حسینیه بهادرخان در محله عیدگاه یکی از حسینیههای قدیمی شهر است که قدمت آن به بیش از 70سال میرسد. حسینیهها از گذشته تاکنون مکانی برای تجمع هیئتهای مذهبی و برگزاری مراسمهای عزاداری و جشنهای اعیاد بوده است، اما حضور افراد مختلف در همین فضاها این فرصت را ایجاد کرده است تا بتوانند علاوه بر برگزاری مراسمهای مذهبی، اقدامات خیرخواهانه و خداپسندانهای نیز انجام دهند.
شعر خواندن پدرم انگیزهای برای گرایش من به شعر شد. راهنمایی بودم که شعر مرحوم حبیبا... چایچیان را خواندم، شعر و ریتم زیبای آن تأثیر زیادی بر روح و روان من داشت. شعر گفتن را سال سوم دبیرستان شروع کردم. حدود سال68 اولین شعرم با نام شقایقها در مجله سروش چاپ شد. دبیر آن دوره مجله سروش مرحوم قیصر امینپور بود. افتخارم میکنم که شعرم در این مجله به چاپ رسید.
جابر وظیفهشناس، فرمانده پایگاه شهدای مدافع حرم با 30سال سن و داشتن مدرک کارشناسی علوم اجتماعی شش سال است که در مدارس مختلف درس میدهد. علاوهبراین در مرکز علوم قرآنی آستان قدس هم فعالیت دارد. چند سالی نیز هست که عضو شورای اجتماعی محله سرافرازان شده است. او که خود را در همه حال بسیجی میداند فعالیتهای بسیاری را در مدتی که کرونا شیوع پیدا کرده در محله انجام داده است.
ما مردمی هستیم که آنقدر در طول تاریخ درد داشتهایم که به شعر پناه آوردیم. اگر شعر اینقدر در مردم ما قوی است به دلیل این است که زائیده دردهایمان است. اگر شعر این رسالت مرهمگونه و آرامشبخش را نداشته باشد به چه دردی میخورد؟ ما در کشوری هستیم که از بالاترین مقامش که رهبرش باشد شاعر است تا کارگر خیابان و تاکسیدارش زمزمههای شاعرانه دارند. پس همه شعر را میفهمند و شعر میتواند جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند.
همیاران سلامت طبق آنچه پرستاران آنها را صدا میزنند یا مردمیاران سلامت طبق آنچه روی لباسشان درج شده است، آمدهاند تا خانواده بیماران کرونایی باشند. آنها مهربان و دلسوزند و تلاششان ارزشمند است. آنها آمدهاند که دلگرمی کسانی باشند که با کرونا دستوپنجه نرم میکنند. انگار باور دارند «عاشقی کار سری نیست که بر بالین است» و آمدهاند «رقصی چنین میانه میدان» را تجربه کنند.
الیاس، هر سال شب یلدا دغدغه نیازمندانی را دارد که قدرت خرید میوه ندارند. سال گذشته یکی از خیّران همیشگیاش به نام حسینزاده که پزشک است، مبلغ در خور توجهی به او میدهد تا میوه رایگان در اختیار نیازمندان قرار دهد. او با این پشتوانه، بنر بزرگی را چاپ میکند و بر آن مینویسد هرکس قدرت خرید میوه ندارد میتواند از این مغازه، میوه رایگان ببرد. به میدان بار میرود و میوه نسیه خریداری میکند. نه تنها مغازه خودش بلکه مغازه کناریاش را تا سقف پر از میوه میکند.
زمانی که آموزشگاه را دایر کردم، بیشتر خانوادههای محلات نزدیک به دلیل اینکه از قشر ضعیف جامعه بودند، دختران خود را برای آموزش خیاطی راهی آموزشگاه میکردند تا هم هنری بیاموزند و هم کمک خرج خانواده باشند و کسب درآمد کنند. حدود 67 هنرجو در آموزشگاه من تعلیم دیدند و راهی بازار کار شدند، البته پس از جابهجایی ما به این محله، دوباره آموزشگاهم را در اسماعیلآباد دایر کردم و اکنون نیز هنرجوی تحت تعلیم دارم.
«نفیسه نسترنی»، 26ساله یکی از فعالان محله بهشتی است. محل قرارمان در «کانون شهید شعبانی» بود، همان مکانی که در فاز اول و دوم کرونا محل تولید ماسک بود و بانوان محله در این زمینه خوش درخشیدند و با تولید ماسک و توزیع رایگان آن بین ساکنان تلاش داشتند گامی مؤثر در قطع زنجیره کرونا بردارند.
از اسفند سال گذشته که شرایط بحرانی در بیمارستانها به وجود آمد به مادرم میگفتم که خود را بازنشسته کند و از فضای خطر دور بماند. اما هر بار او در پاسخ به این خواسته من میگفت: «اگر ما مریض شویم و کسی نباشد که از ما مراقبت کند چه اتفاقی میافتد؟ پس از من نخواه که بیمارانم را در این حال رها کنم و به فکر سلامتی خودم باشم.» او عاشق کارش بود. عاشق کمک کردن به مردم و از اینکه بیمارانش با مراقبتهای او حالشان خوب میشود انرژِی میگرفت.
در دوران کرونا بسیاری از مساجد شهر و منطقه ثامن با تهیه بستههای معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت و همچنین دوخت ماسک و توزیع رایگان آن در میان مردم، بهخوبی نقش حمایتی خود را ایفا کردند. این مساجد امروز نیز با طرحی جدید به نام «سنگر سلامت» بهدنبال راهکاری جدید برای ابتلای کمتر همشهریانشان به ویروس کووید19 هستند.
زوجی جوان تصمیم گرفتند که خرج مراسم عروسیشان را صرف اطعام افراد تهیدست کنند. آنان در دورانی که شیوع کرونا بیداد میکند و برگزاری هرگونه دورهمی نتایج ناگواری به دنبال خواهد داشت، دست به این ابتکار زدند تا ضمن شادکردن افراد نیازمند بهطوری شایسته به خانه مشترکشان پای گذاشته باشند.
مامان ثریای بچههای همدم آنقدر عاشق بچههاست که دخترها هم به او دلبستگی خاصی دارند: زینب گلکار دختر هجده ساله و معلول جسمی و حرکتی است. او وابستگی زیادی به من دارد، راستش را بخواهید من هم خیلی دوستش دارم هر وقت وارد همدم میشوم حتما سری به او میزنم و حالش را میپرسم. من هم وقتی مرخصی باشم او سراغم را میگیرد و از علت نبودنم سؤال میکند. این دخترها واقعا فرشتهاند. وارد خوابگاه که میشوم دورم جمع میشوند و بغلم میکنند. آنها تشنه محبت هستند
اگر پرستار بیمار را عضو خانواده خود بداند هر چه در توان داشته باشد برای بیمار انجام میدهد. همانطور که هر فرد زمان بیماری عزیزانش تمام تلاش خود را میکند تا سلامتی به عزیزش برگردد، پرستار نیز باید همین گونه عمل کند و هر چه در توان دارد، برای سلامت بیمار انجام دهد. زمانی که بیمار وارد اتاق عمل میشود از کادر درمان انتظار دارد به او توجه کرده و با او مهربان باشیم. اگر بیمار را عضوی از خانواده خود بدانیم جوّ سنگین و پر از رعب و وحشت اتاق عمل برای بیمار شکسته میشود و
مهربخش وحدت و همسرش اشرف رضاپور دوتن از پرستاران بیمارستان فارابی هستند که در محله الهیه سکونت دارند. این دو از نخستین روزهای اسفند سال98 که نخستین موارد ابتلا به بیماری کرونا در مشهد مشاهده شد درگروه مراقبتهای ویژه بیماران کرونایی بیمارستان فارابی مشغول به خدمت شدند.
مریم احمدیفر که پا در چهارمین دهه از زندگی خود گذاشته است از همان پرستارانی است که روزهای کرونایی و غیرکرونایی پای درد و بیماری همشهریان خود ایستاده است و یاریرسان بیماران بسیاری بوده است. از دوره کودکی علاقه زیادی به تدریس و دبیری داشته است. به گفته خودش، این علاقه به اندازهای زیاد بوده که عروسکهای خود را در ردیفی میچیده و به آنها تدریس میکرده است.
خانه رویش که از سال 86 در مدرسه هادوی افتتاح شده است در ایام شیوع بیماری به تولید ماسک و توزیع آن در مدارس استثنایی و نیازمندان اختصاص یافته است.
بهزیستی، قوه قضایی و شهرداری مشهد تفاهمنامهای درباره اقامتگاهی موقت برای معتادان متجاهر منعقد کردند که طی آن شهرداری مشهد تعدادی سالن ورزشی را به قوه قضاییه معرفی کرد. انجام این طرح موقتی است و حداقل 5 یا 6 ماه این سالن ورزشی به محل نگهداری و ترک معتادان متجاهر اختصاص پیدا میکند.
طرح «آقا حساب کردند» آستان قدس رضوی و خبر مشارکت شهرداری در پرداخت اجارهبهای مستأجران نیازمند با همکاری سپاه زمینهساز تشکیل کارگروهی متشکل از معتمدان و خیران در شهرک طرق شد تا آنها پیش از همه دست به کار شوند و با جذب مشارکتهای مردمی و شناسایی نیازمندان برای کمک به همسایگان خود آستین بالا بزنند.
بعضیها تصورشان از مسجد فقط به نماز خواندن ختم میشود! گمان میکنند فقط و فقط باید موقع اذان وارد مسجد شد و چند رکعت نماز اقامه کرد و بعد هم در مسجد را بست تا اذان بعدی! بچه های مسجدالرضا در خیابان طبرسی شمالی7 این تصور غلط را زیرپا گذاشتهاند و فراتر از آن می اندیشند. آنها ثابت کرده اند مسجد به عنوان یک پایگاه اجتماعی می تواند برای آبادانی محله و برای رفع مشکلات محله گام بردارد. فعالیت بچههای مسجدالرضا در سرود، هیئت، جهادی و... زبان زد محله و منطقه4 است.
رضا مهرابی، میوه فروش جوان و مهربان محله انقلاب، سبدی کوچک اما مملو از محبت و مهر در مغازه کوچک خود قرار داده است تا با کمک مشتریانش سفره شهروندانی را روشن کند که قادر به پرداخت هزینه میوه و صیفیجات نیستند. مهرابی با رفتار، انصاف و مهربانیاش مشتریان ثابت زیادی برای خود پیدا کرده است که برخی از آنها پولی برای پرداخت ندارند، اما با دست پر از این مغازه برمیگردند.