حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آنها حس نزدیکی میکردم که انگار سالها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمیام مینویسم.»
محله
کوشش
سکونت مردم مشهد درمحله کوشش از اوایل دهه۴۰شروع شد. در آنزمان بهدلیل اجرای قانون ممنوعیت تردد خودروهای سنگین دراطراف حرممطهر، گاراژهای مشهد از خیابان امامرضا(ع) به محله کوشش منتقل شدند و نام گاراژدارها را روی این محله گذاشتند، اما حوالی سال۱۳۸۰با انتقال گاراژها به بیرون ازمحدوده شهری به «کوشش» تغییر کرد.
مسجد آلرسول (ص) معروف به «آلعبا» یکی از مساجد قدیمی منطقه ۷ است. نمازگزاران این مسجد بنا به یک رسم قدیمی الهامگرفته از امامجماعتش، مرحوم حاجآقای شمیرانی، با عبا نماز میخوانند.
فاطمه معتمدی و همپیمانانش یک گالری هنری راهاندازی کردهاند که هم نمایشگاه آثار او و همکارانش است، هم محل آموزش به هنرجویان و همهروزه در معرض بازدید و تحسین مسافرانِ ایستگاه قطار شهری بسیج قرار میگیرد.
بیست سال است که عوارض بمباران شیمیایی، تن علی اکبر غنیمی را زخم، گوش راستش را ناشنوا و چشمانش را تار و او و همسرش را برای همیشه از نعمت داشتن فرزند محروم کرده است.
مدرسه علمیه پیروان حضرت زهرا(س) در محله کوشش ابتدا کاربری مکتب داشت، اما بعدها به مدرسه علمیه با مدیریت مرحوم فاطمه زندی، از بانوان انقلابی مشهد، تغییر کاربری داد.
محمدرضا نوروزی، طراح و سازنده اِلمان «هشت قاب تا حیات خورشید» است. این نشان شهری ماندگار در سال ۱۳۹۳ در ابتدای بولوار جمهوریاسلامی نصب شده است و در مسیر مسافرانی خودنمایی میکند.
رضا خوشدل ۳۰سالی میشود که مربی کوهنوردی است. او از سال ۶۹ که جوانترین مربی بوده، هر سال بهطور متوسط ۵۰۰ کارآموز را در رشته کوهنوردی تربیت کرده است.
جعفر طیرانی ۱۴ سال بانی حرکت گروه دوچرخهسواران در «سهشنبههای بدون خودرو» بوده است. دراصل آنچه در ذهن او آمده، «روزهای بدون خودرو» ست که باید جای سهشنبههای بدون خودرو را بگیرد.
حامد طاهریفر میگوید: در یکی از شبهایی که برای عزاداری به هیئت رفته بودم، یکی از دوستانم گفت «اگر کربلا میخواهی، در مجالس امامحسین (ع) دم در مجلس بایست و کفش عزاداران را تحویل بگیر.»
هفتم فروردین سال۹۵ برای خانواده شهید سیدمرتضی مرتضویلراسکویی تاریخ مبارکی است؛ روزی که مقام معظم رهبری قدمهایشان را بر فرش خانه «سیدآقا» گذاشتند و چشم اعضای این خانواده را به دیدارشان روشن کردند.
سحر مومنی برای رسیدن به مقامهای کشوری یا برون مرزی تلاش زیادی کرده است. خودش میگوید: از مهمانی، تفریح و استراحتم زدم تا بتوانم روی این سکوها بایستم.
سکونت مردم مشهد در محله کوشش از اوایل دهه ۴۰ شروع شد، اما هویت این محله از اواسط دهه ۵۰ رنگ گرفت. در آن زمان گاراژهای مشهد از خیابان امامرضا (ع) به محله کوشش منتقل شدند.
عباس عبداللهزاده از بابای مدرسه تا دبیر و مدیر مدرسه بودن را تجربه کرده و بعد از بازنشستگی نیز باتوجهبه روحیه و علاقهاش طلبگی را انتخاب و شروع به تحصیل میکند. حالا او نزدیک به ۱۰ سال است که امام جماعت مسجد المهدی (عج) در کوشش ۹ است.
محمدرضا احمدی در ۶۹ سالگی مدرک دکترا گرفته است. او بعداز فارغالتحصیلی، ساعتی از روزش را به مطالعه زبان اختصاص داده و علاقه سالهای نوجوانی را که حل مسئلههای ریاضی بوده است، فراموش نکرده است.
محمدکریم تصور نمیکرده است که صدایش آنقدر خوب باشد که دیگران را جذب کند. در آن لحظه با خودش تصمیم میگیرد که خجالت را کنار بگذارد و برای آن بانوان مداحی کند.
دیگهای آش زهرا خانم ۲۵ سال است که هفتم هر ماه قمری، در محله کوشش برپا میشود. سایر بانوان همسایه و خانوادهاش هم در پختن آش، او را همراهی میکنند.
تصمیم گرفتیم یک روز، روی ولیچر بنشینیم و یک معلول را در انجام کارهای روزانهاش همراهی کنیم. پس مثل علیرضا، مصاحبهشوندهمان، شدیم و حتی دقیقهای از ویلچر جدا نشدیم.
مسجدِ حاشیه بولوار جمهوری اسلامی اکنون، هم مأمنی برای کارتنخوابهاست و هم چشمه امیدی برای عروس و دامادهایی که دستشان از مال و منال این دنیا خالی است.
رضا آهنچیان یکی از اهداکنندگان مستمر خون، از اهالی محله کوشش میگوید: از نخستین باری که خون اهدا کردم ۳۰ سال میگذرد و من از آن زمان تا حالا، هر سه ماه خون میدهم.
عبدالرضا سالاری بهخاطر کارها و طرحهای گستردهاش درزمینه صلوات به «صلواتی» شهرت یافته است؛ شهرتی در رادیو، روزنامههای شهرهایی غیر از مشهد و بین اهالی محله.