غذا

خانم‌های محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کار‌هایی که از دستشان برمی‌آید، پای کار آمده‌اند. هر کدام از بانوان با دغدغه‌های شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کرده‌اند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
عصمت محمد‌زاده از سال۱۳۸۴ با کسب مقام نخست مسابقات کشوری آشپزی در زنجان و بین ۱۰۲ گروه شرکت‌کننده شروع به پخت و پز غذا‌های سنتی کرده و این کار را ابتدا در گناباد آغاز کرده است.
در بولوار کوشش یک مشتری قدیمی قاطعانه می‌گوید طعم دیزی «جواد جلال» تهران، به دیزی «سعیدی» نمی‌رسد! به ویژه اینکه سبک و سیاق و کیفیت دیزی‌هایی که در قدیمی‌ترین دیزی‌پزی مشهد طبخ می‌شود، حالا حدود ۵۰ سالی می‌شود که همچنان حفظ شده است.
شب‌های هفت‌تیر برای خودش عالمی دارد. شب‌هایی پرازدحام با طعم انواع خوردنی‌ها که شاید بتوان به لطف آن، بر استرس‌های روزمره غلبه کرد و به احترام فلاش دوربین هم که شده، لبخندی را میهمان چهره‌های درهم کشیده نمود.
حمیدهنرور یکی از اغذیه فروشان قدیمی در محله جنت است. او که کارآشپزی را از پدر خود به ارث برد، هم اکنون با برادرش در میدان ۱۰ دی مشغول فعالیت فروش انواع اغذیه واز همه مهم‌تر پیراشکی مخصوص مشهد است.
زهرا شادمان می‌گوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان می‌کنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شده‌اند و هم خانواده‌هایی که به آنها کمک می‌کنیم.
محمدتقی خاکی، معروف به حاج‌محمد کله‌پز می‌گوید: «کله‌پاچه خور، پیتزاخور نمی‌شود.» او مشتری خارجی زیاد دارد که بیشتر آن‌ها از کشور‌های عربی هستند، گاهی می‌آیند و در طباخی او کله‌پاچه می‌خورند.
جعفر آکار، مسئول سفره‌خانه سنتی در محله پنجتن است. او یک کارآفرین نمونه و فرد موفقی به حساب می‌آید که توانسته برای بیش‌از ۲۰۰ نفر خانم و آقا فرصت شغلی ایجاد کند.
دیهیمی در آخر نامه‌اش می‌نویسد: اهالی محترم خراسان می‌توانند با نهایت اطمینان امیدوار باشند که ارزاق آنها از هر‌حیث تا سر خرمن نو تأمین است و هیچ پیشامدی این وضعیت را نمی‌تواند تغییر دهد.
جواد دلدار مدعی است حوالی سال ۱۳۹۰، یکی از افرادی بوده که فلافل را در مشهد باب کرده و پیش‌بینی‌اش نیز درست از کار درآمده است: تا سال ۱۳۹۲، در تمام خیابان‌های مشهد، فلافل خواهند فروخت. 
حیدر رحیم‌زاده‌عطایی، آشپز یکی از کترینگ‌های خیابان تاجرآباد، کسی است که به‌واسطه آشپزی چند کشور را گشته و با کوله‌باری از تجربه به زادگاهش در مشهد برگشته است.
بابک اشرفی، جوان ۳۲ ساله‌ای که حدود شش‌ماهی می‌شود کتابخانه شخصی را همراه‌با ارائه غذا به شهروندان راه‌اندازی کرده است. او در کتابخانه رستورانش ۵۰۰ جلد کتاب دارد.
مجید نوروزی جوانی که متفاوت از هم‌سن‌و‌سال‌های خودش به‌عنوان یک آشپز نمونه تلاش کرده و حائز مقام دوم کشوری در این رشته شده است.
گروه «پایان کارتن‌خوابی»با هدف ترک معتادان، هر هفته شنبه‌ها در خانه شاملو غذا می‌پزند و بین کارتن‌خواب‌ها توزیع می‌کنند.
حسین فلاح، کباب‌پز قدیمی کوچه مخابرات چهارباغ می‌گوید: خانواده‌های ایرانی چه بخواهند و چه نخواهند کباب‌خور هستند و این غذا را دوست دارند.
علی جمعی و خانواده‌اش از جمله افراد‌ی هستند که به فواید رژیم غذایی گیاهی پی برده و د‌ر کنار اداره رستوران غذا‌های گیاهی خود، به این سبک زندگی روی آورد‌ه‌اند
در دیزی‌سرا انواع غذا‌ها به مشتری ارائه می‌شود از اُملت گرفته تا تخم‌مرغ، دیزی و غذا‌های مشابه، از همین رو باید کسی که می‌خواهد وارد این‌کار شود، آشپزی بلد بوده و با طعم‌ها آشنا باشد.
در منطقه ثامن مشهد می‌توان افرادی را پیدا‌کرد که برای راه‌اندازی فلافل‌فروشی از جنوبی‌ترین شهر‌های ایران به جوار بارگاه منور رضوی آ‌مده‌اند و افتخارشان هم این است که اصیل‌ترین فلافل و سمبوسه عرب را می‌پزند.
حسن عبداللهی رستوران‌دار محله شاهد، در مغازه‌اش صندوق مهربانی راه انداخته است، اقدامی که به‌واسطه آن، در این روز‌های سرد زمستانی، گرسنگانی سیر می‌شوند.
وقتی در سمزقند عروسی یا عزایی بود، همه اهالی وظیفه خود می‌دانستند که در مراسم حضور یابند. به‌همین‌دلیل غذای عروسی و عزا آبگوشت بود.