمینه آموزش گرامر و لغت و کلوز تست و ریدینگ کنکور دارم و یک دی‌وی‌دی تصویری آموزشی که با سبک اختصاصی خودم است و در کشور توزیع شده.

ژن شاعری موفقیت‌هایی را برایم در جشنواره‌ها رقم زد که مهم‌ترینش کسب مقام سوم در جشنواره کشوری نماز بود

 

سبک کریمی!

بیشتر همکاران و دانش‌آموزانم، مرا به سبک جدیدم در آموزش گرامر زبان انگلیسی می‌شناسند که به سبک کریمی معروف شده است. ماجرا از این قرار است که سرانجام دغدغه‌هایم به بار نشست و عشق و علاقه‌ام به شعر و ادبیات، کار خودش را کرد و قواعد خشک و سخت زبان انگلیسی را به زانو درآورد.

من گرامر همه مقاطع تحصیلی از پایه هفتم تا پیش‌دانشگاهی را به زبان شعر درآوردم که یک لوح فشرده صوتی هم دارد. برای تدریس لغات سخت و مشابه زبان هم از این روش بهره گرفتم که خیلی خوب جواب داد. شاید باورتان نشود اما برخی دانش‌آموزانم حتی اگر دچار بیماری شوند، در کلاس من حاضر می‌شوند که این مسئله نشان‌می‌دهد که این روش غیرمستقیم آموزشی جواب داده است.

امسال برای اینکه زمان زیادی در حال آموزش باشم، آموزشگاه زبان انگلیسی کریمی را در نوبت عصر دبیرستان آزرم راه انداختم تا در راه آموزش این بچه‌ها که ارزش معلم و کار متفاوتش را خوب می‌فهمند، در حد توانم تلاش کنم. کلاس‌هایم خیلی شاد و پویاست و با شوخی و خنده همراه. از اینترنت هم برای برگزاری آنها کمک می‌گیرم.

 

فعل و «آی‌ان‌جی» داره...

صفحه ۳۴ درس زبان انگلیسی سوم دبیرستان مربوط به افعال جراند (اسم مصدر: Gerund) است که برای یادگیری بهتر این افعال، این بیت‌ها را سروده‌ام: جراند قصه ما/ پر از ماه و ستاره/ جراند قصه ما/ فعل و «آی‌ان‌جی» داره/ گاهی به نقش مفعول /گاهی به نقش فاعل /شبیه آب دریا/ که داره موج و ساحل/ بعدِ یه فعلای خاص/ جراند می‌آد همیشه/ بعد حرف اضافه/ که بی‌جراند نمی‌شه/...

 

به صدای بچه‌ها گوش دادم و گریستم

سال گذشته مدرسه، برنامه‌ای مناسبتی برگزار کرد. من هم در مدرسه بودم. ناگهان صدای دانش‌آموزانی که در آشپزخانه در حال شستن ظروف مجلس بودند، توجهم را به خود جلب کرد. آنها شعر‌های مرا که به‌منظور آموزش قواعد خشک انگلیسی بود، با صدای بلند می‌خواندند و هم‌زمان ظرف می‌شستند. پشت در ایستادم و به صدای بچه‌ها گوش دادم و گریستم. احساس خوبی داشتم که شیوه آموزشی‌ام تا این اندازه بچه‌ها را تحت‌تاثیر قرار داده است. الان هم هریک از دانش‌آموزانم که مرا می‌بینند، پیش از سلام دادن یکی از شعرهایم را می‌خوانند.

 

انرژی زیاد، تک‌بعدی‌ام کرده است

ذاتا انسانی پرانرژی هستم و همه این انرژی را خرج معلمی‌کرده‌ام. هیچ‌گاه هم برای این موضوع احساس پشیمانی نکرده‌ام، اما خب ازطرفی می‌شوم انسانی تک‌بعدی که بزرگ‌ترین ضعف من است؛ یعنی فقط دانش‌اندوزی و مطالعه و تحقیق و یاد دادن و یادگیری را کار سودمندی می‌دانم و هر کاری که در بیرون از این دایره قرار گیرد، برایم جذابیتی ندارد و درواقع بیهوده به‌نظر می‌رسد. معتقدم فرصتمان برای زندگی، اندک است و باید تندتند کار کنیم؛ به همین علت به‌طور خستگی‌ناپذیر ۱۵ تا ۱۶ ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنم تا هنگام رفتن از این دنیا کار ناتمامی نداشته باشم.

 

*این گزارش در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۴ در شماره ۱۸۱ شهرآرامحله منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام