مالک اصلی میدان بار رضوی حاج حسین صفارزاده کرمانی بود که فوت کرد. او سال ۴۵ زمین را خرید و ساخت و حدود سال ۵۱ آن را افتتاح کرد.
محله
امیرآباد
امیرآباد محلهای در حاشیه شهر و کم برخوردار است که در حوزههای فرهنگی، آموزشی و زیستمحیطی مشکلات بسیاری دارد. در گذشته، اینجا زمینهای کشاورزی بوده که با ساخت چهارباب خانه از سوی فردی بهنام امیر به امیرآباد معروف شده است. یکی از ظرفیتهای محله، میدان بار رضوی با ۲۱۲ غرفه است.
اولین خانههای قلعه ساختمان در انتهای کوچه حر1/1 ( امیرآبادغربی) ساخته میشوند، آن هم وقتی که هنوز خبری از شهرکهای شهیدرجایی و شهیدباهنر نبوده و تا چشم کار میکرده زمین خالی و زراعی دیده میشده است. اهالی محله امیرآباد اولین ساکنان این محدوده هستند که سال۱۳۴۰ به اینجا کوچ میکنند. این ساکنان کم کم به علت تجاری شدن محدوده غربی به سمت شرقی کوچه نقل مکان میکنند و سمت غربی آن خالی از سکنه میشود. چنانکه بعد از حدود 60سال، کوچه امیرآباد غربی هنوز خالی از سکنه است. اینجا چسبیده به میدان بار رضوی است و به کوچه انباری معروف است. قدم به قدم این خیابان انباریهای کوچک میوه دیده میشود.
محمد فهیم، رئیس شورای اجتماعی محله امیرآباد، با تعریف خاطرهها و تجربیاتش، دوره بازنشستگی را برایم پربرنامه و پرکار توصیف میکند. هشت سال میشود از سازمان اتوبوسرانی مشهد بازنشسته شده و این مدت را به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. به بهانه سوم مرداد، روز خانواده و تکریم بازنشستگان، در مسجد محله با او گفتوگو میکنیم.
فقط پنج ماه از آمدن محمدجواد شاهسوند به این باشگاه می گذرد اما در همین مدت کوتاه موفق به کسب مقام دوم مسابقات استان خراسان رضوی در رشته ورزشی ووشو شده است. نوجوان ساکن خیابان مهریز در محله امیرآباد از دستاوردهای دیگری می گوید که در این چند ماه به دست آورده است؛ از اینکه استادانش تأکید بر پهلوان بودن دارند نه قهرمان بودن! حالا در زمینه اخلاقی هم پیشرفت داشته و سبک زندگی اش تغییر کرده است.
اینجا فرقهایی با مغازههای دیگر دارد. خانمی وارد مغازه میشود که با لبه چادر چهرهاش را پوشانده است. چند قلم جنس برمیدارد و در آخر فقط10هزار تومان روی پاچال میگذارد. کمی که میگذرد چشمم میافتد به پنج حساب دفتری قطور بالای یکی از قفسهها. داخل این دفترها اسامی افرادی نوشته شده که جنس نسیه بردهاند. دفترها را ورق میزنم. با یک حساب سر انگشتی متوجه میشوم که بالای بیست میلیون تومان جنس نسیه داده شده است. نسیههایی که بیشترش پرداخت نمیشود.
سیدمحمدطاها هاشمی متولد سال ١٣٨٦ در دهسالگی فعالیت ورزشیاش را در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی شروع میکند و حالا چند مدال رنگارنگ دارد. مهمترین این مدالها، مقام سوم استانی است که در اسفند سال ١٣٩٧ کسب میکند. حالا آرزوهای زیادی در سر دارد. اینکه بتواند یک روز مقامهای بینالمللی کسب کند. او برای همه این آرزوها هم سخت در حال تمرین و تلاش است.
مهریز نام یکی از معابر اصلی در ابتدای بولوار حر است. خیابانی که تا سالها به نام خیابان ده متری معروف بوده است.
به گفته قدیمیها اینجا جزو اولین خیابانهای خاکی منطقه بوده که حوالی سالهای ٦٥ آسفالت میشود. باغ ترهها و زمینهای خاکی اطراف این معبر حالا جایش را به آپاراتیها، لوازم یدکی، باتریسازی و... داده است.
از روزی که المان ساخته میشود، آن اثر به مردم شهر تعلق میگیرد و ادامه داستان آن را خود هنرمند روایت نمیکند، بلکه این نمادهای تصویری خلاقانه هستند که بنا به اقتضائات زمان راهشان را میروند و در دل مردم جا باز میکنند.این هنرهای تجسمی نمیگذارند میان زوایای بیقاعده ساختمانها گیر بیفتیم و برای لحظاتی با دیدن عنصری تازه در شهر غافلگیرمان میکنند و قوه تخیلمان را قلقلک میدهند. سالهاست مردم در آستانه نوروز منتظرند ببینند سهم محله و منطقهشان از المانها کدام اثر است؛ «چاق و لاغر» و «شهر موشها» یا اثر خلاقانه دیگری.
مسجد پنجتن آلعبا علاوه بر کارکرد مذهبی، از پس نقش فرهنگیواجتماعیاش نیز خوب برآمده است؛ بهگونهای که حالا به پایگاه مردمی محله تبدیل شده و نماز و عبادت، فقط بخشی از برنامه آن است. هدف ساکنان و معتمدان محله هم همین است؛ اینکه مسجد فقط مکانی برای عبادت نباشد، بلکه برنامههای گوناگونی در آن برگزار شود تا افراد از هر سن و سلیقهای جذب این فضا شوند، در محیطی خودمانی و سالم و صمیمی بمانند و رشد کنند و ببالند. البته نوجوانها و جوانها بخش مهم این ماجرا هستند.
درمانگاه حضرت ابوالفضل(ع) یکی از مراکز طب سنتی ایرانیاسلامی در مشهد واقع در محله امیرآباد است. یک مجتمع علمی، فرهنگی و درمانی که توسط حاج حسین کوهستانی در سال١٣٦٧ دایر میشود.این درمانگاه پس از حاج حسین به دست هادی کوهستانی، پسرش، اداره میشود. در این مکان درمانی داروهای گیاهی تجویز میشود، از دیگر خدمات درمانگاه حجامت و بادکش با رعایت موارد بهداشتی و طب سنتی است و اما حالا 2سال میشود که این درمانگاه به بیماران کرونایی هم خدمات میدهد و کمک حال بیماران است.
«مجید حقبین» متولد سال ٤٨ از ساکنان قدیمی محله امیرآباد است که کلی کار فرهنگی در رزومهاش دارد و همین فعالیتها بهانه گفتوگوی ما با او میشود. فعالیتهایی که به گفته خودش، همه با مشارکت مسجدیهای محله بوده و حاصل کار گروهی ساکنان دغدغهمند امیرآباد. او مسجد پنجتن آل عبا در محله امیرآباد را قلب تپنده محله میداند. مسجدی که تنها محلی برای برگزاری نماز نیست؛ که بستر و پایگاه مشارکت مردم برای ارتقای محله شده است. مکانی که در آن همیشه به روی اهالی باز است و از مردم خالی نمیشود.
شرح فعالیتهایش را که بشنوی بهسختی میتوانی سن و سال کمش را باور کنی. ١٢سال بیشتر ندارد اما در همین سن و سال به فعالیتهای متفاوتی پرداخته و در هر کدام مهارتی را کسب کرده است. عروسکگردانی را از همان دوران کودکی دوست داشته و چند تئاتر عروسکی را توی مدرسه به روی صحنه برده است. در همین دوران قرنطینه اوقات فراغتش را به حفظ قرآن پرداخته و حالا حافظ کل قرآن است.
شروع شکلگیری کوچه امیرآباد برمیگردد به سال 1340. همان دورهای که منطقه قلعه ساختمان تقریبا خالی از سکنه بوده است. اولین خانهها در انتهای این کوچه ساخته میشوند. بعدتر با تأسیس اداره نفت در امیرآباد این محله توسعه بیشتری پیدا میکند. حوزه علمیه، درمانگاه، مسجد و... فضاهایی است که بعدتر ساخته و باعث شدهاند این معبر به یکی از مهمترین گذرگاههای منطقه تبدیل شود اما وجه تشخص این محله را باید کال امیرآباد نامید. خندقی قدیمی که در حاشیه کوچه قرار دارد.
گروه «شمشیرزنان مبارز» شهرک شهید رجایی سال پیش در برنامه اعجوبههای شبکه سه هنرشان را نشان دادند، اما حالا همه تمرکزشان را روی شمشیرزنی با چشم بسته گذاشتهاند و میخواهند رکورد دنیا را بزنند!