نمایشی که رضاپور را در چهاردهپانزدهسالگی به رادیو کشاند، یک خوششانسی بزرگ بود. استاد صلاحی صدا و بازیاش را که دید، پیشنهاد داد بیاید برای رادیو برنامه اجرا کند. از روزهای آخر دهه ۳۰ تا زمانیکه جان داشت، بچه رادیو بود.
«دوجان» در زبان فارسی قدیم به زن باردار گفته میشده است. مثلا میگفته اند: همسرم دوجان شده است؛ یعنی دو جان در او وجود دارد: جان خودش و جان بچه. این اصطلاح از به دنیا آمدن و خلقت میآید.
فریدون صلاحی گفته بود: چند سال پس از آمدنش به مشهد فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرده است. او که از دوستان نزدیک دکترعلیشریعتی بود، در روزنامه خراسان مینوشت.
علیاکبر حلیمی نویسنده و کارگردان قدیمی تئاتر مشهد از ۱۱ سالگی وارد تئاتر شده و در رشته ادبیات نمایشی دانشگاه هنرهای زیبا تهران تحصیل کرده است.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامترهای نمایشی کافی را ندارد، تشویقهای بسیاری میشود.
زندهیاد رضا رضاپور از شرکت در فیلم «میهمان توس» میگفت که برای همه عوامل توأم با برکت و تقدس بود. عنایت امامرضا (ع) آنقدر بود که باعث پیشرفت عوامل شد، بهطوریکه بیشترشان بعدها به پایتخت رفتند.
برای اولین بار در قرن چهارم، تعطیلی ده روزهای در بغداد رقم میخورد و این ۱۰ روز در دهه محرم، شرایط مناسبی را به وجود میآورد تا مراسمی به یادبود شهدای کربلا برگزار شود.
سید محسن مصطفیزاده گمنام بودن را برای خودش اختیار کرده بود و از شهرتطلبی گریزان بود و بهحق مصداق این مصرع زیبا بود که «جهانی است بنشسته در گوشهای».
دختران کلاس ششم مدرسه شهیدجعفری گلشهر نهتنها بیش از صدبیت شاهنامه فردوسی را حفظ کردهاند، که این ایده سرآغاز مطالعه، پژوهش و رؤیاپردازی این دختران برای آیندهای درخشان شده است.
بیش از سهدهه از کار بازیگری و تئاتر محمدرضا یعقوبی میگذرد. او اولین کارهای بازیگری را از مدرسه شروع کرد و هنوز هم خاطره اولین بازیگری در مدرسه را به یاد دارد.
کانون «حصان» یکی از پایگاههای فعال فرهنگی در محله هدایت است که بهخوبی توانسته است دختران این محدوده را به خود جذب کند.
کریم جشنی، حدود ۲۵ سال سابقه کار در تئاتر دارد، صداپیشگی در چند انیمشین سینمایی و حضور در ۱۰۰ نمایش رادیویی از دیگر فعالیتهای برجسته اوست.
میلاد مهجور درباره انگیزهاش از تشکیل گروه تئاتر «ماهور» میگوید: چون خودم در کودکی پدرم را از دست داده بودم، یاد گرفتم که نباید به خاطر کمبود در زندگی منتظر کمک کسی باشم، بلکه باید روی پای خودم بایستم.
استعداد و علاقه به تئاتر به همه اعضای خانواده سرایت کرد و مدت زیادی طول نکشید که گروه تئاتر هشتی شکل گرفت. آنها با خلق نمایشهای متعدد در بخشهای مختلف جشنوارههای متعددی درخشیدند.
فرشید تمری، کارگردان تئاتر و نمایشنامهنویس مطرح مشهدی، اثری را در حمایت از مردم غزه به روی صحنه میبرد.
رسولزاده در تئاتر «خواستگاری»، نقش مردی آذریزبان به نام آقارجب را بازی میکند؛ «ماجراهای این آقارجب، ادامهدار شد و من در این نقش، طوری جاافتادم که اهالی تئاتر مشهد، عنوان آقارجب را به من دادند.»
مربی مهدکودک مهسا غفوریان در پروندهاش نوشته «مهسا خیلی استعداد بازیگری دارد» همان طور هم شد، او برترین بازیگر زن، در سی و ششمین دوره از جشنواره تئاتر فجر شد.
حوالی سال ۱۲۹۰ خورشیدی موسیخان اعتبارالسلطنه برآن میشود که علاوهبر برگزاری جشن، تئاتر و نمایش تختحوضی، در تالار عمارتش فیلمهایی را هم به نمایش بگذارد.
محمد ملتجی میگوید: جنگ شده بود و حکم مأموریت به جبهه به من داده شد. در آنجا به این فکر افتادم که برای رزمندگان تئاتر کار کنم. کار خوبی ارائه شد و رزمندگان نیز استقبال کردند.
محمد نیازی از کارگردانان تئاتر مشهد است. خیلیها او را به عنوان صاحب سبک تئاتر موزیکال در شهرمان میشناسند.