بعداز برنامه «عصر جدید» استقبال نوجوانها و جوانها از ورزشهای زورخانهای زیاد شد.
کوچه شهید قانع ۲۰ یکی از چند معبر مقابل زندان مرکزی مشهد است که البته از مشکلات ناشی از این مجموعه بیبهره نبوده است. این کوچه از معابر فرعی محله تربیت است که وجود زورخانه پاسارگاد ظرفیت ویژه آن است.
قبل از شروع ورزش زورخانهای، جلسه قرآن برگزار میشود و درکنار آموزش روخوانی و تجوید، یک جزء قرآن را میخوانیم.
برخلاف آن چیزی که همه فکر میکنند، نسل پهلوانهای معرکهگیر هنوز منقرض نشده است.
میرسعیدی، پهلوانی باستانیکار و صاحب زنگ گود زورخانه در کشور، تا دو ماه دیگر، 79بهار را پشت سر میگذارد. کافی است یک روز آفتابی از کوچه «مهربان» در محله کلاهدوز عبور کنید. اول صبح، یکی از اولین مغازههایی که باز است، نجاری مرد باستانیکار است. او بین تختههای چوب، سرش به کار گرم است.
احداث این گود زورخانه هم قصه شیرینی دارد. گویا هدایتی، شهردار وقت منطقه5 شبی به گود زورخانه بولوار وحدت میآید و ورزش و ضربزدن آنها را میبیند و میگوید: سعی میکنیم در این منطقه زورخانهای احداث کنیم.
در نهایت گود زورخانه سال1397 در خیابان شهیدآوینی5 احداث میشود. آداب و رسوم زورخانه از زبان باستانیکاران این گود، شنیدنی است.
نزدیک 10سال است که زورخانه پاسارگاد توسط جواد صبوحی در کوچه شهید قانع 20 ساخته شده است و در این سالها شهروندان متعددی بهطور رایگان به این مکان رفتوآمد دارند. صبوحی با این اقدام عامالمنفعهاش توانسته کودکان زیادی را با ورزش باستانی آشنا کند و ورزشکاران بزرگسال را به ردههای بالای ورزشی و اخلاقی برساند و بر زندگی آنها تأثیر بگذارد.
ورزش باستانی به بازوی درشت و سینه ستبر نیست. پیشکسوتان به ما میآموختند وقتی بیرون هستید طوری سر به زیر راه بروید که دیگران فکر کنند با یک دست شما را میاندازند، یعنی ادعایی نداشته باشید. ولی وقتی داخل سالن هستید با توجه به سن و سال و مدت زمانی که ورزش میکنید از کسوت خودتان دفاع کنید همانطور که مرشد از شما داخل گود دفاع میکند.
تلاوت قرآن را از زمانی که به پیشدبستانی و دبستان قرآنی رفت شروع کرد و بهدلیل علاقهاش در کنار روانخوانی حفظ کلامالله مجید را هم شروع کرد. علیرضا معصومی سیزدهساله حافظ جزء30 قرآن کریم چهار سال پیاپی در مسابقات آموزش و پرورش ناحیه3 مقام آورده است. این ساکن محله امام خمینی(ره) در حال حاضر زبان و مفاهیم عربی را در مسجد محلهاش به کودکان و نوجوانان علاقهمند آموزش میدهد.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزدهسالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده تا بچهها از سن کم بتوانند باستانیکار شوند. او میگوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست.
بنا به علاقهای که در بچههای روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سالها خاک میخورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقهمند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانیکار خوبی را تربیت کردهایم.»
در مناسبت های مذهبی، حال و هوای زورخانه شهید احمدی و پهلوانان آن که سال ها به عشق مولای متقیان زندگی و ورزش کرده اند با روزهای دیگر سال متفاوت است. حالا فکر کنید مناسبت بزرگی چون عید غدیر هم در پیش باشد که منتسب به حضرت علی(ع) است.
اگرچه در سال های اخیر شیوع ویروس کرونا تا اندازه ای برنامه های پهلوانان زورخانه را برای این روزهای بزرگ بر هم زده، نتوانسته است ذره ای از اشتیاق آن ها برای برگزاری رسمی دیرینه در روز امامت و ولایت بکاهد. از نخستین بار که آن ها در تکاپوی برگزاری جشن عید غدیر در زورخانه سابق محله خیرآباد بودند 38 سال می گذرد. زورخانه آن زمان در سالنی ورزشی قرار داشت که پهلوانان محدوده بولوار طبرسی با همت خود بنیانش گذاشته بودند.
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار میگیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقهای که دارد در این حوزه تمرین میکند، شیوه زندگی را تمرین میکند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث میشود تا فرد طعم سختیها را بچشد و درسهایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد میخورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه میکنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
پهلوانرستم رونق کشتی و مرام پهلوانی در محدوده توس را مدیون فردوسی بزرگ میداند و میگوید: ما هرچه در اینجا از مرام و شخصیت پهلوانی داریم، از حکیم ابوالقاسم فردوسی داریم.حماسهخوانیهای فردوسی بود که سبب شد این مرام در توس بهوجود آید، زیرا خودش پهلوانزاده بود. شما در اطراف توس که نگاه کنید، فرهنگ قند اول در عروسیها بهنشانه جایزه پهلوان قدمت زیادی دارد و از قدیم فرهنگ کشتی پهلوانی و ورزش اصیل ایرانی در اینجا زنده بوده است؛ بهحدی که در حدود پنجاه سال قبل تختی هم برای دیدن شرایط اینجا و کشتیهای اینجا به توس آمد که در تمام مسیر من همراه او بودم.
زورخانهها از قدیم همیشه محل بروبیای آدمهای سرشناسی بوده که سبیلشان حکم امضا داشته است؛ بهویژه آنهایی که روزی چند بار قامتشان موقع رد شدن از درِ کوتاه زورخانه به رسم ادب خم میشدهاست. استاد حسن ریاحی یکی از همین پهلوانهاست؛ کسیکه نامش در تاریخ ورزش مشهد بهعنوان تیزچرخترین زورخانهای ثبت شدهاست؛ ورزشکاری از نسل بیتکرار زورخانههای دهه چهل و پنجاه شمسی که در 74سالگی هنوز هم چراغ پهلوانی را روشن نگه داشته است.
«ورزش باستانی تنها یک ورزش نیست»، هادی عبداللهی این را می گوید و پس از مکثی ادامه می دهد: ورزش باستانی مرام نامه اخلاق است. هر چه ورزشکار سال های بیشتری تمرین کند، مرام و اخلاق در او ماندگارتر می شود. چرا که آن ها به مولای متقیان علی(ع) اقتدا می کنند و او را الگو قرار می دهند. ذکرهایی که در این ورزش گفته می شوند به نام ائمه(ع) به ویژه امام علی(ع) هستند. هرجا که نام و یاد ائمه(ع) باشد مرام و مردانگی هم هست و برکتش هم در زندگی جریان پیدا می کند. ورزشکاران این رشته جوانمردی، گذشت، افتادگی و بزرگی را از امام علی(ع) می آموزند.
در کنار ورزش باستانی که جثهای قویپیکر برایش ساخته، سید جواد، روحی لطیف دارد. او ۱۸۰۰ بیت شعر در حال و هوایی که ورزش زورخانهای به او الهام کرده، سروده است.
احمد جاودانی، سال1334 در تپلمحله به دنیا میآید و از سنین نوجوانی ورزش زورخانهای را از همین محله شروع میکند. احمد جاودانی که سابقه دوستی50ساله با علیاکبر قاسمی (پهلوان رستم) را دارد، در همکاری با پهلوان رستم و گسترش ورزش زورخانهای نقش مهمی داشته است. او سال 1361که پهلوان ساخت و راهاندازی گود زورخانه وکیلآباد را شروع کرد، به همراه تعدادی از قدیمیهای این محل از جمله فضائلی، ملکینژاد، کاردان و... حمام قدیمی این محله را بازسازی و تبدیل به گود زورخانه کردند.
نام فاطمه سلیمی بهعنوان نقاش مشهدی چندان شناختهشده نیست، اما هنرش که از شرق به غرب و از شمال به جنوب ایران رفته است، چرا. از آن نظر که او بهجای تکنیکهای رایج نقاشی، تصمیم گرفت از شیوهای روبهانقراض برای بیان هنرش استفاده کند و پس از آن بهعنوان نخستین نقاش مشهدی ادوات ورزشی زورخانه شناخته شد؛ ادواتی مانند میل، ضرب و تختهشنا که از سالهای دور نقاشی روی آن حذف شده بود و فقط رنگ میخوردند.
عکس پدرش، دعا، نام امیرالمؤمنین (ع)، تصویر شهید حسنی کارگر و روزنامه کهنهای که خبر فوت پهلوان سلیمانی را چاپ کرده است!
اما آنچه این مکان را خاص کرده است، صدایی است که لحظهای خاموش نمیشود. نشاطی که در حال و هوای لوازم یدکی مهدیزاده جاری است نمیگذارد رخوت به جان فضا بیفتد. این را وقتی میفهمی که وارد اتاقک کوچک بالای فروشگاه میشوی جایی که دور تا دورت را قفسها و پرندههای خوش آب و رنگ محصور کردهاند. صدای پرندهها در لوازم یدکی فروشی آنقدر سرشار است که خیال میکنی وارد یک پرنده فروشی شدی، اما نه اینجا فقط یک لوازم یدکی ماشینهای سنگین است که صاحبش عاشق قناری است.
«حسین عسکریپور صمدی» ۵۳ ساله که اکنون دبیر تربیت بدنی است، زمانی مسئول انجمن ورزش باستانی استان خراسان بوده و از خم و چم این ورزش چنان آگاه است که شاید بتوان گفت کمتر کسی مانند او در مشهد داشته باشیم. او درباره آداب زورخانه میگوید: گود زورخانه، همانطور که از اسمش پیداست گودال مانند است و برای به یاد آوردن گودال قتلگاه سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) است، چهار ضلعی نمادی از چهارگوشه قبر امام زینالعابدین، شش ضلعی از شش گوشه مقبره امام حسین (ع) و هشت ضلعی برای امام رضا (ع) است و ورزشکار از ضلع اول تا ضلع بالا که میخواهد برسد حدود ۴۰ تا ۵۰ سال طول میکشد.