حالا بالغبر چهلسال از آن زمان که کرمانجها پا به مشهد و محله شقایق گذاشتند، میگذرد. سادگی، صمیمیت و خونگرمیشان نمیگذاشت کسی آب در دلش تکان بخورد. هنوز هم همان سادگی و صمیمیت قدیم را دارند.
رضا موسیالرضایی که پیشاز این با تهیه برنامههای کرمانجی شبکه خراسان، در راستای حفظ فرهنگ کرمانج گام برداشته بود، برای اولینبار در جهان موفق به ترجمه قرآن به زبان کرمانجی شد.
قوم کرمانجها یکی از بزرگترین اقوامی هستند که از استان خراسان شمالی به مشهد کوچ کرده اند. مسجد و هیئت حضرت ابوالفضل(ع) محل اجماع کرمانجها در محله الهیه قرار دارد.
دو هفته قبل از عید نوروز مادرم «دانو» میپخت. گندم، نخود، عدس و ادویه، دانوی مادرم را تشکیل میداد. پس از آماده شدن دانو، مادرم مهرهای آبیرنگ را داخل ظرف دانو میانداخت.
عصمت رضاییبابارمضان بانوی کارآفرین و هنرمند محله خاتمالانبیا (ص) سرآمد هنر پارچهبافیِ ابریشمِ کرمانج است.
علی اکبر بهاری، هنرمندی است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدرک درجهیک هنری دریافت کرده است.
علی اکبر بهار میگوید: قوشمه موسیقی سوزناکی است، صدایی شبیه روایت تاریخ که لابهلای آن هقهق گریه به گوش میرسد.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است.
کرمانجها در دورههای مختلف تاریخی بهدست شاهان صفوی و افشاری برای محافظت از مرزهای شرقی از غرب کشور کوچانده شدند و بخش بزرگی از جمعیت مشهد را تشکیل میدهند.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است. گاه خردهفرهنگ مهاجران در شهر حل شده است و گاه برعکس.
خانواده محسن از کاشمر به خواستگاری آمدند. چون از راه دور آمده بودند، دو شب در خانه ما ماندند. حالا که فکر میکنم خیلی عجیب است که داماد شب خواستگاری به خانهاش برنگردد و با اقوامش در منزل عروس بماند.