آثار تاریخی - صفحه 5

چند قرن پیش، مشهد معبری داشت به‌نام «شور» که از محله سرشور فعلی آغاز می‌شد و پس از عبور از شرق حرم به محله نوغان می‌پیوست. این معبر راسته‌بازار اصلی شهر بود که در انتها به‌سمت پایین‌خیابان هم منشعب می‌شد. ازاین‌رو، محل فعلی کوچه شهید نواب‌صفوی2 انتهای شور بود که در بازار آن بیشتر مشاغل پرسروصدا و جنس‌های ارزان پیدا‌ می‌شد.
حاج‌رمضان حدادقرقی را با همین دو ویژگی، قفل‌ساز سنتی و پهلوان قدیم، سال1396 در یک مغازه قدیمی آهنگری درست در میانه‌های خیابان نوغان پیدا کردم. کسی‌ که آهنگری را از پدر به ارث برده‌ بود و افتخارش این بود که قفل‌های دست‌ساز او امروز در دکور خانه‌ها جا دارد.
این بار درباره آن بخش از نوغان خواهیم گفت که به روایت این دوست عزیز چون طفل جدا مانده از مادر است و اکنون دیگر تنها در ذهن قدیمی های مشهد است اگرنه برای آن هایی که برای نخستین بار وارد آن می شوند، «آصفی» یا«طبرسی 11» است و برای کسبه بعد از «چهارسوق» هم «کوچه سیابان». این نام های متعدد هم هرکدام داستانی دارد
هم زمان با ساخت خیابان فلکه در اطراف حرم در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، احداث خیابان دیگری هم در میانه بالاخیابان کلید می خورد. خیابانی که برخلاف دیگر خیابان ها، متولی ساخت آن آستان قدس رضوی است. ساخت این خیابان در اراضی باغ تولیت (چهارراه شهدای فعلی) شروع می شود تا این محدوده را به چهارباغ، گنبدسبز و اراضی جنوبی مشهد متصل کند.
سرای عزیزالله اف هم یکی از همین مکان‌هاست که آن را می‌توان تنها بازار تاریخی چندطبقه ثبت‌ملی‌شده در مشهد دانست که همچنان پس از حدود نزدیک به 110سال استوار اما لرزان در چندقدمی حرم‌مطهررضوی ایستاده است. بنای ساخته‌شده از آجر و چوب و نقش‌خورده با فیروزه است که از ابتدا کاربری تجاری داشته و محل اصلی تجارت پوست مشهد بوده است.
نوغان خیابانی است باستانی که پیش‌تر ها شهری در ولایت توس بوده است.شهر نوغان و ده سناباد هسته اصلی شهر مشهد را پس از شهادت امام‌رضا(ع) تشکیل می‌دادند. به‌دلیل نزدیکی به حرم، کاروان‌سراهای زیادی در نوغان ساخته شد.خیابان اصلی معروف به راسته نوغان بازاری بود که انتهای شمالی آن به دروازه نوغان و انتهای جنوبی آن به چهارسوق(تقاطع کوچه سیاهان و نوغان) ختم می‌شد .
ایرج آقاملایی، کارشناس ارشد تاریخ و پژوهشگر، معلمی‌است که تاکنون هفت کتاب پژوهشی تاریخی تألیف و چندین پژوهش و تعدادی مقاله نیز ارائه کرده و در سال 1395 هم عنوان پژوهشگر برتر اداره کل آموزش وپرورش استان خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. همچنین کتابش با عنوان «نقش وقف در ماندگاری آثار تاریخی و هویت ملی» سال ۱۳۹۴ به عنوان کتاب برتر سال استان در شاخه علوم اجتماعی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی برگزیده شده است
خوش‌خبری این روزها احیای خانه تاریخی غفوری در پایین‌خیابان است؛ خانه‌ای که با تاریخ دویست‌ساله و حتی بیشتر، به روزهای پایانی استرس تخریب و ویرانی‌اش می‌رسد. این خانه که ترکیبی از معماری دو دوره پادشاهی است، از 10روز پیش دست چند استاد باستان‌شناس و مرمت‌کار سپرده‌‌‌شده است تا آسیب‌شناسی و احیا شود.
محله ای که خود در طول زمان هر روز کوچک تر از دیروز خود شده است آن چنان که در سده معاصر نه تنها با ایجاد خیابان و میدان طبرسی، بخشی از آن به محله «چهارسوی نوغان » تبدیل می شود، بلکه محلاتی چون «ته پل محله»، «جوادیه»،«حمام باغ»، « تکیه علی اکبری ها» و « بهاء التولیه» نیز از آن جدا می شوند تا به این ترتیب، امروز از آن محدوده وسیع تنها یک کوچه بزرگی معروف به راسته نوغان(حدفاصل میدان طبرسی و خیابان آیت الله کاشانی که از یک سو نوغان و از دیگر سو آیت ا لله کاشانی 6 خوانده می شود) باقی بماند.
احمد ماهوان اواخر دهه‌ ۶۰ برای نخستین بار در خود مشهد نقشه‌هایی از شهر تهیه می‌کند.
محراب‌هایی که به استناد کتیبه‌های حک شده بر کاشی‌های زرین‌فام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته‌ و در دوران‌های مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شده‌اند. در این میان اما محراب‌های زرین‌فام ساخته شده به دست خاندان محمدبن‌طاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبه‌های برجسته زرین و لاجوردی تزیین شده‌‌اند.
در این مسیرِ هزاراتفاق، همیشه مأمن و سرپناهی باید می‌بوده است تا غبار خستگی راه از سر شانه‌هاشان بتکاند و تاول پاهای به خاشاک نشسته‌شان را التیام دهد. این رسم میهمان‌نوازی بوده است خاصه آنکه میهمان عزم مشهد کرده باشد. همین امر هم عامل و اسبابی بوده است برای ساخت کاروان‌سراهایی که حالا دیگر کمتر نشانی از آن‌ها باقی است.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانی‌ترین کوچه‌های منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچه‌ای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته می‌شد؛ مردی مردم‌دار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه به‌دلیل باریک و پرپیچ‌وخم‌بودن و همچنین طولانی‌بودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
به جرئت می‌توان گفت این اولین بار در یک دهه گذشته است، که خانه تاریخی پریشانی را می‌توان بدون خاک و نخاله و زباله دید. این بنا که سال‌ها در اجاره زوار بوده است، حالا حوض حیاطش از زیر خاک بیرون آمده است.
روزنامه «ادب» نخستین و تنها روزنامه مشهد پیش از مشروطه است که از سوی ادیب الممالک فراهانی در 4رمضان 1318هجری قمری(1279خورشیدی) منتشر می شود.
«جنت» یکی از پیاده‌راه‌های باقی مانده از مشهد قدیم است که در دل یک بافت تاریخی شکل گرفته است. بیشتر مردم خاطرات بسیاری از بازار پررونق آن دارند. این پیاده‌راه تاریخی با وجود خانه‌های قدیمی و فرهنگ‌سرای بهشت به‌عنوان یکی از خیابان‌های هویتی محسوب می‌شود که گوشه‌ای از تاریخ شهرمان را به نمایش گذاشته است.
قدم‌زدن در کوچه امت27 (شهید علی‌اکبر درخشی) را به فهرست گشت‌وگذارهای خود اضافه کنید. کوچه‌ای در محله حسین‌آباد که انتهایش ما را به میل کوره آجرپزی قدیمی شاه‌خراسان می‌رساند و پشت این کوچه بوستان بزرگ امت و پارک بازار و پردیس سینمایی هم هست.
در ابتدای پایین‌خیابان که خیلی از بناها به‌روزرسانی شده و در معدود به‌جا‌مانده‌ها هم فقط تصویری غبارگرفته از ابهت پیشینشان دیده‌ می‌شود، می‌توان یکی از دو ساباط به‌یادگارمانده از مشهد قدیم را یافت که برای جلوگیری از یورش مهاجمان با اسب، ساخته‌اند. این ساباط ابتدای کوچه‌ای بن‌بست است که در گذشته هفت خانواده ساکن آن بودند.
متاورس ایده‌ای بود که یک‌ماهه جمع شد ولی بسیار خوب از کار درآمد و «سفر در زمان» نام گرفت. در این ایده فرد می‌تواند به‌طور مجازی دوره تاریخی خاصی را در مکانی تاریخی تجربه کند و در آن دوران تاریخی با شخصیت‌ها، مردمان و حتی حاکمان آنجا صحبت کند. اما اجرای این پروژه خیلی سخت است، برای اینکه خود متاورس یک علم تازه در دنیاست و تعداد محدودی کنفرانس و پژوهش درباره آن شده است.
گوهرشادآغا وقتی در 33سالگی پایش به مشهد رسید، هنوز جوهر مهر پادشاهی شاهرخ گورکانی بر پادشاهی ایران خشک نشده بود و خراسان روزهای آشفته‌اش را سپری می‌کرد. باوجود این، او با محکم‌شدن فرمانروایی پسرش سلطان ابراهیم بر شیراز، با خواهر و مادرش راهی مشهد شد و در این شهر کلنگ ساخت بزرگ‌ترین مسجد را بر زمین زد.