شاهنامه - صفحه 4

مجموعه مرکز ترک اعتیاد کوثر هم‌زمان با سال‌روز ولادت حضرت رضا(ع) در تاریخ هشتم آبان سال 1388(88/8/8) و با حضور آیت‌الله خزعلی افتتاح شد. بیشتر کارکنان و دست‌اندرکاران این مرکز نیز از جمله بهبودیافتگانی هستند که زمانی گرفتار در دام اعتیاد بوده و امروز به شکرانه بازگشت دوباره به زندگی با آغوش باز و دستانی مهربان برای نجات معتادانی که به این مرکز آورده می‌شوند، تلاش می‌کنند. دراین مرکز علاوه‌بر مداوا و بازپروری معتادان، مشاغل مختلف فنی و حرفه‌ای نیز به آن‌ها آموزش داده می‌شود، بدین ترتیب بعد از پایان دوران بهبودی این افراد با توجه به حرفه‌ای که آموخته‌اند و گواهینامه‌ای که دریافت کرده‌اند، می‌توانند در کارگاه‌ها و کارخانجات سراسر کشور مشغول به کار شوند.
نساء نجارزاده معروف به «بی‌بی نساء» مامای قدیمی محله چهاربرج با ۹۰ سال سن، یکی از این قابله‌های قدیمی است که در مدت ۴۰ سال مامایی، صد‌ها کودک را به دنیا آورده و بار‌ها طعم شیرین تولد را چشیده‌است.
رئوف پاشایی متولد سال1392در محله ابوطالب (موسوی قوچانی) است. خودش با زبان کودکانه می‌گوید: با شاهنامه قبل از اینکه مدرسه بروم آشنا شدم. پدر و مادرم به‌ویژه مادرم علاقه زیادی به خواندن شاهنامه داشتند. مادرم داستان‌های شاهنامه را برایم می‌خواند و من با علاقه گوش می‌کردم. در کلاس دوم زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم شعرهایی از زال، سیمرغ، رستم و سهراب را برای خانواده و اطرافیان می خواندم و آن‌ها تشویقم می‌کردند.
فاطمه خانی، نوجوان نقال محله شریعتی، 18سال دارد و دلبسته ادبیات فارسی و اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی است. او دانش آموز سال دوازدهم علوم تجربی است و می خواهد در آینده دندان پزشکی بخواند. با این حال هنر نقالی را دوست دارد و آن را در کنار درس هایش دنبال می کند.
کیانا طاهری از کودکی صدای رسایی داشته است. معاون پرورشی دبستان ناظرزاده این ویژگی او را کشف می‌کند و از کیانا می‌خواهد در مسابقات نقالی‌ جشنواره شاهنامه جابربن‌حیان شرکت کند. دو سال پیاپی در کلاس پنجم و ششم ابتدایی مقام نخست نقالی را در این جشنواره به دست می‌آورد بدون اینکه آموزشی دیده باشد. این موضوع علاقه او را به این حوزه بیشتر می‌کند. کیانا که تبحر خاصی در نقالی دارد، ابتدای صحبت با ما، اشعار فردوسی را باصلابت می‌خواند.
زمانی که در مقطع پیش‌دبستانی درس می‌خواندم، دکلمه‌‎خوانی را تجربه کردم و از این‌کار لذت بردم. این‌کار مقطعی بود و دیگر ادامه نداشت تا اینکه در کلاس دوم از اداره آموزش و پرورش مربی‌ای به نام خانم روحانی برای آموزش شاهنامه به دانش‌آموزان مدرسه ما آمد و هفته‌ای یک جلسه در این زمینه به دانش‌‌‌‌‌آموزان آموزش داد. پس از تدریس مقدمه‌ شاهنامه باید آن را اجرا می‌کردم. تصمیم گرفتم برای جلوگیری از اشتباه متن را روی کاغذ نوشته و آن را زیر پای خودم نگه دارم تا از روی آن بخوانم، اما هنگام اجرا متوجه شدم که می‌توانم مقدمه را به‌خوبی بخوانم بی‌آنکه از روی کاغذ نگاه کنم.این اتفاق باعث شد که به خواندن شاهنامه و حفظ‌کردن آن علاقه‌مند شوم.
مریم بیدمشکی یکی از معلمانی است که پا را فراتر از کتاب گذاشته و در کلاس درسش نه فقط دغدغه تمام کردن کتاب بلکه دغدغه زنده کردن فرهنگ، اخلاق و نام و یاد فردوسی را دارد. او که اکنون یک معلم ادبیات است و دوران پر فراز و نشیبی را طی کرده تا به معلمی رسیده است، می‌گوید: شاهنامه تنها کتابی است که می‌توانیم از آن به عنوان خردنامه یاد کنیم چراکه فردوسی بعد از خداپرستی از خردپرستی که امروزه هم بسیار به آن احتیاج داریم سخن گفته است و من امیدوارم فردوسی در شهر مشهد از این غربت در بیاید.
الهه همایون‌مهر یک معلم نگران است و به جای نشستن به مبارزه برخاسته است و سعی دارد تا می‌تواند سهم خودش را به این ادبیات ریشه‌دار ادا کند. او کلیات سعدی و دیوان حافظ و مثنوی مولوی را به میان کلاسش آورده و فردوسی خوانی را باب کرده است. هم نقالی می‌کند و هم آن را به شاگردانش می‌آموزد. معراج شهری، دانش‌آموز با استعداد این معلم جوان است که حالا نقالی‌اش در استان برو و بیایی دارد.
مبدا حرکت، دریاچه «چشمه‌سبز» در گلمکان است. دریاچه‌ای که در رشته‌کوه‌های بینالود قرار دارد و محلی‌ها به آن «چشمه‌سوز» هم می‌گویند. 14سالی می‌شود که ورزشکارانی از سراسر کشور در روز بزرگداشت فردوسی در این مکان گرد هم می‌آیند، آن‌ها مقداری از آب چشمه را که مظهر تقدس و پاکی است برمی‌دارند و تا آرامگاه فردوسی می‌دوند و مقبره حکیم سخن را با این آب زلال شست‌وشو می‌دهند. در نقطه آغاز این برنامه که با نقالی و شاهنامه‌خوانی آغاز می‌شود، ورزشکارانی از همه اقوام حضور یافته‌اند، از کرد، کرمانج و گیلکی تا آذری، لر، بلوچ و خراسانی آمده‌اند تا ارادت خود را به بزرگ‌ترین حماسه‌سرای دوران ابراز کنند.
زورخانه‌ها از قدیم همیشه محل بروبیای آدم‌های سرشناسی بوده که سبیلشان حکم امضا داشته است؛ به‌ویژه آن‌هایی که روزی چند بار قامتشان موقع رد شدن از درِ کوتاه زورخانه به رسم ادب خم می‌شده‌است. استاد حسن ریاحی یکی از همین پهلوان‌هاست؛ کسی‌که نامش در تاریخ ورزش مشهد به‌عنوان تیز‌چرخ‌ترین زورخانه‌ای ثبت شده‌است؛ ورزشکاری از نسل بی‌تکرار زورخانه‌های دهه چهل و پنجاه شمسی که در 74سالگی هنوز هم چراغ پهلوانی را روشن نگه داشته است.
نبرد رستم و سهراب تأثیر عجیبی بر محمدمهدی ناصری گذاشت به طوری که در آغاز هر سال تحصیلی، کتاب فارسی خود را برای پیدا کردن شعرهای حکیم سخن ورق می‌زد. بعدها نیز علاقه به فردوسی باعث شد او دل‌داده ادبیات بشود و به سرودن شعر روی بیاورد، اشعاری که تعدادی از آن‌ها را در قالب کتاب‌های «یک غزل میهمان من باش» و «و عشق فرصتی میان ماندن و نماندن است» منتشر کرده است و پنج کتاب آماده چاپ دارد.
کیانا رهنورد بعد از اتمام جلسات دوره شاهنامه‌خوانی در هشت‌سالگی برای اولین‌بار در جشنواره شاهنامه‌خوانی بانوان انجمن سیاووش مشهد شرکت می‌کند. با وجود استرس زیادی که دارد رتبه برتر این جشنواره را به دست می‌آورد. کیانا می‌گوید: چون تا آن لحظه روی صحنه نرفته بودم و اجرایی نداشتم استرس تمام وجودم را فراگرفته بود اما توانستم بر خودم مسلط شوم و با اجرای بخشی از نقالی سیاووش‌خوانی رتبه برتر مسابقات را کسب و مورد تشویق داوران قرار گیرم.
مجسمه‌ شخصیت‌های شاهنامه از المان‌های زیبایی‌بخش محدوده منفصل توس است. البته چشم‌نوازی مجسمه‌های داستان‌های شاهنامه جایی قبل‌تر از جلوخان آرامگاه یعنی در ورودی بولوار شاهنامه آغاز می‌شود. در ابتدای این بولوار مجسمه زیبای «رستم و رخش» به هنرمندی فردین اسفندیاری نصب شده است و در میدان هفت‌خان هم می‌توان مجسمه زیبای نبرد «رستم و اژدها» را که ساخته مسعود صدرانی‌نیاست دید.
از نخستین مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در 25 اردیبهشت 77 ، 24سال‌ می‌گذرد. از آن سال تاکنون، هر سال بزرگداشت و یادبودی بر مزار حکیم فرزانه توس برگزار می‌شود. اجرای نمایش «افسانه ماردوش» در محوطه باغ آرامگاه فردوسی در مراسم بزرگداشت امسال شکوه این جشن را بیشتر خواهد کرد. «افسانه ماردوش» نمایشی فاخر به نویسندگی منوچهر اکبرلو و کارگردانی محمد جهانپاست که در آن حکیم توس روایت نیک و بد ناپایدار بشر را در سرگذشت عبرت‌آموز جمشید و ضحاک در قالب داستانی پرکشش به‌زیبایی به ‌تصویر کشیده‌ است.
محمدجواد خاکی‌نژاد فقط 15 سال دارد اما با اجرای حرکات نمایشی که در بیان اشعار حماسی روی صحنه اجرا می‌کند، بیننده را محو می‌کند. تا به امروز کسی در این راه حمایتش نکرده و در خانواده‌اش کسی غیر از او، به این هنر روی خوش نشان نداده است و فقط با اتکا به استعدادش در هنر تئاتر و اجرای حرکات نمایشی، در نقالی پیشرفت کرده است. هنری که سال‌ها در کوچه و خیابان و قهوه‌خانه‌های سطح شهر دیده و شنیده می‌شد و مردم را شیفته خود می‌کرد و به قول این جوان وقتی مردم فریاد نقال را که می‌گفت: «به نام خداوند جان و خرد، کز این برتر اندیشه برنگذرد» را در کوچه و خیابان می‌شنیدند، پایشان سست می‌شد و پای داستان نقال که از شاهنامه‌ می‌گفت، می‌نشستند.
گل‌های بهاری و نمادهای نوروزی از ابتدای سال1401، زیبایی معابر و بوستان‌های مناطق11 و 12 را دوچندان کرده‌اند. نمادهایی که قاب‌های محبوبی برای شهروندان و مسافران نوروزی رقم زده‌اند تا در کنار آن‌ها لحظه‌ای درنگ کنند و تصویری به یادگار بگیرند. در طراحی این نمادها و گل‌کاری‌ها سعی شده است که مفاهیم و پیام‌هایی هم به مخاطب منتقل شود.
قاسم نویدی که به «حاج قاسم شله‌پز» معروف است، از خادمان دستگاه اباعبدالله(ع) بوده که چهار دهه از زندگی خود را در این حرفه و پذیرایی از عزاداران حسینی گذاشته و در هیئت سید‌الشهدا و بسیاری دیگر از هیئت‌های بولوار شاهنامه آشپزی کرده است. او درباره سابقه آشپز شدنش می‌گوید:«آشپز هیئت محله‌مان خیلی پیر بود و مدام با بچه‌ها و حتی وردستای خودش به قول مشهدی‌ها کل‌کل داشت، البته به‌واسطه سن بالا و سختی کار به دنبال تربیت بچه‌های مستعد آشپزی نیز بود تا اجاق هیئت در سال‌های آتی نیز روشن بماند، من که به شدت علاقه‌مند به آشپزی به‌ویژه تهیه شله‌مشهدی بودم، به اصرار با او همراه شدم و او با وجود غرولندهایی که از دست‌پاچگی و کوچکی جثه‌ام داشت، شاگردی من را پذیرفت و چون بچه زرنگ و حرف گوش کنی بودم، اعتمادش را جلب کردم و او نیز بخشی از فوت‌وفن و نحوه پختن شله‌مشهدی را به من آموخت».
سید محمد تقی رضوی، مداح قدیمی چهاربرج را همه اهالی محل می‌شناسند و بارها و بارها همراه و همگام با مداحی‌های سوزناکش عزاداری و سینه‌زنی کرده‌اند، سید که بیش از 50سال از عمرش را به مداحی برای امام حسین(ع) گذرانده، معتقد است که با نظر و لطف امام رضا(ع)، نوکری خانه و مداحی در وصف ارباب نصیب او شده است. سید چهاربرجی شاگردان زیادی را تربیت کرده که هرکدام از آن‌ها الان برای خودشان یک پا مداح هستند، علی اسلامی نژاد یکی از این افراد است که از سن 12سالگی مداحی را آغاز کرده و علم‌گردانی هم می‌کند. این دو مداح از دونسل متفاوت، ما را با آداب و رسوم اهالی چهابرج در آغاز ماه محرم و عزاداری امام حسین(ع) آشنا می‌کنند.
محمدجعفر پاکروان می‌گوید: دلم می‌خواست حیوانات، گل‌ها و تصاویر نقاشی‌هایم ساخته ذهن خودم باشد. پذیرش این موضوع برای خیلی‌ها سخت بود. به‌ویژه که می‌دیدم بیشتر افراد دنبال تصاویر طبیعی زیباشناسانه هستند. بعد رو می‌کند به تابلویی که بالای سرش است و توضیح می‌دهد: این گل‌ها و حیواناتی که می‌بینید تصویری است که به‌طور ذهنی به آن رسیده‌ام و فقط در آثار خودم وجود دارد. تا این زمان تابلوها و آثار نقاشی او در نگارخانه‌ها نمایش داده می‌شد و فقط بدین طریق بازخورد آن‌ها را می‌گرفت.
موکب‌شهدای بولوار شاهنامه بزرگ‌ترین موکب ورودی غرب مشهد است. تمام زائران پیاده‌ای که از محور شهرستان چناران وارد مشهد می‌شوند، در ابتدای ورودی غرب مشهد، به این موکب وارد شده و از خدمات ارائه شده در این ایستگاه همانند، وعده غذایی گرم، نماز جماعت، خدمات پزشکی و پرستاری، خوابگاه مجزا برای بانوان و آقایان، حمام و سرویس‌های بهداشتی، کفاشی، خیاطی، تعمیرات موبایل و... بهره‌مند می‌شوند. عباس باروت‌کوب از بانی‌های راه‌اندازی این موکب می‌گوید: «اربعین 5سال قبل تعداد زیادی از اهالی بولوار شاهنامه راهی مراسم پیاده‌روی اربعین حسینی شد‌ند. این افراد که در مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا با صحنه‌های به‌یادماندنی و خاطره‌انگیزی از میهمان‌نوازی شهروندان عراقی مواجه شده بودند بعد بازگشت از همایش عظیم اربعین حسینی تصمیم گرفتند تا از مهمانان امام رضا(ع) پذیرایی کنند».