عارفه پیمان بانوی کارآفرین و هنرمند محله گوهرشاد برای داستانهای مثنوی کتابآرایی کرده است.
استاد غلامحسین برزگر در ۲۷ تیر ۱۳۹۸ چشم از دنیا فروبست و در جوار آرامگاه حکیم فردوسی در مقبره الشعرای توس به خاک سپرده شد.
پریا حامد ادیبپور سال ۲۰۱۹ در مسابقات بینالمللی ژاپن شرکت کرد. میگوید: چون رفتنم بهصورت حضوری امکان نداشت، تابلو را از طریق پست برای همایش فرستادم.
انگار هنر، مرجان فائق، هنرمند نقاش محله فرهنگیان را تا عمق آفرینش میبرد و میگذارد از دیدن آفریدههای خدا لذت صدچندان ببرد.
مهگل موسوی جوانی است که در رشته شیمی تحصیل کرده اما به نقاشی علاقه بسیاری دارد. این دختر دهه هفتادی بدون هیچ نوع آموزش نقاشی و فقط با دیدن عکسها و فیلمهای اینترنتی نقاش شده است.
اواخر آذر سال 1400 بود که مدیریت هنری شهرداری مشهد، سفارش نقاشی تمثال سردار شهیدسلیمانی در خیابان شهیدمفتح را به ولی شفیع، هنرمند مشهدی، داد. رضایت و اشتیاقی که مالکان ساختمان نوساز این خیابان به کار داشتند، درکنار ارادتی که ولی شفیع به شهدا و بهویژه سردار دارد، در یک زمان بیستوپنجروزه، کار را به پایان رساند و حالا یک سال است حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس به عابران این خیابان لبخند میزنند، درحالیکه دست سردار روی شانه رفیق شهیدش است.
پشت یکی از میزهای بازارچه چهارراه مخابرات قاسمآباد زنی ایستاده است که قصهای شنیدنی دارد.
یکسال مانده به کنکور، سریال «در پناه تو» از تلویزیون پخش میشد. دانشجویان این سریال که در دانشگاه هنر درس میخواندند من را عجیب جذب کرده بودند. رفتوآمد اینها در دانشگاه، درسهایشان، مراوداتشان با یکدیگر و استادان، فوقالعاده برایم جذاب بود. هر بار که این سریال را میدیدم فقط یک رؤیا در ذهنم ایجاد میشد، آن هم این بود که بتوانم یکی از اینها باشم.
اولین چیزی که در بین تابلوهای نقاشی خودنمایی میکند، چهره ارتشیهایی است که با اولین نگاه ما را یاد تمبرهای قدیمی میاندازند. نام بیشتر آنها زیر تابلوها نوشته شده است. تابلوهایی که توسط شهیدسیدمحمود امیدخدا در دهههای 30 و 40 کشیده شدهاند.
آنطور که میگویند شهید امیدخدا ذوق هنری خوبی داشته و در ایام فراغتش چهره دوستان و همرزمانش را میکشیده است.
اولین بار بود استاد بابک بابازاده من را می دید اما یک صندلی برای نشستن من گذاشت و بیش از دو ساعت درباره کارش، رنگ ها و... به من توضیح داد. برایم جالب بود که این همه وقت صرف من می کند. به خودش هم گفتم. حرفی زد که تکانم داد. او گفت: اگر استعداد داشته باشی و من این مطالب را به تو نگویم، بیست سال بعد به جای اکنون من خواهی رسید اما اگر امروز به تو بگویم و یاد بگیری، می توانی تا چند سال دیگر من را پشت سر بگذاری. به این ترتیب، نقاشی ایران پیشرفت خواهد کرد. ملاقات و دیدار عجیب و اثرگذاری بود. این روایت مهدی امینی از مراحل پیشرفتش است.
حمیدرضا ابوالفضلی میگوید: من خیلی زودرنجم. بارها شده رنگهایم را دزدیدهاند یا حق و حقوقم را ندادهاند اما از هیچکدام به این اندازه ناراحت نمیشوم که ببینم کسی تصاویر را نگاه کند و با بیتفاوتی رد شود. نقاشی باید حس داشته باشد، مخاطب را کنجکاو کند و بتواند با او ارتباط بگیرد. برای همین اگر ببیند کسی به تصاویرش توجه نمیکند گمان میکند این ویژگیها را ندارد.
مشهد بعد از تهران، جزو اولین شهرهایی بود که دیوارهای کوچهها و خیابانهایش با یاد شهدا زنده شد. حالا که روی بیشاز صد دیوار شهر، تصویر شهدا نقش بسته است، بیش از هرزمانی میتوان به درستیِ تصمیم دهه 60 و 70 پی برد. امروز دیوارهای شهر رنگ دارند، نقش دارند و از همه مهمتر اینکه هویت دارند.
سیدفرداد حسینی خیلی زود و بعد از برگزاری نمایشگاه نقاشی داخلی در نهسالگی با حضور در مسابقه بینالمللی بوم جهانی نقاشی، لوح سپاس این مسابقات را دریافت میکند. حالا در یازدهسالگی با استعداد و تلاشی که در زمینه نقاشی دارد راه برای حضورش در مسابقات جهانی نقاشی فراهم شده است. میگوید: مادرم در خانه نقاشی میکشید. من هم از همان بچگی به نقاشی و مجسمهسازی خیلی علاقه داشتم. یادم هست زمانی که مادرم درحال نقاشی روی بوم بود مقداری لوازم کاردستی و خمیر بازی دراختیارم میگذاشت تا من نیز مشغول بازی شوم و مزاحم کار او نشوم. سه یا چهار سال بیشتر نداشتم با این وسایل خودم را مشغول میکردم. با خمیر مجسمه میساختم.
هرجا ردپایی از هنر باشد این بانوی هنردوست ساکن محله رضاشهر خودش را می رساند. روی دیوارهای شهر هم نقاشی های او دیده میشود. چند سالی است مجوز چاپ کتاب های هنری اش را هم گرفته تا از هر روشی برای کمک به شاگردانش استفاده کند. برای یادگرفتن هنر حتی سختی غربت را هم به جان خریده و چند سالی را در اصفهان زندگی کرده است.
اینجا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره 2 مشهد واقع در پارک کودک است. یکی از مجموعههایی که از سال 47 در همین مکان دایر بوده است و در تمام طول سال برای کودکان برنامههای ویژهای برگزار میکند. بسیاری از والدین با فرا رسیدن فصل تابستان و تعطیلی مدارس به دنبال پر کردن اوقات فراغت کودکان خود هستند، به همین منظور نیز با ثبتنام آنها در کلاسهای مختلف به نوعی میخواهند در کنار ایجاد فضای لذتبخش، بحث آموزشی نیز پیگیری شود. این مرکز با داشتن وسیعترین کتابخانه و کلاسهای فرهنگی و هنری در ایام تابستان کلاسهای خاصی نیز برگزار میکند.
پژوهشسرای فرهنگ، هنر و ادب پارسی ثابت فردوسی با وجود آنکه از ابتدای مهرماه 1396افتتاح شده و بیشتر برنامههایش برای عموم است باز هم برای مردم و حتی ساکنان محله بهشتی ناآشناست. در این شماره قصد داریم اولین پژوهشسرای تخصصی ادبیات در ایران را به شما معرفی کنیم. مکانی که بهعنوان یک ظرفیت میتواند مورد استفاده ساکنان محله قرار گیرد.
فرنگیس فرهود، دکترای زبان و ادبیات فارسی، اولین مدیر این پژوهشسراست که با عشق و علاقهای که به ادبیات دارد، تلاش میکند تا از این ظرفیت به بهترین شکل ممکن استفاده شود.
الهام ابراهیمیمجرد هنر نقاشی را بدون اینکه کلاس یا دورهای ببیند شروع میکند. به همین دلیل است که روش نقاشی او روی بوم با سایر نقاشان تفاوت دارد. نقاش محله 17شهریور با تکیه بر همین تفاوت نیز نقاشی و طراحی لباس را با هم ترکیب کرده و تولیداتی روانه بازار میکند که طرفداران خاص خود را دارد. این هنرمند که اکنون بیشتر وقتش را صرف امور خیریه میکند بهتازگی تولید تابلوهای نقاشی برجسته با کمک مواد مختلف را شروع کرده است.
راضیه صفدری هنر نقاشی را در آموزشگاههای مختلف شهر و نزد استادان مختلف آموخته است. در این سالها مدتی آموزش میدیده و تمرین و تکرار میکرده تا دوباره فرصتی ایجاد شود و بتواند آموزش ببیند. نتیجه تمام این سالها به اینجا رسیده است که در حال حاضر خودش آموزش میدهد. درباره سابقهاش در تدریس میگوید: چهار سالی میشود که نقاشی تدریس میکنم و دو سال است که کارگاه در این مکان دایر است.
زهرا ساعی دوازدهساله و دانشآموز کلاس ششم دبستان هدی در منطقه آموزشی تبادکان است و به نقاشی علاقه زیادی دارد. جز این، او گویندگی، صداپیشگی و مجریگری هم از دستش برمیآید، به قول مادرش وقتی زهرا صحبت میکند انگار که صدای رادیو باز است و مجری شما را مخاطب قرار داده است. زهرا با اینکه سنوسالی ندارد در نقاشی مهارت خوبی دارد.
تصور عدهای از مردم بر این است که حیوانات با استفاده از برق خشک میشوند اما حیوانات موزه محیط زیست به روش تاکسیدرمی خشک شدهاند.در این روش، ابتدا تمام محتویات درون شکم حیوان را بیرون میریزند. پوست او را نیز جدا میکنند و در چندین مرحله، دباغی و گندزدایی میشوند. اسکلت بدن حیوان هم با مواد مخصوصی شستوشو داده و گندزدایی میشود. سپس تندیس یا مجسمهای از بدن حیوان را که به طور معمول از گچ است آماده میکنند و پوست را روی آن میگذارند. هر کدام از مراحل تاکسیدرمی اهمیت خاص خود را دارد.