وقتی فردین به پانزدهسالگی میرسد، مدیر و معلمش در مدرسه ناشنوایان سوم شعبان، به او میگویند بدنش برای ورزش کشتی مناسب است و بدین طریق او را ترغیب میکنند تا وارد این رشته شود. در مدت زمان کوتاهی زحمات آنها و تلاشهای فردین به ثمر مینشیند و علاوه بر کسب مقام در استان، او سال95 در مسابقات کشتی آزاد نوجوانان مقام اول کشور را کسب میکند.
محله
دانشجو
محله دانشجو یادگار خانههای اهدایی حسینآقا ملک در سال ۱۳۳۸ به حدود۳۵۰۰ نفر از فرهنگیان مشهد است. روند توسعهای محله دانشجو به اواسط دهه۶۰برمیگردد؛ آنزمان مردم شروع به ساختوساز خانه در این محدوده کردند. زمینها قطعههای۵۰۰متری بود. نام «دانشجو»هم از اواخر دهه۷۰روی محله نشست.
حدفاصل میدان فرهنگ و خیابان فرهنگ 33 در ساختمان کتابخانهای که نام «فرزانه گواهی» را به خود گرفته، ردیف به ردیف آجرهایی روی هم چیده شدهاند که از دل تاریخ بیرون آمدهاند. این ساختمان خیرساز، اکنون فقط بزرگ ترین کتابخانه دانشآموزی کشور نیست بلکه جلوهای از هویت و تاریخ اصیل ایران سرفراز را به مخاطبانش نشان میدهد و بانی و سازنده آن امیدوار هستند که این مکان، فرزندانی را در خود جای دهد که حافظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی باشند.
محمدحسین علیزاده که از سال 1381 به اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان منتقل شده است، خاطرات زیادی از این دوران دارد. از خیرانی میگوید که ابتدا اعتماد نداشتند پولی که میدهند فقط صرف مدرسهسازی شود اما او به شیوههای مختلف این اعتماد را جلب میکند و در آخر بعضی از آنها به جای یک مدرسه چندین مدرسه میسازند. حتی خیران خارج از کشور با او ارتباط میگیرند و به کمک آنها مدرسههای متعددی ساخته میشود. نتیجه این تلاشها و رایزنیها این است که در طول 30سال حضورش در دو اداره کل در جذب بیش از 4هزار خیّر و ساخت بیش از 5هزار مدرسه نقش داشته است.
مسعود جلالی درباره علل کاهش فروش طلا میگوید: جامعه ما شرایط اقتصادی خوبی ندارد و این یک موضوع عادی است که خانوادهها در زمان بروز مشکل مالی اقدام به فروش کالای سرمایهای خود میکنند و طلا یکی از همین کالاهاست. بسیاری از مشتریان ما هم که در این 2سال برای فروش اقدام کردهاند به همین دلیل مشکلات مالی و نیازهای زندگی بوده است. نتیجهای که میتوانیم بگیریم این است که وقتی اکثریت جامعه شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند پس احتمال اینکه بتوانند طلا بخرند هم کاهش مییابد و در نتیجه فروش ما کم میشود.
مهدی خلوصی میگوید: چند سفر به ترکیه داشتم و آنجا دیده بودم که بیشتر ساختمانها بهدلیل گرانی قیمت برق، برق مصرفی خودشان را از طریق پنلهای خورشیدی تأمین میکنند. وقتی فهمیدم در ایران هم امکان نصب این پنلها هست خوشحال شدم و گفتم حتما باید اینکار را انجام دهم. البته اینجا قیمت برق آنقدر ارزان است که هرکس نیروگاه خورشیدی هم داشته باشد برق تولیدی آن را به دولت میفروشد چون برقی که خودش از شبکه مصرف میکند برایش بهصرفهتر است ولی بهدلیل اینکه علاقهمند بودم سهمی در تولید انرژی پاک داشته باشم این کار را انجام دادم.
پخت حلیم آنقدر فوت و فن دارد که لازم است فرد حداقل چند ماه کنار آشپز حرفهای کار کند. رسول عطار از بین این فوتوفنها به چند مورد اشاره کرده و بیان میکند: اینکه چه هنگام حلیم را هم بزنند و چه مواقعی هم نزنند نکته بسیار مهمی است چراکه اگر در بعضی زمانها آن را هم بزنند حلیم شل میشود. حتی سرو کردن حلیم از عهده هر کسی برنمیآید و اگر بهدرستی انجام نشود باعث شلشدن آن میشود. اینکه چه میزان از مواد را با هم مخلوط کنند و با چه حرارتی بپزند نیز بسیار مهم است و فقط بهطور تجربی میتوان آنها را یاد گرفت.
خیابان آموزگار شهید رجائی38 جزو اولین معابر محله دانشجو بوده است که 25سال قبل ساخت و ساز در آن آغاز شده است و شکل مسکونی به خود گرفته است. این معبر که به معلم53 هم متصل است به نام قائم مقام فراهانی نامگذاری شده است و 2مدرسه پیشدبستانی و دبستان نابینایان امام علی(ع) و هنرستان ناشنوایان حضرت زهرا(س) را در خود جای داده است و این کوچه را تبدیل به مرکز آموزش استثنایی منطقه کرده است.
سال93 که مجسمه «ماهیگیر» را ساختم وقتی داشتیم آن را در اسکله چوبی کیش نصب میکردیم چندین نفر از رهگذران همین که تکههای بزرگ دست، سر، بدن و... این مجسمه 10متری را میدیدند میپرسیدند مجسمه داستانهای شاهنامه هستند؟ در واقع آنها دنبال اسطورههای داستانیشان بودند و من همانجا آرزو کردم کاش یک روز بتوانم مجسمه رستم و سهراب را بسازم تا اینکه در آرامگاه فردوسی قرار به ساخت مجسمه شد و امسال با نصب مجسمه رستم و سهراب به آرزویم رسیدم.
سپهری از روزی میگوید که یک مشکل اداری داشته است و به او میگفتند کار شما انجام نمیشود. وقتی زنگ تفریح، سر کلاس در حال نماز خواندن بود، یکی از دانشآموزانش میگوید شما چند روز است انرژی و شادی قبل را ندارید، من برایتان دعا میکنم. ۲ روز بعد به سپهری زنگ میزنند و همان فردی که گفته بود کار شما به هیچ عنوان انجام نمیشود، میگوید: مشکلتان حل شده است و باقی کارهای اداریتان را خودم انجام میدهم. او این گرهگشایی را نتیجه دعای خالصانه و پاک دانشآموزان میداند و میگوید: پاداش شغل معلمی از سمت خدا میرسد.
دانشجو، نام یکی از محلههای ناحیه 2 منطقه 11 است که قدمت چندانی ندارد اما به عنوان یک محله برخوردار شناخته میشود. در اینجا میخواهیم مروری داشته باشیم بر هویت این محله از قدیم تا به امروز و اینکه چگونه تشکیل شده است.
خودش را مصداق عبارت لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بیادبان میداند و میگوید: وقتی با همکارانم صحبت میکنم میبینم که بیشتر آنها خاطراتی از معلمانشان دارند که باعث پیشرفت یا افول زندگیشان شده است. بنابراین همیشه به خودم تلنگر میزنم که حتی اگر روزی بیحوصله باشم، یک حرف یا رفتار اشتباه من میتواند تأثیری ماندگار و جبران نشدنی روی دانشآموز داشته باشد بنابراین همیشه مراقب رفتارم هستم.
آموزش مجازی سبب شده دانشآموزان کمتر از دفتر و قلم و بقیه لوازم استفاده کنند که همین باعث کاهش شدید فروش ما شده است. از طرفی ما علاوه بر نوشتافزار خیلی از وسایل آموزشی دانشجویان رشتههای معماری و عمران را هم میفروختیم که فروش آنها هم با توجه به نوع برگزاری کلاسها و تعطیلی کارگاههای آموزشی کمتر شده است. این روایت یکی از کاسبها درباره حال و هوای این صنف است.
سید عبدالرضا حسینینسب، پزشک جراح و متخصص چشمی است که علاوه بر ویزیتها و جراحیهای رایگان بیشماری که آمار آنها را نمیداند، در ساخت و احداث ۲۰مدرسه در مناطق محروم کشور نیز مشارکت کرده است. همیاری در ساخت 100منزل مسکونی برای خانوادههای سیلزده از دیگر فعالیتهای اوست. او به برکت مال حلال و کار خیر اشاره میکند و میگوید: اینکه میگویند هر پولی در راه خیر صرف کنید چند برابرش به خودتان باز میگردد یک واقعیت است و آنقدر برای من تکرار شده که هر بار کمکی به بیمار یا غیربیمار میکردم منتظر بودم ببینم چطور از جای دیگری خدا برایم روزی میفرستد.
محمدحسین خوشدل دامدار ساکن محله دانشجو میگوید: من از محل فروش ۱۰ واحد آپارتمان، این مزرعه را راهاندازی کردم و تصمیم دارم در آینده از محل سود آن به صورت داوطلبانه و خیرخواهانه یک مدرسه یا بیمارستان برای مردم بسازم. اکنون هم کارم را با همین ۱۵۰ رأس گوسفندی که دارم ادامه میدهم، اما اگر سرمایه گذار پیدا شود به خودم میبینم که بتوانم گوشت استان را تأمین کنم. خوشدل در نظر دارد طی سالهای آینده، زمینی را در محله دانشجو خریداری و به قصابی تبدیل کند تا در آن، به طور مستقیم گوشت گوسفندان خودش را برای فروش عرضه کند.
قرار گرفتن در یک مسیر متفاوت که میتوانست سبب رشد او شود و اردویی که بیشتر از انتظار برایش خاطرهساز شد او را به ادامه حضور در این مسیر ترغیب میکند. شناکردن در استخر کشاورزی، برگزاری مسابقه زو در مسجد، بازی کردن فوتبال و والیبال با بچههای روستا و ... لحظههای شادی را در اولین اردوی جهادی برای او رقم زده بودند. از طرفی دیگر هنگام رنگآمیزی مدرسه میدیده که چطور روستاییان برایشان دعای خیر میکنند. این اردو بعد از 3روز تمام میشود و آنها به خانههایشان برمیگردند اما از آن موقع جواد مصمم میشود که فعالیتهای جهادی را ادامه دهد.
محسن اعرابی، شهروند ساکن محله دانشجو، با استعداد منحصر به فردی که دارد قادر است ضرب، تقسیم و جذر اعداد را سریعتر از ماشین حساب بگوید. اگر تاریخ تولدتان را به او بگویید در عرض چند ثانیه محاسبه میکند که چند فصل، چند روز، چند ساعت و چند ثانیه از عمرتان گذشته و روز تولدتان مصادف با چه فصل، روز و ماهی از سالهای قمری بوده است همچنین میتواند محاسبه کند که چند سال دیگر تولد شما در همان روز قمری واقع میشود.
امیرعلی شکفته نوجوان ۱۳ساله محله دانشجو هر 2هفته یکبار، ساعت ۸شب به وقت واشنگتن که برابر با ۴ و نیم صبح به وقت ایران است، از طریق اپلیکیشن زوم بهطور زنده برای خردسرای فردوسی واشنگتن اجرا دارد و لوح سپاسی هم از این مرکز دریافت کرده است
امیرعلی تمرینهای حرفهای را پیش میگیرد و حدود 4ماه بعد، یعنی پاییز سال96 راهی مسابقات کشوری میشود. سال97 که مسابقات استعدادیابی تیم ملی برگزار میشود، او همراه تیم، مقام چهارم کشور را به دست میآورد.
کار کردن با گل و گیاه حس فوقالعادهای به انسان میدهد، در مدتی که ساکن تهران بودم از این همراه همیشگی دوران کودکی و نوجوانی خود دور افتاده بودم و حالا که در این فضا مشغول به کار هستم، وقتی گلی میکارم و بعد از کنار آن رد میشوم و متوجه حضور کسی میشوم که آن را نگاه میکند یا آن را بو میکند لذت میبرم.
همین که علیرضا یوسفی به سن نوجوانی رسید علاقه داشت وارد عرصه طلبگی شود، اما معلمش از او میخواهد برای این تصمیم عجله نکند. او امروز این راهنمایی معلمش را توصیهای عاقلانه میداند چراکه میبیند کسانی که در سنین بالاتر وارد مدارس حوزه میشوند با انگیزه و اعتقادات محکمتری راهشان را ادامه میدهند. او به توصیه معلمش تحصیلاتش را تا پایان پیش دانشگاهی ادامه میدهد حتی کنکور شرکت میکند و در دانشگاه فردوسی قبول میشود، اما تصمیمش را میگیرد و برای ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه میشود