حج

رفتن به حج، آرزوی هدایت شریعت و نفیسه معرفتی‌نیا بود. زوجی که تصور می‌کردند سفر به سرزمین وحی شاید به این زودی‌ها قسمتشان نشود اما قرعه‌کشی حج دانشجویی همه معادلات را برهم زد و این زوج راهی سفری پرچالش شدند!
بانوی شهید، بتول جلیلی‌هواخواه، یکی از شهدای حج خونین سال۱۳۶۶ است؛ مادری که خواب ناتمام‌ماندن زیارت را دید و چند هفته بعد، در راهپیمایی برائت از مشرکین به شهادت رسید. نام او امروز بر تابلو خیابان «قاضی طباطبایی یک» حک شده است.
چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهید‌کامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانی‌که با مشت‌های گره‌کرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
نرگس مهدویان‌دلاوری؛ مادر، دایی، برادران و فرزندش شهید شده‌اند. او این روزها بر اثر کهولت سن خانه‌نشین شده و می‌گوید: دعا کنید خدا این داغ‌ها را قبول کند.
معصومه اعظم‌زاده که یکی از خیابان‌های محله رازی به نام اوست، دهه ۶۰ و در سرزمین وحی، شهید شده است.
سیف‌الله رضایی از قدیمی‌های محله امیرآباد است. سال ۶۶ به همراه همسرش به حج تمتع رفت و در واقعه خونین مکه دچار قطع نخاع شد. می‌گوید: آن روز ماموران به سمت زائران حمله‌ور شدند و خیلی‌ها شهید شدند.
حاج‌حسن‌آقاي بادام‌درّی، چلوکبابی بعثت را از سال ۶۲ راه انداخته است. شغل اول و آخرش هم همین بوده. قبل از آن ۱۰ سال شاگرد چلوکبابی غفوریان بوده است نزدیک درمانگاه سیلو.
شهربانو قویدل حتی بعد‌از شهادت همسرش محمدعلی حنایی سر خم نکرد و در‌ نهایت به آرزویش شهادت دست یافت. به گفته هم‌اتاقی‌اش، او غسل کرد، شهادتین را گفت و راهی راهپیمایی برائت شد و در حج خونین‌۱۳۶۶ به شهادت رسید.
چاووش‌خوان‌ها در گذشته، وقت رفتن و بازگشت، همراه حاجی‌ها و کربلایی‌ها بودند. هنوز هم کم‌و‌بیش این رسم وجود دارد، هر چند مداح‌های جوان جای چاووش‌خوان‌ها را گرفته‌اند. آن قدیم‌ها چاووش‌خوانی یک رسم بود.
شهید معصومه اعظم‌زاده در روزی که رفته بود از مشرکان اعلان برائت کند به شهادت رسید. روز ۹ مرداد سال ۱۳۶۶، وقتی که زائران ایرانی خانه خدا در شهر مکه شعار مرگ بر اسرائیل سردادند و سعودی‌ها به آن‌ها تیراندازی کردند.
خانم و آقای ناصری حاجیانی بودند که یک سال زودتر از موعد وعده داده‌شده در ثبت‌نام حج، با خرید فیش آزاد راهی مکه می‌شوند و هیچ‌کس از اعضای خانواده، تا هنوز دلیل این اشتیاق را نمی‌داند. اشتیاقی که عطر شهادت داشت.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
حسین مومنی پرستاری است که به‌عنوان بسیجی داوطلب از سال ۵۹ تا ۶۸ در مناطق جنگی به مداوای رزمنده‌ها می‌پرداخت، از حرفه خودش در فجایع انسانی دیگری مانند جمعه خونین مکه و حادثه منا نیز استفاده کرده است.
با اینکه به‌طورمعمول انتظار شهادت فرزند اسیرش می‌رفت، اما مادر در فاجعۀ جمعۀ خونین مکه توسط رژیم آل‌سعود به شهادت رسید. سیداصغر موسوی، فرزند ۵۴ سالۀ شهیده بی‌بی‌طاهره سروری ۳ سال پس ازشهادت مادر به وطن بازگشت.