طلبه - صفحه 2

اصغر رحمانی‌بایگی تحصیلاتش را در حوزه علمیه قم شروع کرده و دروس خارج را در حوزه علمیه مشهد گذرانده است. او از ۲۰ سال پیش در رشته معرق هم فعالیت دارد.
محمدعلی می‌گوید: سه چهار ماهی که برای تبلیغ می‌روم، همسرم به تنهایی خانواده را راه می‌برد و نمی‌توانم بچه‌ها را با خود ببرم، زیرا هزینه رفت و برگشت سنگین شده و با شهریه طلبگی نمی‌شود آن را تأمین کرد.
جواد نوائیان درباره حال‌وروز استخری که زمان کودکی می‌رفته تعریف می‌کند: استخری با کف سیمانی و عمق نه‌چندان زیاد که جلبک‌های سبز داخل آب جولان می‌دادند و گاهی پای آدم داخل آنها گیر می‌کرد.
جرقه آشنایی حجت‌الاسلام احمدآبادی با آیت‌الله خامنه‌ای برمی‌گردد به مراسمی که در منزل پدر خانم ایشان به‌مناسبت ایام فاطمیه برگزار می‌شد، این آشنایی با حضور او در کلاس‌های تفسیر آیت‌الله خامنه‌ای در مدرسه میرزاجعفر ادامه پیدا می‌کند.‌
علی رجبی روحانی مشهدی، ۲۰سال پیش، کارش را با قصه‌گویی برای کودکان شروع کرد و تا کنون بیش از ۶۰هزار محصول فرهنگی برای بچه‌ها تولید کرده است.
محمدحسین ایزدی می‌گوید: پدرم زندگی ساده‌ای داشت. اهل تجملات نبود. در دوران حیاتش بار‌ها به ما توصیه کرده بود برایش مراسم نگیریم و حتی سنگ قبر هم برایش نگذاریم و برای مردم مظلوم غزه کمک کنیم.
لاریجانی فقط امام جماعت نیست و باتوجه به علاقه‌اش به کار تربیتی برای نوجوان‌ها، بخش بزرگی از کار‌های فرهنگی مسجد را هم به عهده گرفته است. از مدیریت قرائت‌خانه دکتر و مهندس‌ساز آن گرفته تا برپایی جلسات قرآن.
«عیش‌آباد» روستایی قدیمی که امروزه بخشی از محدوده شهری مشهد است و روزگاری، از مراکز عمده تولید چغندر در مشهد بود؛ مزرعه‌ای که تاریخی طولانی دارد و نشان آن را می‌توان در اسناد مربوط به دوره صفویه نیز یافت.
علی حاتمی می‌گوید که هیچ‌وقت فکر نمی‌کرده درس طلبگی، روزی او را به دنیای سنگ‌ها برساند، اما همان بار اول، در یک جلسه آموزشی، وقتی نخستین سنگ را به دست گرفته، چیزی در دلش تکان خورده؛ حالا این علاقه، تبدیل به بخشی از زندگی اش شده است.
حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن سپهر، امام جماعت مسجدالرضا (ع) در ۵۰ سال گذشته اختلافات زیادی را بین مردم حل و فصل کرده است.
سید‌محمدتقی موسوی‌گل‌خطمی چهره‌ای که با رفاقت، زمینه جذب جوانان به مسجد را فراهم کرده‌است. جوانان محله با نام کوچک «آقا‌سید» صدایش می‌زنند. او توانسته با دستاورد‌های اجتماعی‌اش به‌عنوان نفر سوم جشنواره جوان برتر استان شناخته شود.
روح‌الله ابراهیمی در جریان اقدامات جهادی‌اش هر چه در توان داشت برای زدودن غبار محرومیت از خانوار‌های نیازمند به کار می‌بست و با ازدواج وارد مرحله دیگری شد و نتیجه نهایی آن تأسیس کانون کتاب و عترت بود.
میرزا علی‌اکبر نوقانی در کنار تدریس علوم دینی در مدرسه علمیه نواب،‌ تغییرات بزرگی در حوزه علمیه مشهد رقم زد.
علی میرزایی‌مقدم روز‌های بازنشستگی‌اش را می‌گذراند. او قبلا کتاب‌فروش بوده است و کنارش جانماز و مهر می‌فروخته است.می‌گوید: یک روز داخل حجره کتاب‌فروشی نشسته بودم. طلبه جوانی برای خرید قبا وارد مغازه شد.
سیدهادی خدادادحسینی با ایده‌های نو، توانسته است پای بیش از پنجاه نوجوان را به جلسات قرآن مسجد حاج‌آخوند و حاج‌خاور باز کند. یکی از کار‌هایی که این طلبه جوان بر آن تأکید می‌کند، سپردن مسئولیت به بچه‌هاست.
میرزامحمد آقازاده خراسانی در دوران حضور در مشهد، باشکوه‌ترین درس خارج فقه و اصول روزگار خود را داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. آیت‌الله قمی در واکنش به شهادت ایشان گفت: «میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان نبود؛ آقای کل ایران بود.»
سیدداوود بی‌طرف حدود دو دهه در سوریه زندگی می‌کرد. وطنش شده بود حرم حضرت‌رقیه (س) و او هم امام‌جماعت حرم شده بود. او نتوانست در سوریه و سقوط حکومت بشار اسد بی‌طرف بماند تا سرانجام به شهادت رسید.
شیخ مهدی واعظ خراسانی، از روحانیان تأثیرگذار در واقعه گوهرشاد مشهور به محدث کبیر بود که در حرم‌مطهر رضوی مدفون شده است.
«سفیران هدایت» یکی از فرصت‌های زندگی‌ کیخائی بود، درست همان سالی که در مقطع ارشد رشته نرم‌افزار قبول شد. دو‌راهی سختی بود و علیرضا طلبگی را انتخاب کرد و حالا پس‌از یازده‌سال در نقطه‌ای که دلش می‌خواسته ایستاده است.
حرف حاج‌ابراهیم محدث این بود: «در این لباس پایدار می‌مانم تا به لباسی سفید مبدل شود.» همین‌طور هم شد؛ نماز‌های جماعت او حدود پنجاه‌سال در مسجد فقیه‌سبزواری، طیف زیادی از نمازگزاران را جذب کرد.