پاکبان

جواد مرادی پاکبان شهرداری است. او چندی پیش کیف پولی پیدا کرد و به صاحبانش برگرداند، کیفی که می گوید پول دوا و دکتر یک مریض آبادانی بوده است.
حسن مرزی می‌گوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیاده‌رو‌ها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلی‌ها وقتی مبلغش را می‌شنیدند وسوسه می‌شدند و پیشنهاد‌هایی می‌دادند اما نمی‌خواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
در این گزارش پای صحبت پاکبانان زحمتکش و بی‌ادعای شهرمان نشسته‌ایم؛ کارگرانی که به‌تازگی جارویشان را زمین گذاشته‌اند. این پاکبانان، جوانی خود را در کوچه‌پس‌کوچه‌های پژوهش، امامت، معلم، سیدرضی، دانشجو و‌... به پیری رسانده‌اند.
مهدی اشرف زاده رفتگری است که حالا تنها دغدغه‌اش پیداکردن کتاب‌های درسی، آن هم کتاب‌های دبستان است! خودش می‌گوید: می‌خواهم ادامه تحصیل بدهم. نقشه‌های زیادی در سر دارد.
محمد دلیری‌یساقی، پاکبان ۲۸ ساله محله طبرسی‌شمالی است. او بابت وظیفه شناسی‌اش مورد تقدیر و تشکر اهالی خیابان المهدی (عج) قرار گرفته که حتی از زدیدن پیکان یکی از همسایه‌ها هم جلوگیری کرده است.
این خیابان‌های تمیز اطراف حرم‌رضوی حاصل تلاش شبانه‌روزی ۴۷۰ نفر از نیرو‌های خدمات‌شهری و ۷۰ نفر نیروی انضباط شهری در سه شیفت پیاپی است تا زائران خاطره‌ای خوش از سفر داشته باشند.
صابری‌ابراهیم‌زاده می‌گوید: یک شب قبل از عملیات نصر وارد خاک عراق شده بودیم. با یکی از بچه‌های راننده گریدر، آفتابه برداشتیم برویم دستشویی. صدای بعثی‌ها می‌آمد. رفتیم جلو و با سر آفتابه، ۹‌نفرشان را اسیر کردیم!
جلال علیپور که امسال برای اولین‌بار با لباس پاکبان پایش به مراسم اربعین و شهر نجف باز شد می‌گوید: تا حالا این حال خوب را تجربه نکرده بودم؛ راستش این‌ صدای خش‌خش جارویم، مثل ذکر گفتن شده است.
سهم پاکبانان در زیارت اربعین، چیزی فراتر از کار روزمره است: جارو‌زدن در اوج گرما، جمع‌آوری زباله در ازدحام جمعیت، و حفظ بهداشت مسیری که زائران از آن عبور می‌کنند. آنها معتقدند طلبیده شده‌اند!
نیمه‌شب چهاردهم خرداد امسال، وقتی محمود اقبالی، کارگر خدمات‌شهری، طبق وظیفه و شیفت کاری‌اش در تاریکی خیابان شهیدفکوری مشغول‌به‌کار بود، یک خودرو عبوری او را زیرگرفت و خانواده‌اش داغ‌دار شدند.
امیر ایزدجو صاحب سوپرمارکتی در نبش خیابان آیت‌الله بهجت ۱۶ است، او سماوری ۲۰ لیتری را برای رفتگر‌های شهرداری خریده‌ است و آن‌ها هر روز صبح اینجا می‌آیند و چای می‌خورند.
ایده‌پرداز ویژه جشنواره «ایده‌های برتر در مقوله پیشگیری از آسیب‌های مواد مخدر» چهره و نامی آشنا برای برخی اهالی محله طبرسی شمالی است. محمدعلی کاردان یکی از پاکبانان منطقه ۳ مشهد است.
جواد اکبری پاکبان مشهدی در سال ۹۳ بود که با یک نیسان آبی تصادف کرد و از دنیا رفت. او کارگر زحمت کش شهرداری و از اهالی محله پنجتن بود که همسایه‌ها خیلی دوستش داشتند.
حسین مردانی یکی از پاکبانان خیابان احمدآباد می‌گوید: همه ما بار‌ها سوزن در دستانمان رفته است. همین‌که می‌خواهیم کیسه‌ای را بلند کنیم، می‌بینیم سنگین است؛ دستمان را زیرش می‌گیریم که پاره نشود، سوزن در دستمان فرو می‌رود.
سرمایه مجید ترکمان در سال ۸۶، توسط افراد سودجود در یک پروژه ساختمانی از دست می‌رود. او با تشویق همسرش، امیدوار شده و پیگیر کسب‌و‌کار می‌شود تا اینکه شغل پاکبانی را انتخاب می‌کند.
محمد رنجبر یکی از پاکبان‌های زحمت کش محله طلاب است که هر روز ساعت ۲:۴۵ بامداد شروع به کار می‌کند و تا ساعت یازده مشغول به کار است.
پنج رفتگر نمونه محله کوشش در پایان حرف‌هایشان درخواستی را با لبخند می‌گویند که به نظر می‌رسد حرف دل همه آنهاست: اگر این مطلب چاپ شود، ما را به کربلا می‌برند؟
هادی مقدسی مقدم که چند‌سالی می‌شود در شهرداری مشغول به کار است، سال ۹۹ تصمیم می‌گیرد که زندگی‌اش را کمی متفاوت‌ کند. او که از کودکی علاقه زیادی به آرایشگری داشته، همین کسب و کار را برای فعالیت شبانه خود شروع می‌کند.
سال‌هاست اهالی کوچه‌ها و خیابان‌های محله خلج هر روز صبح با صدای قدم‌ها و خش خش جاروی سیدکاظم سیدکاظمی ۳۴ ساله بیدار می‌شوند که پاکبان این محله است.
قاسم عباس‌پور می‌گوید: روزی دو شیفت کار می‌کردم که می‌شود ۱۶‌ساعت. با ساعت کاری که داشتم، دیگر نمی‌توانستم شب‌ها هم به خانه بازگردم. خیلی‌وقت‌ها در دفتر پیمانی‌مان می‌خوابیدم تا سحر دوباره کارم را آغاز کنم.