حدود15سال پژوهش در زمینه تاریخ شفاهی خراسان و مشهد دارد. 22هزار مصاحبه درباره خراسان در دوران مدیریت او در مرکز اسناد گردآوری شده است که 14هزار گفتوگو فقط خاص مشهد است. او دارای چندین مقام برتر در جشنوارههای متعدد مرتبط با تاریخ شفاهی است و از سویی نفر اول تاریخ شفاهی خراسان محسوب میشود و عضو هیئت مدیره انجمن تاریخ شفاهی کشور است.
در طول حدود هفتاد سال، به واسطه دبستان ایوب نصیرزاده و دبیرستان جلیل نصیرزاده خاطرات شیرین زیادی برای هزاران نفر رقم زده است. حالا وقت صحبت که میشود، بسیاری از پدربزرگان در همراهی با نوهها و فرزندان از آن روزهای شیرین سخن میگویند، خاطراتی که از تلاش، فداکاری و استقامت افرادی همچون مرحوم موثق عاملی برای ایجاد مدارس جدید در شهر مشهد شروع میشود. نقل است حضور اولین دانشآموزان در مدارس کاشانی 22 به سال 1329 بازمیگردد، زمانی که دبیرستانی به نام عاملی در مساحتی بالغ بر چهار هزار متر مربع بازگشایی شد.
محمدمعین وطنخواه ساکن محله وکیلآباد هرچه بیماریاش پیشروی کرد، او بر تلاش و قدرت روحیاش افزود. به جنگ سرنوشت رفت و اکنون در بیستوچهارسالگی، ضمن تسلط به زبان انگلیسی، پنج مقاله علمیISI نوشته که در مجلات معتبر خارجی چاپ شده است. او همواره جزو شاگردان و دانشجویان ممتاز بوده و اکنون در حال یادگیری زبان اسپانیایی است.بیماری محمدمعین پاهایش را تا حد زیادی از کار انداخته است و با ویلچر رفتوآمد میکند. دستها و چشمانش هم تحت تأثیر بیماری، کارآیی معمول را ندارند اما تلاش، اراده، انگیزه و نظم او چندین برابر افراد عادی است.
شاید مهمترین ویژگی خیابان سرافرازان۹ این باشد که از دانشآموز تا دانشجو و از کاسب تا کارمند در آن رفتوآمد دارند. ویژگی دیگر آن وجود کال آبی است که از سمت جنوب، خیابان را قطع میکند و به سمت شمال میرود. البته روی کال در محل تقاطع آن با خیابان سرپوشیده است. یک مرکز تجاری در ابتدای خیابان و مرکز تجاری دیگری در میانه آن شکل گرفته است تا این خیابان را به یکی از مراکز مهم محله چهارچشمه تبدیل کند.
شهرام خیاطان میگوید: خداوند حال کسی را تغییر نمیهد مگر اینکه خودش بخواهد و من این کار را کردم. روشهایی را یافتهام که درصدهای بیشتری از مغز را به کار بگیرد. شاید شنیده باشید که دانشمندان ثابت کردهاند انسان در حالت عادی از یک درصد ذهنش استفاده میکند. انیشتین در اوج تفکر از 9 درصد استفاده کرده است. چرا؟ مگر خداوند این قدرت را در انسان قرار نداده است؟ مگر ما اشرف مخلوقات نیستیم؟ به همین دلیل، من به فکر افتادم به دنبال روح خدایی بروم. نکته اصلی کار من این بود که بدون تعصب تحقیق کردم.
17سال داشته که جبهه و جنگ راه به خانهشان باز میکند. او هم اسلحه به دست میگیرد و از کشورش دفاع میکند. اما جنگ مسیر هنر را هم برایش باز میکند. بهدلیل صدای بم و پُری که دارد، مسئول تیپ سمعی و بصری313 نبیاکرم(ص) میشود تا با رزمندگان مصاحبه کند و اخبار مناطق جنگی را پوشش دهد. حالا محمد گلصفت، ساکن محله ایثارگران و مدرس دانشگاههای هنر و معلم هنرستانهای پسرانه است. بیش از 30سال تجربه آموزشی در رشته گرافیک دارد و داور جشنواره استقبال از بهار مشهد هم بوده است.
زندگی بهار فرازونشیبهای بسیاری داشت؛ گاهی در لباس شاعری خوشبیان قلم میزد و گاهی بهعنوان سیاستمداری وطنپرست جلو استبداد زمانش میایستاد. چهرزاد بهار، آخرین فرزند محمدتقی بهار، اکنون در قید حیات است و در تهران زندگی میکند. او سالهای آخر عمر پدرش را بهخوبی درک کرده است و حتی در مواقعی برای پدرش روزنامه میخواند و پدر را از اتفاقات روز آگاه میکرد. در گفتوگو با چهرزاد بهار برخی زوایای زندگی محمدتقی بهار را بررسی کردیم.
دکتر پارسا پهلوان سال 96 با برنامه بازگشت دانش آموختگان برتر ایرانی غیر مقیم بنیاد نخبگان و با همراهی استادان ایتالیایی اش به ایران بازگشته است. او سال 98 پس از گذراندن دوره پسا دکتری در دانشگاه فردوسی، استادیار این دانشگاه می شود و در کنار تدریس به پژوهش هایش نیز ادامه می دهد.
طرح او با عنوان «طراحی مصالح مرمتی میراث فرهنگی اقلیم خشک» که آن را از سال 92 در ایتالیا آغاز کرده است، در بخش پژوهش های کاربردی جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب کرد.
آسمان همیشه برای انسان جذاب بوده است. چه روز، آن گاه که ابرها در آن می رقصند و چه در شب که ستاره ها بر سقف زمین سوسو می زنند. «انگاریوم» گویی قرار است که ما را به این دنیای عجیب و با شکوه ببرد. قرارمان یکی از همین شب هاست تا جای آسمان خدا به سپهر سه بعدی بشرساز چشم بسپاریم و دل بدهیم تا گوشه ای از شکوه کائنات پیش چشمانمان گشوده شود؛ جایی که روی پرده 360درجه انگاریوم که در پهنای 11متری پیش چشمانمان گسترده شده است، می فهمیم که زمین چه تنها به حیات خودش در بی نهایت هستی ادامه می دهد و ما چقدر کوچکیم.
افتخار خودش و خانواده و مربیان مدرسه این است که رتبه 5 کنکور فنی و حرفهای رشته تربیت بدنی سال گذشته را به دست آورده است. البته کسب مدال طلای تیمی استانی دررشته فوتسال در کلاس ششم ابتدایی نشان میداد آینده روشنی دارد. سمانه آراسته هجدهساله و ساکن محله طبرسی شمالی است، پرانرژی و مصمم برای رقم زدن آیندهای درخشان.
«مینا روحانی» سال اولی که کنکور میدهد، شیمی پذیرفته میشود و 2 ترم میخواند؛ اما انگار معلمی او را فرا میخواند تا دانشگاه را رها کند و بهجایش تربیتمعلم را انتخاب کند. آن علاقه به شیمی حالا در مباحث علوم به کارش میآید و خودش هم به انجام آزمایش های شیمیایی کتاب درسی علوم شوق زیادی دارد. 25 سال خدمت کرده و در حال حاضر آموزگار مدرسه 13آبان محله عنصری است. سال پیش سرگروه علوم ناحیه میشود و در بین گروههای آموزشی علوم در سطح استان رتبه اول را کسب میکند، اما خودش از این سِمت انصراف میدهد و میگوید: «من در کلاس و در بین بچهها عشق میکنم»
سال 68 واحد خواهران دانشگاه شهید مطهری در مشهد تأسیس میشود. کوچه فروغ در گنبد سبز پذیرای اولین دانشجویان مشهدی است. دانشگاهی که اولین دانشجویانش از سال آخر دبیرستان شهید مطهری به این دانشگاه راه پیدا میکنند. اولین رشته مورد پذیرش فلسفه است. در سال1375 فقه و حقوق اسلامی هم به این جمع اضافه میشود. فضای کم آموزشی باعث میشود که این بار به میدان توحید بروند تا در انتظار ساخت مکان فعلی باشند. 2 سال هم کوچه حسین باشی میزبان این دانشگاه است تا در سال 1382 ساختمان تازه دانشگاه مطهری در خیابان کوشش شروع به کار کند.
خیابان مجیدیه ۹ معبری به موازات بزرگراه آیتالله هاشمی رفسنجانی است که نقش پررنگی در کاهش بارترافیکی این بزرگراه دارد و به عنوان یک شاهراه، معابر اصلی منطقه ۱۲ نظیر مجیدیه، رحمانیه، الهیه و... را به یکدیگر متصل میکند.
شخصیتهایی که باعث آشناییام با ادبیات شدند آنقدر برای خودشان سختگیر بودند که من هم همانطور تربیت شدم. بهقدری این شخصیتها انسانهای بزرگی بودند که همیشه فکر میکردم قلم به دست گرفتن در حضور اینها خطاست. بارها بخشهایی از مقالهها را ترجمه و بعد هم رها میکردم. آنموقع مانند الان نبود که هر کارشناسی کتابی بیرون بدهد با عنوان مترجم، شاعر و نویسنده. دوستان عهد شباب همیشه میگفتند: «پس کی کتابی را ترجمه میکنی؟» و من اصطلاحی داشتم که همیشه میگفتم:«عن قریب» و این عن قریب حدود 30سال طول کشید.
میترا مرامی، یکی از دانشآموختگان رشته صنایع دستی، گرایش بافت فرش دستباف در دبیرستان راهنور است. او با اینکه تنها 20سال دارد، چندین بار در رقابتهای کشوری «بافت فرش» و «بافت زیلو» رتبه برتر را به دست آورده و از بافندههای متبحر بولوار شاهنامه و محله چهاربرج به حساب میآید. او سال 97 در جشنواره کشوری هنرهای تجسمی که در استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، شرکت کرده و رتبه اول مسابقات را در رشته «بافت فرش» از آن خود کردهاست.
نجیبه حاجیپور، سال ۱۳۵۷ در روستای چشمهپونه مشهد به دنیا میآید اما اصالتش به روستای «ماهخونیک» بیرجند برمیگردد، روستایی که همه اهالی آن کوتاه قامت هستند. قد و قامت نجیبه هم مانند پدرانش کوتاه است، یک متر و 15 سانتیمتر، این بانوی خودساخته باوجود مشکلات عدیده جسمانی و مالی، در رشته مدیریت بازرگانی مشغول به تحصیل است. او علاوه بر درسخواندن، کار هم میکند، سالها است که برای گذران مخارج زندگی تایپیست پایان نامههای دانشجویی است. نجیبه تاکنون 12عمل جراحی بر روی پاهایش انجام داده تا فقط سرپا باشد و بتواند راه برود.
محمد حنیفپور، استاد فلسفه، روانشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن محله جاهدشهر است. او بیش از 3دهه سابقه تدرس روانشناسی مدرن در مراکز آموزش عالی کشور را دارد و تاکنون 4کتاب و 22 مقاله بینالمللی را در زمینه فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآورده است. او در مقاطعی عهدهدار سمتهایی همچون بخشدار داورزن، معاون فرماندار تربت جام و درگز و معاون مدیرکل امور اجتماعی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری خراسان بوده و تاسیس 10 شهرستان جدید، برگزاری بزرگترین جشنواره توانمندیهای شهرستانهای خراسان و راهاندازی و تأسیس ۳۰۰ تشکل غیردولتی و سمنها از جمله خدمات محمد حنیفپور در ارگانهای دولتی است.
دو ویژگی مورد اشاره در شخصیت سردار سلیمانی سبب میشود که ایشان تعلق خاطری به هیچ جریانی نداشته باشد از طرفی مطیع رهبری معظم انقلاب است و از طرفی هم در کنار مردم ایستاده این موضوع است که ایشان را از جریانات سیاسی دور میکند و بر محبوبیتش میافزاید.توجه به جوانان در عرصههای مختلف از جمله در میدان نبرد با داعش یکی از این رفتارهای خاص ایشان بود، دیگر ویژگی کاریای که باید به آن اشاره کنیم عدالتمداری و ظلمستیزی این شهید بود که شاخصه آن حمایت از فلسطین و سایر مظلومان کشورهای منطقه است.
علی امینی قصهای شنیدنی دارد، از کودکی دچار بیماری جسمی و حرکتی است، اما برخلاف همه این مشکلات مانند کوه استوار است و درکنار تحصیل و کسب علم، خرج یک خانواده را هم میدهد. از تعمیرات موبایل گرفته تا مسافرکشی! او وقتی فهمید که برای عمل جراحی و بهبودی جسمیاش باید رقمی در حدود 60میلیون تومان هزینه کند، بیخیال شده و خودش را به قضا و قدر سپرده است.
از یک طرف میشود کوچه «استاد یوسفی 15» و از سمت دیگر «شریعتی 29»، اما به 16متری عدالت معروف است. اهالی میگویند آن اوایل که این خیابان هنوز اسمی نداشت، آقایی به نام «دانش عدالت» که از اولین ساکنان این خیابان بود، همه کارهای محله را رسیدگی میکرد. یکجور ریشسفید محله به حساب میآمد. بازنشسته ارتش بود و با تلاشهای او خیابان اصلی و میلانهایش آسفالت شدند. در کل آدم خیرخواهی بود و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی زیادی را در محله رهبری میکرد.