شاعر - صفحه 12

برای فردی خیر بودن گرچه بحث مالی نیاز است اما بیشتر باید دل انجام این کار را داشت. من نیز علاقه‌مند به این حوزه هستم حتی اگر با اهدای یک کتاب باشد. آرامش خیالی که بعد از انجام هرکار خیری به دست می‌آید را با هیچ چیز دیگر نمی‌توان مقایسه کرد. امیدوارم روزی مجمع خیرین توسعه کتابخانه‌ها و ترویج کتاب‌خوانی استان بتواند جزو بزرگ‌ترین سمن‌های خیران در کشور باشد و سرانه مطالعه در استان خودمان را بتوانیم به بالاترین درصد در کشور و حتی دنیا برسانیم.
تلفن زنگ می‌خورد و آن‌ سوی خط کسی است که خودش را آمنه ستاره معرفی می‌کند. از اهالی محله دانشجو است و می‌خواهد فردی از هم محله‌ای‌هایشان را معرفی کند که به قول خودش آچار فرانسه محل است. به گفته او هر کدام از اهالی که خودروشان خراب شود یا شوفاژها و لوازم خانگی‌شان به تعمیر نیاز داشته باشد سراغ محمدرضا احمدی می‌روند. گاهی حتی برای تعویض واشر شیرهای آب هم او را صدا می‌زنند. این فرد فنی، اهل تئاتر و شعر هم هست و کتابی نیز به چاپ رسانده است.
سیدعلی طباطبایی، متولد متولد محله محمدآباد است و ساکن قدیمی پایین پای حضرت. دوران کودکی و نوجوانی او در مدرسه ناصرخسرو در همین منطقه می‌گذرد. از سیزده‌سالگی هم تحصیل در حوزه را شروع می‌کند. مداحی و خواندن برای اهل بیت(ع) را هم بنا به استعداد و علاقه‌اش از همان سن و سال آغاز می‌کند. هم‌زمان با مداحان پیش‌کسوت معروف خراسانی آن دوره هم ارتباط می‌گیرد و از آن‌ها شیوه درست مداحی را می‌آموزد. در بحبوحه انقلاب و حوالی آن سال‌ها به وادی سیاست هم پا می‌گذارد و با پخش اعلامیه، شب‌نامه و... فعالیت‌هایش را ادامه می‌دهد.
شعر خواندن پدرم انگیزه‌ای برای گرایش من به شعر شد. راهنمایی بودم که شعر مرحوم حبیب‌ا... چایچیان را خواندم، شعر و ریتم زیبای آن تأثیر زیادی بر روح و روان من داشت. شعر گفتن را سال سوم دبیرستان شروع کردم. حدود سال68 اولین شعرم با نام شقایق‌ها در مجله سروش چاپ شد. دبیر آن دوره مجله سروش مرحوم قیصر امین‌پور بود. افتخارم می‌کنم که شعرم در این مجله به چاپ رسید.
ما مردمی هستیم که آن‌قدر در طول تاریخ درد داشته‌ایم که به شعر پناه آوردیم. اگر شعر این‌قدر در مردم ما قوی است به دلیل این است که زائیده دردهایمان است. اگر شعر این رسالت مرهم‌گونه و آرامش‌بخش را نداشته باشد به چه دردی می‌خورد؟ ما در کشوری هستیم که از بالاترین مقامش که رهبرش باشد شاعر است تا کارگر خیابان و تاکسی‌دارش زمزمه‌های شاعرانه دارند. پس همه شعر را می‌فهمند و شعر می‌تواند جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند.
در گذشته هر میهمان برای رفتن به شب‌نشینی، چراغی را همراه خود می‌برده و به‌دلیل فراوانی چراغ‌ها، از عبارت چهل‌چراغ یا شب‌چراغ در شب یلدا استفاده شده است.
«محسن خانچی» شاعر و معلم قدیمی شهرک پردیس و شهید بهشتی است. او پنج دفتر شعر دارد و در هر قالبی که بگویید هم شعر سروده است.
به دیوارهای خانه نگاه می‌کنم و تمام خاطرات بانو را در جای جای آن می‌بینم. خاطراتی که آمنه فاضل در کتاب «اولین نگاه، آخرین وداع» نوشته است. حالا می‌فهمم حال و هوای هر مکانی به صاحب آن است نه به خشت‌های خامش. مانند همسر دکتر امینی که کوله‌بار خاطراتش را جمع کرده و با خود به این آپارتمان آورده است و دیوارهای نونوار آن را پر کرده از خاطرات زیبای قدیمی. قاب عکس‌ها و تابلوهایی که با آدم حرف می‌زنند.
معصومه لیسانس زبان انگلیسی دارد و دانشجوی رشته حقوق بین‌الملل دانشگاه آزاد مشهد است. با این حال علاقه‌اش به هنر نقاشی باعث شده است تا آن را رها نکند. پدر و مادر معصومه فوت کرده‌اند. پدر اوایل انقلاب برای گذراندن دوره طلبگی از بامیان افغانستان به نجف اشرف می‌رود و بعد هم راهی قم و مشهد می‌شود. معصومه متولد قم است و ۳۰ سال سن دارد. از همان کودکی به نقاشی علاقه داشت و این را دفاتر نقاشی دوره دبستانش گواهی می‌دهد
فریبا شادلو شاعر مشهدی که مجموعه شعرش برگزیده بخش ویژه هفتمین دوره جایزه خبرنگاران شده است، درباره علت دیده شدن اشعارش می‌گوید: «شاید به این دلیل باشد که خیلی سعی در ساختن شعر نداشتم و همه سروده‌ها حاصل زیست من است و خیلی به تجربیات فردی‌ و حال و هوای درونی‌ام نزدیک بودند.
در راستای تغییر نام‌های مشابه، خیابان حافظیه که در پیروزی72 قرار داشت به دلیل تشابه اسم با بولوار حافظ در دی‌ماه امسال تغییر نام پیدا کرد و تابلوهایی با نام عماد خراسانی در این خیابان نصب شد.
غلامرضا غلامپور دهسرخی شاعر شصت ساله محله کارمندان دوم است که دفتر شعرش را به نام آیین عشق در سال٨٠ به چاپ می‌رساند و حالا دو دفتر شعر دیگر هم آماده چاپ دارد.
بهار نام یکی از کار‌های اوست که خودش آن را می‌سراید و بعد هم به لهجه مشهدی می‌خواند. کاری که سال٩٣ به یمن ورود مقام معظم رهبری به مشهد مقدس می‌خواند و مورد استقبال قرار می‌گیرد