محله پورسینا - صفحه 4

محله

پورسینا

محله پورسینا در دوره ناصرالدین‌شاه مزرعه‌ای بوده به نام «بازه شخ»، به معنای «دره‌ای که دارای خاک سفت» است. این نام بعد‌ها به «بازه شیخ» و از حدود صد سال پیش نیز به نام «هدایت‌آباد» معروف شد. بیشترین کاربری اراضی محله پورسینا، مسکونی و فضای سبز است.

محله پورسینا
مدرسه حاج حسین آصفی‌فر در انتهایی‌ترین نقطه خیابان پورسینا در محله‌ای به همین نام قرار گرفته است؛ تنها فضای فرهنگی و آموزشی این محدوده که در سال1391 برای پسربچه‌های پایه اول تا ششم ساخته شده است. مدرسه‌ای که در میانه این آشوب بنا شده است. گُلی در میان لجنزار این بیابان! این همان نامی است که اهالی برای تنها مدرسه محله گذاشته‌اند. خانه کوچکی که به خانه امید بچه‌ها تبدیل شده است. پشت این دیوار‌ها پسربچه‌های کوچک بااستعدادی را می‌بینم که از مرگ و گندیدگی اطرافشان گریخته‌اند تا میان این دیوارها پناه بگیرند و کمی زندگی کنند.
«یاسین چاملی» متولد سال ۸۰ و «محمد راحیان» متولد سال ۷۹ همان دو جوانی بودند که ایده اپ (ماهیگیر) آن‌ها توجه داور‌ها را جلب کرده بود. ایده‌ای برای توزیع گسترده ماهی جنوب از شهرک به شهر! البته آن‌ها تجربیات زیادی از این دست در کارنامه خود دارند و با همین سن و سال دست به فعالیت‌های زیادی زده‌اند. از ساخت برنامه‌ای برای توزیع نان در شهرک بگیرید تا طراحی سایت، اپ و... . آن‌ها پیش از این وقتی در شهرک و در مسجد محله با هم آشنا می‌شوند و دوستی آن‌ها شکل می‌گیرد. با مهارت‌های یکدیگر آشنا می‌شوند و از علایق مشترکشان صحبت می‌کنند و درنهایت تصمیم می‌گیرند با یکی از دیگر دوستان یاسین یک تیم سه نفره استارتاپی را تشکیل بدهند.
خیابان پورسینا واقع در منطقه6 یکی از این مناطق است. جایی که آوازه زنان سخت‌کوش آن به همه جا رسیده است. زنانی که یک ارتش خاموش اقتصادی را تشکیل داده‌اند و در شرایطی سخت زندگی را پیش می‌برند. با کفش‌دوزی، چرم‌دوزی، قالی‌بافی، تهیه ترشی خانگی و... می‌گویم ارتش خاموش، چون این‌کار آن‌قدر بی سر و صدا انجام می‌شود که تلاشم مبنی بر پیداکردن آماری موثق در این زمینه بی‌نتیجه می‌ماند. در آمریکا یک‌پنجم اشتغال در حوزه مشاغل خانگی صورت می‌گیرد و در ایتالیا بخش جالب‌توجهی از صنایع در کارگاه‌های کوچک خانگی تولید می‌شوند اما اینجا مشاغل خانگی بی‌سروصداتر از هر جایی به حیات خود ادامه می‌دهند.
انشانویس خوبی بودم و همیشه سر کلاس انشا حرفی برای گفتن داشتم. سال پیش همان جلسه اول، دبیر ادبیات از من خواست که یکی از دست نوشته‌هایم را بخوانم. وقتی دست‌نوشته را خواندم کلی تشویقم کرد. گفت که استعداد خوبی در نوشتن دارم و حتما داستان‌نویسی را هم تجربه کنم.
کوچه شهیدوطن‌دوست در ابتدای شهرک شهیدرجایی و محله پورسینا، یک شهر تمام‌عیار است. زیرا در آن خیلی‌چیزها پیدا می‌شود؛ از فروشگاه و مدرسه گرفته تا درمانگاه و سالن ورزشی. 4کوچه موازی با هم 250واحد مسکونی تقریبا یک‌شکل را در دل خود جای داده است. مدیریت این واحدها با مؤسسه خیریه امام محمد باقر(ع) است؛ مؤسسه‌ای که در ابتدای همین مجموعه و کوچه مستقر است تا هوای ایتام بی‌بضاعت مناطق کم‌برخوردار را داشته باشد.
کشاورزی از آن دسته شغل‌هایی است که در منطقه6 بیشتر از مناطق دیگر رواج دارد. زمین‌های خالی حاشیه شهر حالا بستر مناسبی برای کشاورزان شهرنشینی شده است که روزگاری به شهر کوچ کرده‌اند. خیابان خوش‌سیما در محله پورسینا از آن محله‌هایی است که کشاورزان زیادی در آن زندگی می‌کنند. این محله حالا بیش از ٢٠٠هکتار زمین کشاورزی دارد و انواع و اقسام محصولات در این زمین‌ها کشت می‌شود. ٣هکتار از این زمین‌ها سهم خانواده شاکری است؛ خانواده‌ای که نسل‌درنسل شغلشان همین بوده و ٥٠سال است که در این زمین‌ها کشاورزی می‌کنند. حسین شاکری، ساکن خیابان خوش‌سیما در محله پورسینا، یکی از 10فرزند غلامحسن شاکری است که تصمیم گرفته ادامه‌دهنده راه پدر باشد. او متولد سال1357 و دارنده مدرک کارشناسی رشته کشاورزی است.
از سال‌های قبل از انقلاب می‌گویند که این کوچه به نام کوچه ابومسلم معروف بوده، اینجا پر از زمین زراعی گوجه، خیار و بادمجان بوده و بیشتر ساکنان هم زراعت‌کاران و کشاورزانی بودند که با خانواده‌هایشان در این زمین‌ها به زراعت مشغول بودند. کوچه شهید عباس خوش‌سیما بعد از جنگ تحمیلی این نام را به خود گرفت که به یاد یکی از شهدای ساکن این کوچه بوده است. این کوچه در مجاورت خیابان پورسینا ۶ است.
مشت‌های گره‌کرده‌اش را یکی‌یکی روی سنگ‌ها فرود می‌آورد و آن‌ها را تکه‌تکه می‌کند. زمان چندانی نمی‌گذرد که با هر مشتی که فرود می‌آورد، خون هم روی سنگ‌ها فواره می‌زند، اما او از حرکت نمی‌ایستد و تا آخرین سنگ ادامه می‌دهد. سنگ هزارم که شکسته می‌شود، سالن فرهنگ‌سرای غدیر می‌رود روی هوا. دخترها با چشمانی خیس از اشک شوق، چشم از استادشان برنمی‌دارند و او را تشویق می‌کنند.فاطمه عزتمند، نماینده سبک کیوکوشین‌ساکاماتو خراسان‌رضوی و مربی رزمی‌کار دختران محله پورسینا، چهارشنبه ٢٨مهرماه 1400 در سالن ورزشی فرهنگ‌سرای غدیر موفق به شکستن رکورد جهانی در رشته تمشیواری (هنر شکستن اجسام) شد.
امیررضا یکی از صدها رزمی‌کار خردسال و بااستعداد منطقه6 است. 10سال بیشتر ندارد، اما کلی مدال رنگارنگ در رشته کاراته به دست آورده است؛ 2مدال کشوری و چندین مدال استانی. مادر امیررضا یکی از مربی‌های سرشناس این منطقه و استان خراسان‌رضوی است که سبب شده پسرش به این رشته ورزشی علاقه‌مند شود.
جایی در انتهای پورسینا هست که شهر تمام می‌شود. منطقه‌ای بدون مرز با زمین‌های یکدست سرسبز. پر از بوی نعنا که هوش از سر آدم می‌برد. کنار هر زمین کپر‌هایی به چشم می‌خورد که شبیه لانه پرندگان است، سست و موقت، پر از شاخ و برگ اضافه. شاخ و برگ لانه کوچک آقای رسولی تشکیل شده است از تکه‌پاره در‌های چوبی سفید. در واقع سقف آن انبوهی از در‌های سفید تکه تکه شده است که بدون هیچ نظمی کنار هم قرار گرفته‌اند.
زنانی که همسرشان به رحمت خدا رفته و فرزندانی یتیم دارند در شهرک امام رضا(ع) دور هم جمع شده‌اند. حالا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای در این خانه‌های کوچک وقفی زیر نظر مؤسسه خیریه امام محمدباقر(ع) در امنیت و آرامش با فرزندانشان زندگی می‌کنند و این فقط یکی از خدمات دریافتی آن‌هاست. اینجا یک شهر تمام عیار است که هر چیزی فکرش را بکنید در آن پیدا می‌شود. فروشگاه، درمانگاه، مدرسه و حتی خانه سالمندان! البته چیزی که امروز ما را به اینجا کشانده یک کارگاه تولیدی پوشاک بچه است. طرحی که برای اشتغال بانوان ساکن شهرک اجرا شده و حالا پس از گذشت سال‌ها حسابی رونق پیدا کرده است.
مهدیه منتظران عاشق، گروهی مردمی است که توسط اهالی پورسینا و شهرک شهید رجایی در محله پورسینا در سال١٣٧٧ تشکیل می‌شود. از همان ابتدای کار اعضای گروه در زمینه‌های مختلف شروع به فعالیت می‌کنند. تشکیل هیئت دانش‌آموزان، راه‌اندازی صندوق قرض‌الحسنه، توزیع سبد معیشتی و... حسین مرادی، عضو روابط عمومی این هیئت، قرار است برایمان از تازه‌ترین اقدام این گروه بگوید، توزیع کپسول اکسیژن برای بیماران کرونایی.
علاقه به کتاب‌خوانی از همان دوران کودکی با عاطفه اکبری بوده است. از زمانی که به یاد می‌آورد عاشق خواندن کتاب بوده تا جایی که تنها انتخاب مادر و پدرش برای هدیه تولد کتاب بوده است. عاطفه حالا کلی سررسید پرشده دارد که از کودکی خاطراتش را داخل آن‌ها می‌نوشته است. خاطره‌نویسی از یک جایی به بعد برای او تبدیل به داستان‌نویسی می‌شود.
خیابان پورسینا حالا به کسب و کارهای کوچک خانگی‌اش معروف است و اینجا هر خانه‌ای یک کارگاه کوچک است. خانم‌ها هر کدام مهارتی دارند و دوشادوش مردانشان بار اقتصادی خانواده را به دوش می‌کشند. عده‌ای کفش می‌دوزند، عده‌ای غذای محلی می‌پزند، بعضی‌ها شغل‌های فصلی مثل پاک کردن زعفران را دنبال می‌کنند و... قالی‌بافی و گلیم‌بافی هم یکی از آن شغل‌هایی است که خیلی از بانوان محله پورسینا در آن مهارت دارند و به در آمد رسیده‌اند. البته به گفته خودشان این درآمد درخور توجه نیست. زحمت اصلی را آن‌ها می‌کشند و بیشتر درآمد کار به واسطه‌ها می‌رسد.
6سال بیشتر نداشته که به حفظ و قرائت قرآن علاقه‌مند می‌شود. از آن روز تا حالا حداقل 2ساعت در شبانه‌روز را به تلاوت قرآن اختصاص می‌دهد. معتقد است بیشترین آرامش را در زندگی قرآن به او هدیه داده است. در این شماره با سجاد دانشور، نوجوان ١5ساله‌ای گفت‌وگو کرده‌ایم که تا به امروز موفق به حفظ 9جزء قرآن شده است.
همه چیز اینجا نام و نشانی از «حمیدرضا» دارد. از درخت تنومند توت داخل حیاط که پدر پس از شهادت «حمیدرضا» کاشته بگیرید تا انبوه قاب عکس‌های او که در جای جای این خانه کوچک به چشم می‌خورد. روحش هنوز توی این خانه نفس می‌کشد... در کنار پدر و مادری که هنوز پس از گذشت ٣٧سال داغ فرزند برایشان تازه است و به دوری او عادت نکرده‌اند. «حمیدرضا آزادی» متولد سال ١٣٤٦ شهید دفاع مقدس است که در دوازدهم اسفند سال١٣٦٢ در شانزده‌سالگی در جزیره مجنون به شهادت می‌رسد. خبر شهادت او اما ١٣سال دیرتر به گوش مادر و پدر می‌رسد.
کوچه حر٢/٢ یکی از معابر فرعی محله پورسینا و از منحصربه‌فردترین کوچه‌های منطقه6 است. اگر گذرتان به اینجا بیفتد قدم به قدم فضاها و مکان‌های متفاوت و متنوعی پیش‌رویتان سبز می‌شود. از بوستان نصرت بگیرید تا فرهنگ‌سرای بزرگ آن. ماجرا برمی‌گردد به سال‌ها پیش، زمانی که این محدوده یک زمین خاکی خشک و خالی بیشتر نبوده. زمینی متعلق به خاندان برزگرها که تصمیم می‌گیرند آن را برای استفاده عمومی وقف کنند.
سحر دانشور مبارز ده‌ساله محله پورسیناست که در رشته کیوکوشین کاراته فعالیت می‌کند. نوجوان بااستعداد و پرتلاشی که از هفت‌سالگی به‌واسطه خاله‌اش که مربی ووشو است، به این حوزه علاقه‌مند می‌شود. او در همین سن‌وسال کم توانسته است 4مدال مختلف کشوری و استانی کسب کند. آرزوهای زیادی هم برای آینده در سر دارد و دلش می‌خواهد روزی برسد که خودش هم مربی شود و کودکان بااستعداد این منطقه را به آرزوهایشان برساند.
اگر بخواهیم از خیابان‌های شلوغ منطقه6 نام ببریم بی‌شک نام پورسینا در ابتدای فهرست قرار می‌گیرد. خیابانی طویل که در ابتدای بولوار حر قراردارد. به گفته اهالی، پیش از اینکه شهر توسعه پیدا کند و به این محدوده برسد اینجا روستایی بوده به نام هدایت‌آباد اما بعدتر که توسعه پیدا می‌کند به «*بازه شیخ» معروف می‌شود.
فاطمه عزتمند، مربی جوان و پرانرژی دخترهای رزمی‌کار پورسیناست. او تا چند سال پیش یک مربی ساده و معمولی بود در منطقه‌ای دیگر. اتفاقی گذرش به این نقطه از شهر می‌افتد و استعداد این بچه‌ها را که می‌بیند تصمیم می‌گیرد در پرورش آن‌ها سهمی داشته باشد. آن‌قدر درگیر این بچه‌ها می‌شود که محل زندگی‌اش را هم به پورسینا تغییر می‌دهد.