حمیدرضا خراسانی جانبازی ۵۵ درصد است که از ۱۶ سالگی به جبهه رفته، اول جذب گردان تخریب شد و بعد هم دوره غواصی دید و خط شکن شد.
محله
شریف
شریف به محله ادارههای مشهد معروف شده است. بیشترزمینهای صدف که بخشی ازمحله شریف را تشکیل میدهد،متعلق به حاج حسن رضایی گریکانی، محمد بربر و آقای علاقهمند بوده است. در این بین،حاج حسن رضایی به هرکس که حداقل سهبچه داشته و قادر به خرید خانه نبوده یک زمین حدود۳۰۰متری اهداکرده است.
«ابراهیم عبداللهی» یکی از اولین روحانیانی که برای تعلیم مجرمان و بزهکاران، پا به پشت دیوارهای بلند گذاشت. او روحی لطیف و طبعی شاعرانه دارد و میخواهد روزی اشعارش را به چاپ برساند.
خیابان شهید ستاری ۴/۴ یکی از معابر فرعی محله شریف است. این خیابان در محل باغهای قدیم وکیلآباد واقع شده است؛ باغهایی که بقایای آن در برخی معابر اطراف به چشم میخورد، اما در این خیابان، خبری از زیبایی آنها نیست.
ابراهیم هدایی خیّر محله شریف در ۴ سال اخیر خدمات جدیدی برای توان یابان فراهم کرده است.
مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان «پروین» در حاشیه بولوار وکیلآباد قرار دارد، شب چله در این مرکز برنامههای متنوعی برگزار میشود.
محمد محمدی، یک منزل هزار متری در صدف ۲۸ داشته است. او در اوج مریضی همسرش این منزل را در اختیار دانشگاه علوم پزشکی قرار میدهد.
ناهید لالهزاری و ریحانه ماهفر دغدغه ارتقای فرهنگی دارند و با این هدف، کتابخانه کوچک خودشان را در معرض استفاده عموم قرار دادهاند تا کتابها در گردش باشد.
سینا و سجاد نوزدهسال دارند و از آن زمان تا حالا در بیشاز 10جشنواره و مسابقه حضور داشته و علاوهبر چندین مقام استانی، سال98 در مسابقه فرهنگی هنری «فردا» مقام دوم کشوری را به دست آوردهاند. آنها برای صداوسیما، آستان قدس رضوی، آموزشوپرورش و چند دانشگاه نیز بازیهای رایانهای ساختهاند.
ندا شادلو پژوهشگر سیونهساله محله شریف است که کار پژوهش را از مقطع دبیرستان شروع کرده است و تاکنون که مدرک کارشناسیارشد پژوهشگری دارد، دهها پژوهش و مقاله نوشته که هفتمقالهاش چاپ شده و از دو اثر پژوهشیاش هم تقدیر شده است.
خیابان معلم69 قدمتی نزدیک به 40سال دارد. این کوچه در گذشته قسمتی از زمینهای کشاورزی بوده است و اکنون معبری مناسب برای زندگی شهروندان است که چند مرکز علمی را هم در خود جای داده است. آغاز مهرماه روزهای شلوغی را برای این معبر رقم زده است و همین موضوع، مشکل همیشگی ترافیک و کمبود جای پارک را برای اهالی پررنگتر کرده است. در این خیابان بهواسطه حضور مدارس و مسجد، فعالیتهای فرهنگی زیادی انجام میشود.
اشرف نعیمی در این سالها آزمایشهای مختلفی را برای وضعیت بیماری خود سپری کرده است و خوشبختانه همواره جواب منفی درباره آزمایشهای سرطان را از سوی پزشکان دریافت کرده است. او میگوید: من توانستم بیماری سرطان را بعد از چهار سال درگیری پشت سر بگذارم و مصاحبهام با شهرآرا، خوشبختانه نتایج خوبی داشت. افراد زیادی با من تماس میگرفتند و از من میخواستند با بیمارشان صحبت کنم و به او روحیه بدهم.
سعیده نظافتی میگوید: ما در شروع کار 10نفر بودیم که وقتی موضوع را با یکدیگر مطرح کردیم همه اعضا که از اهالی محله شریف بودند، استقبال کردند و خیلی زود کار راه افتاد. در شروع کار هم بستههای معیشتی و بهداشتی را برای خانوادههای نیازمند تهیه کردیم.
در این مدت سهساله به واسطه شیوع کرونا مدارس تعطیل بود، باوجوداین سعی کردیم با شناسایی خانوادههای نیازمند، بستههای خوراکی و کمکتحصیلی را به دست دانشآموزان نیازمند برسانیم.
احکام دین را مرور میکرد تا بداند در امور روزمره زندگی، چه دستورات دینیای برعهدهاش است. با همین پیشزمینه وقتی در مدرسه مسابقات برگزار شد، رشته احکام توجهش را جلب کرد و با توجه به مطالعاتی که داشت، توانست پنجبار در سالهای متوالی، مقام برتر ناحیه را در این رشته به دست آورد. محمدمهدی زاهدی علاوه براین، حافظ دو جزء قرآن است.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیلآباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمیترین معابر و محلههای منطقه11 است و در ابتدای تشکیل، از وکیلآباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل میشده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله میشویم و مغازه به مغازه و خانهبهخانه پای صحبتهای اهالی مینشینیم و پرسانپرسان به حاج حسن مقدسی میرسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
خیابان وکیلآباد63 به پاس قدردانی از فداکاریهای اسیران دوران دفاع مقدس به نام «آزادگان» نامگذاری شده است. این معبر امکانات کاملی برای سکونت دارد و یکی از معابر محبوب برای زندگی و سرمایهگذاری در منطقه است. قسمت زیادی از زمینهای این معبر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در آن فضاهایی برای ارائه خدمات درمانی و ورزشی ایجاد کرده است.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم بهویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیهای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانههای مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
کوچه دادگستر19 یکی از معابر فرعی محله شریف است که قدیمیترین عناصر شهری محله و حتی منطقه را در خود جای داده است. قدیمیترین بازارچه محلی منطقه، مدارس باقدمت، پارک محلی با عمری 25ساله و یک مسجد قدیمی در این کوچه قرار دارند. تعدد مدارس ساخته شده در این معبر و همچنین فعالیت برخی بازاریان، این کوچه باریک را تبدیل به یکی از پرترددترین معابر منطقه کرده است.
مینا گلپور که مؤسس کارگاه تولیدی معلولان هانیل است، درباره تاریخچه تأسیس آن میگوید: من و خواهرم، مدتی در مراکز حرفهآموزی معلولان کار میکردیم. به دلیل رفتوآمدهایی که به اداره بهزیستی داشتم، متوجه فراخوان تأسیس کارگاههای تولیدی شدم و این موضوع را با خانوادهام مطرح کردم. پدر و مادرم خیلی حامی بودند و با وجود اینکه در بین اطرافیانمان فرد معلول نداشتیم، با دید مثبتی به این موضوع نگاه میکردند. پدر و همسرم به لحاظ مالی بسیار حمایت کردند تا کارگاه هانیل، مردادماه سال 93 به عنوان اولین کارگاه دختران معلول ذهنی بالای 14 سال، دایر شد.
زهرا تیموری از علایق ورزشیاش سخن به میان میآورد و تعریف میکند: از بچگی فوتبال را دوست داشتم و چون بیشتر بچههای فامیل پسر بودند، با چادر با آنها فوتبال بازی میکردم و دروازهبان خوبی بودم. بزرگتر که شدم در کلاسهای تکواندو ثبتنام کردم و سال96 دوبار رتبه دوم مسابقات آزاد قهرمانی نونهالان مشهد را کسب کردم.در مسابقات شنا هم حکم قهرمانی در ناحیه4 آموزش و پرورش را بهدست آوردم اما همچنان به فوتسال علاقه داشتم و با هزار خواهش و درخواست، پدرم را راضی کردم اجازه دهد این رشته را ادامه دهم.
محمدعلی بیک که نظامی بازنشسته و از سکنه قدیمی این خیابان است، به زمان تأسیس بازارچه اشاره کرده و تعریف میکند: آنزمان شهرداری به منازل مسکونی مجوز تجاری نمیداد. این بازارچه را تأسیس کردند که بهعنوان یک بازار محلی تأمینکننده نیاز روزانه مردم باشد اما بعد از آن به ساختمانها مجوز تجاری دادند و بسیاری از مالکها کنار حیاط خانهشان مغازه زدند.