کوچه باغ عنبر یا همان آیت الله شیرازی24، عمود بر بازارچه سراب و به موازات خیابان ارگ قرار دارد که در راستای ضلع شرقی ساختمان آموزش و پرورش، کتابخانه عمومی شریعتی، دبیرستاندکتر علی شریعتی و مدرسه حکیم نظامی امتداد دارد. آنطور که در کتابهای تاریخی نوشته شده است؛ «این باغ به عنبر، غلام گوهرشاد همسر شاهرخ یا غلام حضرت امام رضا(ع) تعلق داشته است»
محله
سرشور
پس از نوغان و سراب، سرشور از قدیمیترین محلات مشهد است که پیش از سال ۱۳۰۰خورشیدی به بافت شهری پیوسته است. بیشتر ساکنان محله سرشور از گذشته تا کنون شغل بازاری داشتند. این محله پس از سراب، اعیاننشینترین محلهشهر بوده است. راسته بازار اصلی مشهد از این محله شروع و به محلهنوغان ختم میشده است.
جواد چشمه نور، طلبه آن سال های حوزه های مشهد که در زندان با چپ ها سرشاخ می شود و همین موضوع هم ماجراهای زیادی برایش رقم میزند. همین مسئله هم جواد چشمه نور را که می توانست شاهد ساده حوادث آن روزها باشد، تا وسط دعوا جلو می برد؛ تا وسط درگیریها، تکثیر اعلامیهها، کتاب های ممنوعه و البته دعواهای سوری وسط خیابان ها. چشمه نور حالا خلاصه سرراست آن ماجراها را روی دایره می ریزد.
کلاس چهارم بوده که ورزش فوتبال را به شکل حرفهای شروع میکند و همان سال اول در مسابقات لیگ دسته یک نونهالان کشور مقام چهارم را همراه همتیمیهایش کسب میکند.
اما بعد از گذشت یکسال و نیم با دیدن بازیهای داخل باشگاهی و فوتسال به دنیای این رشته ورزشی قدم میگذارد. «اسماعیل حکیمی» دانشآموز هفدهساله هنرستان تربیتبدنی امام جواد(ع) در محله سرشور با پشتکاری که داشته، سال گذشته آقای گل مسابقات فوتسال لیگ دسته یک نوجوانان کشور شده است.
سال 1353 آیتالله مرعشی به مشهد میآید و منزل ایشان کانون رایزنیهای تظاهرات انقلاب اسلامی میشود. آن زمان منزل آیتالله شیرازی، آیتالله قمی و آیتالله مرعشی سه پایگاه برای فعالان انقلابی شهر بود. او به خاطر نترس بودن و فعالیتهایش به «آیتالله ضد توپ و تانک»، «ژنرال انقلاب»، «ژنرال مرعشی» و در اسناد ساواک به «یاغی مرعشی» معروف شده بود.
شهید «سیدعلى اندرزگو» سال1۳۱۸ در خیابان شوش تهران در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. پس از پایان دوره ابتدایى بهخاطر مشکلات معیشتى، ترک تحصیل کرد و در کارگاه نجارى مشغول به کار شد، اما علاقه زیادش به علوم دینى سبب شد تا در کنار کار، اوقات فراغتش را به دنبال کسب دروس فقه و اصول در مسجد هرندى باشد.
شهید در دوران نوجوانى با «نواب صفوى» آشنا شد. منش و شخصیت این روحانى مبارز روی او اثر گذاشت و نتیجهاش، آشنایى با تشکیلات فدائیان اسلام و مسیر مبارزاتى آنها بود که در تعیین خط مبارزاتى شهید تأثیر بسزایی داشت.
معراج اسدی بازیکن نوجوان فوتبالیست و بااستعدادی است که بیشک اگر به او اهمیت داده شود میتواند از امیدهای فوتبال شهرمان باشد. اسدی هافبک وسط بازی میکند و 11سال است که برای دست پیداکردن به موقعیتهای بهتر تلاش میکند. آتیهدار شهرمان توانسته است با ارائه بازیهای خوب در سال94و95 به تیم ملی نونهالان دعوت شود. او در حال حاضر برای «تیم آرامش» بازی میکند و بهزودی قرار است به تیم سپاهان برود.
مثل بسیاری از پسربچهها از همان کودکی وقتی با دوستانش دور هم جمع میشدند، فوتبال بازی میکردند، اما علاقه او به این ورزش در حدی بود که در همان سن کم و از هشتسالگی در باشگاه ثبتنام کرد تا بهصورت حرفهای آموزش ببیند. بعد از 4سال تصمیم گرفت رشته ورزشیاش را به فوتسال تغییر دهد. مهدی ریحانی که اکنون 17سال دارد، یکی از نوجوانان موفق هنرستان فنیوحرفهای امام جواد(ع) در محله سرشور است که توانسته در مسابقات سوپرلیگ فوتسال استان مقام اول را کسب کند.
کوچه امام رضا(ع)9 معروف به کوچه رانندگان از ضلع شرقی خیابان امام رضا(ع) به محله سرشور متصل و در ادامه به بازار سرشور میرسد. وجود مسجدی به نام مسجد رانندگان در این کوچه که ساخت و مدیریت آن برعهده رانندگان کامیون است، دلیل معروف شدن این کوچه به نام رانندگان است.
«بعد از گذشت ۳۰ سال، بسیاری از خاطرات از ذهن آدم پاک میشود، اما بسیاری نیز با پوست و گوشت چنان حس شدهاند که اگر سالیان سال هم بگذرد، روزها و شبها میتوانی با این خاطرات زندگی کنی!» اینها نخستین حرفهایی است که حسین ظریف به زبان میآورد. او که از نیروهای آتشبار ۸۹۷ پدافند هوایی بوده است از روزهای سخت جنگ در کردستان میگوید.
10روز روضه در خانواده مدقق به عشق امام صادق(ع) نسل به نسل چرخیده است. حاجعلیاکبر سعیدمدقق بنیانگذار این مراسم بوده و فرزندش حاجرضا به تبعیت از پدر راهش را ادامه داده است. پسران مرحوم حاج رضا نیز میخواهند سنت پدر و پدربزرگ زنده بماند.
باید 2کوچه از بقعه محمدجواد مؤمن یا همان گنبد سبز بالا بروید که به این کوچه پررمز و راز برسید. کوچهای که تا قرن دوازدهم هجری، قسمتی از گورستانی به نام «میرهمام» بوده است. قدیمیها این معبر را با نام فروغ میشناسند. دلیلش هم به وجود دبیرستانی با همین نام برمیگردد که در این معبر وجود دارد. بعدها به درخواست خانواده سیگاری نام این خیّر بر کوچه نقش بست و حالا نام حاج محمد اسماعیل سیگاری را میتوان روی تابلو دید.
کاظم عرفانیان، ساکن و کاسب محله سرشور، یکی از همانهایی است که گلایمند از بیتوجهی مردم است و از مشکلات این روزهایشان میگوید: از روزی که کرونا به مشهد آمده است، تمام کسب و کارها را تحت تأثیر قرار داده و مشکلات زیادی برای مردم بهویژه افرادی که شغل آزاد دارند ایجاد کرده است.
بازارچه سراب، محلهای است که روزگاری سکونتگاه بزرگان و رجال قاجار بوده و عمارتهایی باشکوه با پیراهنی از هنر و زیبادوستی در آن به چشم میخورد، اما امروز دیگر از آن حال و روز خبری نیست. سراب مانده است و مغازههای بورس فروش تابلوسازی و خانههای رو به احتضار، خانههایی که نفسهایشان به شماره افتاده است.
در آن روزها او بهندرت به خانه میآمد و برای دیدنش باید راهی مساجد و خیابانها میشدیم تا شاید بهطور اتفاقی او را ببینیم. بهجرئت میتوانم بگویم سیدحسین همواره گوش به فرمان امام راحل به عنوان مقتدا و مراد خویش بود، برای همین با فرمان امام از ارتش بیرون آمد و پس از فرمان حکیمانه امام راحل مبنی بر بازگشت افسران و نظامیان به پادگانها، بلافاصله اطاعت محض کرد و به پایگاه نیرو هوایی بازگشت و در پایگاه هوایی همدان و پس از آنجا در دزفول به خدمت پرداخت.
حمزه رمضانی ۷۸ ساله و نساء زیرکی ۷۳ ساله ساکنان محله امام رضا (ع) و زوجی هستند که با اهدای اعضای بدن دخترشان موافقت میکنند تا عزیزشان فقط به خاک سپرده نشود و نجاتبخش چند زندگی باشد، اما زمانی که برای هماهنگی مصاحبه با آنها تماس میگیریم بهسختی رضایت میدهند. آنها حتی بر روی سنگ مزار دخترشان اجازه حکاکی اهدای عضو را ندادهاند. سکینه رمضانی در ۴۲ سالگی با اهدای سه عضو بدنش جانی دوباره به چند بیمار بخشیده است.
در همان روزهای نخست بروز اختلال در شبکههای برق که همه به دنبال مقصر میگشتند یکی از شهروندان مشهدی هنگام تردد در خیابان آخوند خراسانی، فیلمی از چند فروشگاه لوسترفروشی که چراغهایشان روشن بود، تهیه و منتشر کرد که باعث اعتراض و پرسش مردم از صنف لوسترفروشان شد: «چرا در این روزهای سخت و دشوار که پی در پی برق قطع میشود آنها در مغازه خود صدها چراغ روشن کردهاند؟» گشتهای شرکت برق نیز که پیش از برنامه قطعی، برای برخورد با مشترکان پرمصرف فعال شده بودند به خیابان آخوند خراسانی رفتند و از لوسترفروشان این محدوده خواستند با خاموش کردن دو سوم لامپهایشان در مصرف برق صرفه جویی کنند.
قدمت کوچه ملکالشعرای بهار3 به بیش از یک قرن میرسد. این معبر از حاشیه خیابان بهار آغاز و در تقاطع خیابان فرهنگ خاتمه پیدا میکند. نام قدیمی این خیابان سلام بود که توسط ساکنان و کسبه محلی در دهه30 بهدلیل دیده شدن بارگاه منور امام رضا(ع) گذاشته شده بود. در انتهای خیابان سلام، جوی آبی از مجاورت یک مرکز نگهداری بیماران ذهنی در خیابان فرهنگ جاری بوده که علاوه بر تأمین آب شرب شهروندان بخشی از آن به یک انبار و کارگاه تولید یخ راه پیدا میکرد.
آیت الله سید جواد خامنهای یکی از شخصیتهای برجستهای است که در مشهد به خوبی شناخته شده است. چه در میان علما و چه در میان مردم. او پس از تحصیل مقدمات و چند سال بعد از فوت پدرش، در ۱۳۳٣ ق یعنی در ۲٠ سالگی راهی مشهد مقدس شد. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسین قمی، میرزا محمد آقازاده ، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدا... یزدی بهره مند گردید. این پرونده درباره این شخصیت بزرگ، پدر رهبر معظم انقلاب، است.
خانهای که این روحانی وارسته در آن میزیست، منزلی بسیار ساده و قدیمی و با امکانات محدودی بود که در وهله اول بسیار متعجب شدم ایشان با اینکه فرزندان نامداری دارد و حداقل یکی از آنها رئیسجمهور کشور است و دیگران نیز هر کدام دارای مقامات و مراتبی هستند، معذلک در چنین خانهای محقر و ساده و در یک اتاق کوچک شاید9 متری در کنار انبوهی از کتابهای بسیار قدیمی زندگی میکند و عجیبتر آنکه این پیرمرد و پیرزن سالخورده خدمتکاری نداشتند و در عین حال با میهمان اینقدر گشادهرو بودند و من خود شرمنده شدم که چرا مزاحمت برای آنها ایجاد کردهام.
سبک جلسه به این صورت بود که فردی متن خاصی را برای همه میخواند و بقیه افراد درباره این متن به بحث و گفتوگو میپرداختند. محوریت مباحث مطرحشده نیز بر اساس کتابهایی نظیر جواهرالکلام، حدائقالناظره، مدارکالاحکام، شرایعالاسلام و مستندالشیعه بود. اگر وقتی باقی میماند حضار به بررسی تحولات و اتفاقات روز نیز اشاره میکردند. این جلسه علمی تا زمان حیات همه شرکتکنندگان آن ادامه داشت.