کارخانه

قدمت ساخت صابون و صنعت صابون‌پزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر می‌رسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شده‌بود که کارگاه‌های مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولین‌بار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
پیام سلخی تا کنون سه اختراع داشته‌ که دو اختراع به شكل گروهی و در زمینه صنایع غذایی بود. یکی از اختراعات هم دستگاه سانتریفیوژ هوشمند است که در خط تولید کارخانجات محصولات لبنی مانع از آلودگي و فاسدشدن محصولات لبنی می‌شود.
علی­‌اصغر روانه­‌زاده پس از ترک تحصیل با مهارت‌آموزی و تلاش، تبدیل به کارخانه‌دار و کارآفرین شد.
اسناد می‌گویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و به‌این‌صورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستین‌دوزی تبدیل شود.
بدلیل باغ‌های آباد فراوان و محصولات نوبرانه‌ میوه تابستانی در مشهدقدیم، ایده ساخت کارخانه‌های کمپوت‌سازی از دوره قاجار پا گرفت و بعد‌ها کارگاه‌های کوچکی در شهر ساخته شدند تا این‌که این فن به صنعت تبدیل شد.
حبیب‌الله کرمی تعریف می‌کند: هنوز صدای نورالله توی گوشم است که کارش تعمیر همین دستگاه‌‎ها بود و یک روز وقت بررسی دستگاه، دستش لای اره‌های آن ماند و قطع شد. کارگر‌ها ترسیده بودند.
صدای چرخ‌های کارگاه آقای مرشدی و پسرش، امید را به زندگی چند زن سرپرست خانوار کوک زده است؛ زنانی که خوشحالند حالا دیگر نیاز نیست دغدغه‌های هرروزه مالی را در بغض‌های مداومشان گریه کنند.
تور بازدید از باغات پسته فیض آباد، ظرفیتی برای جذب گردشگر است، که تا کنون کمتر اجرایی شده. ایجاد شغل‌هایی بر مبنای گردشگری پسته شاید یکی از راه حل‌های جبران بیکاری و ایجاد شغل در فیض آباد باشد.
کارخانه قند آبکوه به‌عنوان سومین کارخانه قند ایران با کمک مهندسانی از کشور چک‌اسلواکی در زمینی به مساحت حدود ۲۸‌هکتار در اراضی آبکوه مشهد ساخته شد.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی می‌داد، اما به کارگرانش می‌رسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
روستا‌هایی که از‌قضا قدمتی باستانی دارند، در مشهد مستحیل و به کوچه‌ها، محله‌ها و خیابان‌های آن تبدیل شدند، آن‌چنان که مشهد تا دو دهه قبل، بالغ بر صد روستای کهن یا کم‌سال را در خود حل کرد.
هومن بخشی، نخبه‌ای علمی است که تولید محصولات شوینده و بهداشتی خود را از ۹‌قلم به ۲۱‌قلم رسانده و یکی از موفق‌ترین جوانان شهر ماست.
در سال ۱۳۱۳ کارخانه نخریسی تاسیس می‌شود و بوق آن به صدا درمی‌آید. بوقِ کارخانه، هم خیلی طولانی بود هم قوی. صدای کشدارش که از دیگ بخار درمی‌آمد، یک شهر را اجیر می‌کرد.
کارخانه‌ای که ۷۰ سال، صدای سوتش، حس زندگی و تلاش در مشهد ایجاد می‌کرد، حالا آن‌قدر خاک خورده و سوت و کور است که حتی نمی‌توان بازسازی‌اش را تصور کرد.
۴۰ سال پیش بنای کارخانه پنبه تنباکوچی در شهرک ابوذر گذاشته می‌شود و هر چیزی که در اطراف آن شکل می‌گیرد، به همان نام خوانده می‌شود؛ کوچه تنباکوچی و شهرک تنباکوچی.
زمستان‌های سرد مشهد، بازار کالا‌های گرمایشی را داغ کرده بود و همین موضوع، باعث رونق ساخت بخاری در دهه‌های پیش‌رو شد.
حالا کمتر کسی از کارخانۀ پنبه‌پاک‌کنی و یخ قاسمی اطلاعی دارد. فقط چند نشانۀ جزئی از هویت آن باقی مانده است؛ به روایت معدود کارگران زنده‌اش، سیصد چهارصد دختر و زن، روزمزدی در آن پنبه پاک می‌کردند.
ساختمان سه‌طبقه‌ای در حاشیۀ بولوار صباست که در همۀ طبقات آن روی یک کار اهتمام ورزیده‌اند؛ تولید ملی. در این ساختمان تعدادی از جوانان محلات سیدی و المهدی با اتحاد و صمیمیت می‌بافند و می‌بُرند و می‌دوزند!
ساعت ۶:۳۰ صبح با به‌صدا درآمدن بوقی، همسرم بر سر کار می‌رفت و ظهر ساعت ۲ با به‌صدا درآمدن بوق، ما می‌فهمیدیم که کار تمام شده است.
به‌دنبال یک اتفاق ساده، موقعیت شغلی عبدالحسین خبازی تغییر می‌کند و این تغییر خوشایند، او را به آرزوی قلبی‌اش که مهندس‌شدن بود، می‌رساند.