محله شریف - صفحه 3

محله

شریف

محله شریف

شریف به محله اداره‌های مشهد معروف شده است. بیشترزمین‌های صدف که بخشی ازمحله شریف را تشکیل می‌دهد،متعلق به حاج حسن رضایی گریکانی، محمد بربر و آقای علاقه‌مند بوده است. در این بین،حاج حسن رضایی به هرکس که حداقل سه‌بچه داشته و قادر به خرید خانه نبوده یک زمین حدود۳۰۰‌متری اهداکرده است.

محله شریف
ناهید لاله‌زاری و ریحانه ماه‌فر دغدغه ارتقای فرهنگی دارند و با این هدف، کتابخانه کوچک خودشان را در معرض استفاده عموم قرار داده‌اند تا کتاب‌ها در گردش باشد.
سینا و سجاد نوزده‌سال دارند و از آن زمان تا حالا در بیش‌از 10‌جشنواره و مسابقه حضور داشته و علاوه‌بر چندین مقام استانی، سال‌98 در مسابقه فرهنگی هنری «فردا» مقام دوم کشوری را به دست آورده‌اند. آن‌ها برای صدا‌وسیما، آستان قدس رضوی، آموزش‌وپرورش و چند دانشگاه نیز بازی‌های رایانه‌ای ساخته‌اند.
ندا شادلو پژوهشگر سی‌و‌نه‌ساله محله شریف است که کار پژوهش را از مقطع دبیرستان شروع کرده است و تاکنون که مدرک کارشناسی‌ارشد پژوهشگری دارد، ده‌ها پژوهش و مقاله نوشته که هفت‌مقاله‌اش چاپ شده و از دو اثر پژوهشی‌اش هم تقدیر شده است.
خیابان معلم69 قدمتی نزدیک به 40سال دارد. این کوچه در گذشته قسمتی از زمین‌های کشاورزی بوده است و اکنون معبری مناسب برای زندگی شهروندان است که چند مرکز علمی را هم در خود جای داده است. آغاز مهرماه روزهای شلوغی را برای این معبر رقم زده است و همین موضوع، مشکل همیشگی ترافیک و کمبود جای پارک را برای اهالی پررنگ‌تر کرده است. در این خیابان به‌واسطه حضور مدارس و مسجد، فعالیت‌های فرهنگی زیادی انجام می‌شود.
اشرف نعیمی در این سال‌ها آزمایش‌های مختلفی‌ را برای وضعیت بیماری خود سپری کرده است و خوشبختانه همواره جواب منفی درباره آزمایش‌های سرطان را از سوی پزشکان دریافت کرده است. او می‌گوید: من توانستم بیماری سرطان را بعد از چهار سال درگیری پشت سر بگذارم و مصاحبه‌ام با شهرآرا، خوشبختانه نتایج خوبی داشت. افراد زیادی با من تماس می‌گرفتند و از من می‌خواستند با بیمارشان صحبت کنم و به او روحیه بدهم.
سعیده نظافتی می‌گوید: ما در شروع کار 10نفر بودیم که وقتی موضوع را با یکدیگر مطرح کردیم همه اعضا که از اهالی محله شریف بودند، استقبال کردند و خیلی زود کار راه افتاد. در شروع کار هم بسته‌های معیشتی و بهداشتی را برای خانواده‌های نیازمند تهیه کردیم. در این مدت سه‌ساله به واسطه شیوع کرونا مدارس تعطیل بود، باوجوداین سعی کردیم با شناسایی خانواده‌های نیازمند، بسته‌های خوراکی و کمک‌تحصیلی را به دست دانش‌آموزان نیازمند برسانیم.
احکام دین را مرور می‌کرد تا بداند در امور روزمره زندگی، چه دستورات دینی‌ای برعهده‌اش است. با همین پیش‌زمینه وقتی در مدرسه مسابقات برگزار شد، رشته احکام توجهش را جلب کرد و با توجه به مطالعاتی که داشت، توانست پنج‌بار در سال‌های متوالی، مقام برتر ناحیه را در این رشته به دست آورد. محمدمهدی زاهدی علاوه براین، حافظ دو جزء قرآن است.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیل‌آباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمی‌ترین معابر و محله‌های منطقه‌11 است و در ابتدای تشکیل‌، از وکیل‌آباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل می‌شده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله می‌شویم و مغازه به مغازه و خانه‌‌به‌خانه پای صحبت‌های اهالی می‌نشینیم و پرسان‌پرسان به حاج حسن مقدسی می‌رسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
خیابان وکیل‌آباد63 به پاس قدردانی از فداکاری‌های اسیران دوران دفاع مقدس به نام «آزادگان» نام‌گذاری شده است. این معبر امکانات کاملی برای سکونت دارد و یکی از معابر محبوب برای زندگی و سرمایه‌گذاری در منطقه است. قسمت زیادی از زمین‌های این معبر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در آن فضاهایی برای ارائه خدمات درمانی و ورزشی ایجاد کرده است.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم به‌ویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیه‌ای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانه‌های مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
کوچه دادگستر19 یکی از معابر فرعی محله شریف است که قدیمی‌‌ترین عناصر شهری محله و حتی منطقه را در خود جای داده است. قدیمی‌ترین بازارچه محلی منطقه، مدارس باقدمت، پارک محلی با عمری 25ساله و یک مسجد قدیمی در این کوچه قرار دارند. تعدد مدارس ساخته شده در این معبر و همچنین فعالیت برخی بازاریان، این کوچه باریک را تبدیل به یکی از پرترددترین معابر منطقه کرده است.
مینا گلپور که مؤسس کارگاه تولیدی معلولان هانیل است، درباره تاریخچه تأسیس آن می‌گوید: من و خواهرم، مدتی در مراکز حرفه‌آموزی معلولان کار می‌کردیم. به دلیل رفت‌و‌آمدهایی که به اداره بهزیستی داشتم، متوجه فراخوان تأسیس کارگاه‌های تولیدی شدم و این موضوع را با خانواده‌ام مطرح کردم. پدر و مادرم خیلی حامی بودند و با وجود اینکه در بین اطرافیانمان فرد معلول نداشتیم، با دید مثبتی به این موضوع نگاه می‌کردند. پدر و همسرم به لحاظ مالی بسیار حمایت کردند تا کارگاه هانیل، مردادماه سال 93 به عنوان اولین کارگاه دختران معلول ذهنی بالای 14 سال، دایر شد.
زهرا تیموری از علایق ورزشی‌اش سخن به میان می‌آورد و تعریف می‌کند: از بچگی فوتبال را دوست داشتم و چون بیشتر بچه‌های فامیل پسر بودند، با چادر با آن‌ها فوتبال بازی می‌کردم و دروازه‌بان خوبی بودم. بزرگ‌تر که شدم در کلاس‌های تکواندو ثبت‌نام کردم‌ و سال96 دوبار رتبه دوم مسابقات آزاد قهرمانی نونهالان مشهد را کسب کردم.در مسابقات شنا هم حکم قهرمانی در ناحیه4 آموزش و پرورش را به‌دست آوردم اما همچنان به فوتسال علاقه داشتم و با هزار خواهش و درخواست، پدرم را راضی کردم اجازه دهد این رشته را ادامه دهم.
محمدعلی بیک که نظامی بازنشسته و از سکنه قدیمی این خیابان است، به زمان تأسیس بازارچه اشاره کرده و تعریف می‌کند: آن‌زمان شهرداری به منازل مسکونی مجوز تجاری نمی‌داد. این بازارچه را تأسیس کردند که به‌عنوان یک بازار محلی تأمین‌کننده نیاز روزانه مردم باشد اما بعد از آن به ساختمان‌ها مجوز تجاری دادند و بسیاری از مالک‎ها کنار حیاط خانه‌شان مغازه زدند.
شب با پای خودش به بیمارستان می‌رود و بستری می‌شود، اما صبح احساس می‌کند نمی‌تواند از تخت پایین بیاید. سومین روزی که در بیمارستان بستری بود، دکترش تشخیص می‌دهد توموری بدخیم روی نخاعش نشسته که او را قطع نخاع کرده است. بدون اینکه تومور را از بدنش بردارند، او را از بیمارستان مرخص می‌کنند و می‌گویند حداکثر تا ۶ ماه دیگر زنده می‌ماند. هرچند مهرداد محمدپور از آن زمان تاکنون روی ویلچر است، اما این چرخ‌های دایره‌ای هیچ‌وقت او را ناامید نکرده و نه تنها مانع شور و نشاطش نشده، بلکه او را در تحمل سختی‌ها و تلاش برای رسیدن به پله‌های بالاتر، راسخ‌تر کرده است.
احمد دانش به جای دادن ماهی، تأکید زیادی بر یاد دادن ماهی‌گیری دارد بنابراین هدف اصلی خیریه را اشتغال‌زایی می‌گذارد. با کمک خیران چند وام اشتغال برای نیازمندان گرفته می‌شود و چند نفر مشغول به کار می‌شوند حتی برای افراد مسن که توانایی کار کردن نداشتند، مرغ و خروس خریداری می‌کنند و به آن‌ها می‌دهند تا از محل فروش تخم مرغش درآمد داشته باشند. استقبال مردم، لبخند شادی و نتایج مثبتی که می‌دیدند، اعتماد خیران و انرژی و انگیزه دانش و همراهانش را بیشتر می‌کند.
کوچه شهید ستاری4/4 در محله شریف واقع شده است و به‌واسطه وجود درختان نسبتا قدیمی جزو معابر سرسبز منطقه محسوب می‌شود. همدلی اهالی این کوچه سبب شده است که مشکلات شهروندان در زمان کمی در جلسات مسجد امام رضا(ع) مطرح و حل شود. ساکنان این معبر در حل معضلات عمومی کوچه هم با یکدیگر همراه هستند و برای رفع آن‌ها به‌طور گروهی پیگیری می‌کنند. این همراهی و حسن نیت ساکنان کوچه در قبال یکدیگر سبب شده است که این معبر جزو معابر محبوب برای سکونت در منطقه باشد.
کوچه شهید ستاری۱۳ در محله شریف قرار دارد. نخستین ساکنان این معبر افسران و درجه‌داران نیروی هوایی ارتش بودند که حدود ۳۵سال قبل در این کوچه ساکن شدند. در ادامه سپاه بخشی از زمین‌های این خیابان را خرید و آن‌ها را به نیروهای خود واگذار گرد. در اواخر دهه۷۰ فضاهای این معبر از سوی شهرداری سامان‌دهی شد و اولین قشری که بعد از آن تمایل به سکونت در این کوچه را داشتند فرهنگیان بودند. بعد از گذشت سال‌ها هنوز بافت این معبر تا حدود زیادی حفظ شده است و بیشتر ساکنان از بین فرهنگیان و نیروهای نظامی کشور هستند.
زمانی که در حال تصمیم‌گیری برای کار هنری‌ام بودم دوست داشتم اثری به تصویر بکشم که تاکنون از سوی دیگر هنرمندان کار نشده باشد و حس و حال معنوی خوبی به بیننده منتقل کند بنابراین سر در مسجد گوهرشاد را انتخاب کردم. البته سختی‌های خودش را هم داشت و کشیدن سر دری به آن عظمت در کاغذی 35 در50 سانتی متری کار ساده‌ای نبود اما امام رضا(ع) کمکم کرد و توانستم طرح را به درستی به تصویر بکشم.
مرکز ایثار یک تفاوت عمده با دیگر مراکز نگهداری سالمندان دارد و آن اینکه مخصوص والدین شهدا و ایثارگران است. مادران و پدرانی که حدود 40 سال پیش، شجاعانه فرزندانشان را راهی جبهه‌های نبرد با دشمن کردند، اکنون چنان فرسوده و کهن‌سال شده‌اند که گاهی آن روزها را به یاد نمی‌آورند؛ اما ما خوب می‌دانیم آن‌ها چه رنجی را به دوش کشیدند تا سینه فرزندشان سپر این خاک باشد. برخی که تنها یک فرزند داشتند و آن را تقدیم انقلاب کردند اکنون جگرگوشه‌ای ندارند که بر بالینشان بیاید و پرستار دردهای پدر و مادرش باشد. برخی هم فرزندشان جانباز است و در تمام این سال‌ها خودش با درد دست و پنجه، نرم کرده و قادر به مراقبت از والدینش نیست.