انتشارات

در زمانی که کمتر‌کسی به فکر انتشار مجله فرهنگی است، غلامحسین یوسفی بدون هیچ شائبه اقتصادی مجله‌ای مرتبط با نیاز‌های آموزشی تأسیس می‌کند. این مجله در طول حیات کوتاهش در رشد دانش فرهنگیان کشور و نویسندگان این گروه تأثیر داشته است.
حسن عمید سال ۱۲۸۱ در مشهد زاده شد. او را نخستین فرهنگ نویس به شیوه امروزی دانسته‌اند که نخستین فرهنگش را با عنوان «فرهنگ نو» سال ۱۳۰۸ در مشهد منتشر کرد.
در دوره پهلوی، یکی از نخستین نشریاتی که منتشر می‌شود، «آشفته» است. عماد عصار، کارمند دولت، از تهران به مشهد منتقل می‌شود و تصمیم می‌گیرد باتوجه‌به اوضاع شهر یک نشریه طنز راه بیندازد. آشفته، کامل‌ترین نشریه طنز است و برخی آن را نخستین نشریه طنز مشهد می‌دانند.
روایت کتابفروشی باستان و انتشارات قدیمی مشهد در کوچه سراب که پاتوق اهل ادب و نویسندگان صاحب‌نامی، چون مهدی اخوان ثالث، دکتر علی شریعتی، دکتر غلامحسین یوسفی و دیگران بوده است.
مسیح مسعودکیا که کارگری ساده است حین روان‌نویسی، وزن و قافیه هم به نوشته‌ها می‌داد. این شد که کل کتاب نهج‌البلاغه را به نظم درآورد.
مهدی ذبیحی، مسئول مجهزترین چاپخانه خصوصی قرآنی شرق کشور است که ۹۰ درصد تولیدات چاپخانه‌اش به چاپ این کتاب آسمانی اختصاص داده شده است.
محمود مافی، متولد ۱۳۴۳ در مشهد نزدیک به ۴۰ سال از عمر خود را در چاپخانه گذرانده و با صدای چرخش دستگاه‌های چاپ و بوی مرکب عمر گذرانده است.
قبیله کتاب‌خواران در مشهد پا گرفته و بسیاری از جلساتشان را در فرهنگ‌سرا و کافه‌کتاب‌های منطقه11 بر پا کرده‌اند، اما اکنون پای چند نفر از اعضایش به تهران هم باز شده و در آنجا نیز گروه قبیله کتاب‌خواری را تشکیل داده‌اند. در زمانه‌ای که بسیاری از طرح‌ها و گروه‌های کتاب‌خوانی چند صباحی بیش باقی نمی‌مانند، این گروه چهار سال است که انسجام خودشان را حفظ کرده‌ و بر تعداد کتاب‌خواران افزوده‌اند.
فریده سلطانی از آن دست بانوان دغدغه‌مند در حوزه فرهنگ و کتاب‌خوانی است که سال‌هاست تلاش کرده است در کنار چاپ و انتشار کتاب به بانوانی که علاقه‌مند به نوشتن هستند کمک کند. او آثار زیادی از نویسندگان گمنام و صاحب‌نام خراسان را توسط نشر«طنین قلم» به چاپ رسانده و مدیر و مؤسس انجمن بانوان ناشر و اهل قلم است. او تا امروز 50 درصد کتاب‌های نویسندگان مطرح و صاحب نام استان را چاپ کرده است و از نویسندگان تازه‌کار نیز حمایت کرده است.
احمد ماهوان اواخر دهه‌ ۶۰ برای نخستین بار در خود مشهد نقشه‌هایی از شهر تهیه می‌کند.
روزنامه‌نگاری مشهد را نباید مرهون هیچ عمل یا عاملی جز شخص «ادیب‌‌الممالک فراهانی» دانست. او که پیش از آمدنش به این دیار، در تبریز روزنامه‌نگار بوده و جریده «ادب» را منتشر می‌کرده است، این روزنامه را با خود به مشهد می‌آورد تا ارض اقدس پس از این، صاحب یک روزنامه شهری شود. ماجرا از این قرار است که ادیب چهل‌ساله بوده است که برای رتق‌و‌فتق امور موقوفاتی خاندانش در مشهد راهی خراسان می‌شود اما این سفر او را پاگیر مشهد می‌کند، آن‌چنان‌که حضورش در این شهر سه سال به درازا می‌کشد.
به اعتقاد استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، کتابفروشی باستان در مشهد قدیم -که ناشر هم بود- این امتیاز را بر تمام کتابفروشی‌های مشهد داشت که زیر بار خرج کتاب‌های سنگین و پرخرج و دیرفروش‌ می‌رفت.
رجب زاده از هجده سالگی دوباره پیش پدرش بازمی گردد که حرفه اش تهیه خامه قالی بوده است. در همین زمان‌ها دوباره به صورت شبانه، تحصیلش را پی می‌گیرد؛ چراکه میلش به مطالعه بیشتر از آن بوده است که رفتن پی حرفه و شغل، هوای کتاب خواندن را از سرش بیندازد. این علاقه سال ۵۷ به بار می‌نشیند و کتابفروشی «انتشارات امام» در خیابان ابن سینای مشهد پامی گیرد تا برای سال ها، مکانی جمع وجور و نقلی، اما پررمزوراز برای اهل فضل و دانش باشد.
ناهید کاشی‌چی متولد ۱۳۲۵ و مترجم روسی‌زبان معاصر است. او که فرزند مرحوم محمود کاشی‌چی، بنیانگذار انتشارات گوتنبرگ مشهد در دهه ۲۰ است، حالا بعد از گذشت نیم‌قرن از تلاش پدر برای پاگرفتن این انتشاراتی و کتابفروشی می‌گوید: پدربزرگم، استاد میرزااحمد، کوره‌پزخانه کوچکی داشت که کاشی می‌ساخت.
سیدحمید مصطفوی به یاد می‌آورد اولین‌باری که صدای امام خمینی (ره) را شنیده درباره بحث مدرسه فیضیه قم بوده است. می‌گوید: آن‌زمان رژیم پهلوی در مراسم شهادت امام صادق (ع) دستش به خون روحانیت بی‌گناه آلوده شده بوده و مراسم را برهم زده بود. در آن نوار کاست، امام (ره) رژیم پهلوی را تهدید می‌کردند که این‌کارهایتان آخر و عاقبت ندارد و خون بی‌گناهان بی‌جواب نخواهد ماند.