خیابان میعاد معبری پررفتوآمد در محله رسالت است. در سرتاسر این خیابان، انواع کاربریهای تجاری فعالیت میکنند، از سوپرمارکت و میوهفروشی و قصابی تا پردهفروشی و شیشهبری و ابزارآلات.
محله
رسالت منطقه۱۰
رسالت ازقدیمیترین محلات شهرک غرب است که ازشرق به میدان نمایشگاه متصل است.اوایل دهه۶۰تعاونی مسکن شمارهیک اتوبوسرانی،هزارقطعه زمین اززمین شهری گرفت و۲۰۰واحد ویلایی ساخت وبه کارکنان اتوبوسرانی تحویل داد وآنها درخیابان میعاد محله ساکن شدند.شهرک اتوبوسرانی دومین شهرکی بودکه بعدازشهرک لشکر درقاسمآباد ساخته شد.
مردم میتوانند در تماس با ۱۳۷ مانع از ساخت و ساز غیرمجاز همسایههایشان شوند.
علیاصغر وزیری، آشپز محله رسالت، نیم قرن میشود که با پخت و پز به عزادارن امام حسین (ع) خدمت میکند.
احمد نهایی، پیشکسوت کشتی و داور بینالمللی درجۀ یک این رشتۀ ورزشی است، او رئیس سابق اداره ارتباطات رادیویی شهرداری هم بوده است، اما دلیل این گزارش احداث بوستانی در مجتمع مسکونی امید با هزینه شخصی اوست.
مهدیه کارگران که سالها رنج دیالیز را تحمل کرده است، پس از پیوند و رهایی از این عمل دردناک، بیماری زجرآورش را به سکوی پرتابی برای ایستادن بر قلۀ قهرمانی رشته دو و میدانی تبدیل کرده است.
میلاد طالب همت تنها عضو تیم ملی جوجیتسو شهرمان و همچنین از قهرمانان استانی رشته سهگانه هست که در محله رسالت سکونت دارد.هم ورزش میکند، هم کار میکند و هم در دانشگاه، دانشجویی زرنگ است.
چناری همهچیز را، همهکس را، همهجا را سوژه میبیند و همانطورکه خودش میگوید، چشمهایش مثل عقاب است. پرواز میکند و همه آنچه را که همانلحظه در خیابان میبیند، جمع میکند روی بومش.
صادق هدایتینیا جانباز ۷۰ درصدی است که یکبار در عملیات خیبر و دیگر بار در بمباران حلبچه، به خاطر استنشاق گازهای شیمیایی، ریههایش آسیب دید، اما تا پایان جنگ، سنگر جهاد را رها نکرد.
کار در روستا و کار کردن با مردمی که درس نخوانده و اطلاعات بهداشتی زیادی ندارند صبر زیادی میخواهد. فاطمه خانم میگوید: اول نیاز است که اعتماد مردم جلب شود و حرفهایت را بپذیرند. چون کارم را با روستای خودمان شروع کردم و آنجا همدیگر را میشناختیم کار خوب بود. در هر روستا ابتدا سرشماری میکنیم. برگهای داریم که اطلاعات کامل خانوارها را میگیریم و برای هر خانواده و هر عضو آن یک شماره پرونده میزنیم. بهورزی شغل بسیار سختی است اما سختی کار به آن تعلق نمیگیرد. کارمان زیاد است، از فعالسازی پرونده بگیرید تا شناخت بیماریها
اوایل دهه70 خانههای خیابان آزاده در مرحله سفتکاری به اسرای به وطنبرگشته تحویل داده شدند و هنوز هم بعد از ساخت و سازهای بسیار، آزادهها بیشترین ساکنان این خیابان را تشکیل میدهند. در کوچه آزاده7 همچنین خانوادههای شهدای زیادی زندگی میکنند. یکی از خاطرات تلخ اهالی در این کوچه مربوط به شیوع وبا در اوایل دهه80 و سوزاندن اجساد در زمینهای خالی انتهایی است.
من هر روز یک زیرانداز و کمی خوراکی و اسباببازی برمیداشتم و همراه نجمه و مجتبی که هنوز خیلی کوچک بودند، به بیمارستان میرفتم. به حاجآقا کمک میکردم راه برود و حین راه رفتن باید به سینهاش میزدم تا لختههای خونِ داخل ریه از طریق سرفه از دهانشان بیرون بیاید. از صبح تا غروب با دوتا بچه داخل بیمارستان بودیم.این بخشی از روایت همسر صادق هدایتینیا درباره روزهای مجروحیت این جانباز جنگ تحمیلی است.
علیرضا اسدی 15سال است که در محله رسالت سکونت دارد و شناخت خوبی از منطقه به دست آورده است. او درباره هنر نمایش در این منطقه میگوید: بیشتر ساکنان این منطقه کارمند هستند و جمعیت جوان این محدوده زیاد است و استعدادهای بالقوهای در منطقه وجود دارد. اما قاسمآباد برای بالفعلکردن این استعدادها نیاز به حمایتهای دولتی دارد. در مدت سکونتم با فرهنگسراهای مختلف این منطقه فعالیت داشتم. اما امکانات آنها برای اجرا و تمرین نمایش محدود است و نیاز به بازبینی در ساختار آنها احساس میشود. در صورتی که امکانات تئاتر در این منطقه مهیا شود استعدادهای درخشانی را به تئاتر شهر معرفی میکند. مطمئن هستم اگر سالن تئاتری اینجا افتتاح شود هر شب چراغ آن روشن میماند.
مطهره گلشاهیان متولد 1386 و ساکن محله رسالت است. او به دلیل علاقه زیادش به ورزش از هشت سالگی تکواندو را شروع می کند، اما کم کم متوجه می شود این رشته برایش جذابیت ندارد و بعد از دو سال به سراغ کاراته و سبک کیوکوشین می رود. او دارنده مدال طلای مسابقات آزاد کشوری در سال97 است.
به ما گفتند ترکیب کلر و وایتکس برای ضدعفونی کردن خوب است. رفتیم سراغ یکی از کشاورزهای قدیمی محله و موتور سمپاشش را قرض گرفتیم و شروع کردیم به ضدعفونی کردن خیابانها. هر سه چهار روز یکبار ماشین را راه میانداختیم و همهجا را ضدعفونی میکردیم. اشتباه نکنم فقط بچههای ما 9 بار کل نهضت و یوسفیه را گندزدایی کردند. جاهایی هم که ماشینرو نبود بچهها با سمپاش دستی میرفتند. آنطور که به آمار دادند، شیوع کرونا در یوسفیه کم بود.
آنطورکه قدیمیهای یوسفیه تعریف میکنند، حدود60-50 سال قبل یوسفیه یکی از روستاهای غرب مشهد بود که چند بزرگ مالک آن را اداره میکردند و این خیابان فعلی محل زندگی کشاورزانی بوده است که روی زمینهای آنها کار میکردند. در دهه 40 و 50 خورشیدی مالکانی که یوسفیه ملک آنها بود و اینجا زیرنظرشان اداره میشد، تصمیم گرفتند که به سبک و سیاق حاج حسین ملک به کشاورزها چیزی ببخشند و قرار بر این شد که اراضی مسکونی یوسفیه را به آنها بدهند. بزرگترین زمینها 2000متر بود و کوچکترین 500متر.
یوسفیه 9 محوریترین کوچه راسته یوسفیه است. قدیمیهای اینجا که برای بزرگ مالکان محدوده قاسمآباد زراعت میکردند هنوز باغ های میوه و قنات قدیمی قاسم آباد را به یاد دارند. بعدها، تعاونی نهضت سوادآموزی زمینها را به قطعات 200 متری تقسیم و هر قطعه را به ۲نفر واگذار کرد. با افزایش تقاضا، تقسیم زمینها به واحدهای کوچکتر تا آنجا پیش رفت که واحدهایی با متراژ حتی 30 متر هم در این محله ساخته شد.
یک روز همه افراد شاغل در سازمان اتوبوسرانی را جمع کردم تا زمینها را قرعهکشی کنیم. چون زمین به تعداد همه نبود، به هرکس یک برگه قرعهکشی دادیم. در این میان عدهای تازهداماد و عدهای بیخانه بودند و بیشتر به این زمین احتیاج داشتند. پیش از قرعهکشی به رانندهها گفتم بالاغیرتا هرکس نیاز ندارد، قرعهاش را بگذارد و برود. تعداد زیادی از افرادی که حضور داشتند، قرعه را گذاشتند و رفتند.
سیدمحمد حسینی و دوستان هممحلهایاش بعد از حضور در برنامه عصر جدید به دنبال ساختن آیندهای بهتر هستند. جالب است بدانید قد و قامت این 3نفر وقتی کنار هم میایستند، آرم شبکه 3 سیما را در ذهن تداعی میکند که در میان آنها، سیدمحمد قامت کوتاهتری دارد.