آرامگاه

عبدالحمید‌مولوی از مطلعین خراسان و عضو مهم آستان‌قدس، از تهران به مشهد آمد و با مساعدت افکار‌عمومی از خرابی بیشتر گنبد‌سبز جلوگیری کرد و مرکز هم نمایندگی را به او داد و آن بنا را به نام ابنیه تاریخی به ثبت رسانید.
کیخسرو شاهرخ بر اساس اسناد برای یافتن مقبره فردوسی ابتدا باید دروازه رزان را پیدا می‌کرد و برای رسیدن به این هدف چه راهنمایی بهتر از محلی‌ها؟
میل اخنجان یا اخنگان یک میل یا برج آرامگاهی است که در مجاورت روستای اخنگان ساخته شده است؛ این بنا که ترکیبی از آجر و معرق کاشی است، برج آرامگاهی به ارتفاع هفده متر است که بر روی سکویی مدور قرار گرفته است.
مقبره شیخ محمد‌المقتدی کارندهی که با نام «مقبره پیر پالان‌دوز» شهره است، در بخش شمال شرقی حرم‌رضوی قرار گرفته و پیکر شیخ بزرگ طریقت ذهبیه در همین بنا به خاک سپرده‌ شد.
ابوالفضل بیهقی که در دیوان رسالت مسعود غزنوی بوده است در کتاب تاریخش در میان ذکر وقایع آن سال‌ها با دقت گزارش‌هایی از ساخت و ساز‌ها و ویرانی‌هایی که در آن دوران به وقوع پیوسته نیز ارائه کرده است.
اینجا تنها یک باغ نیست، بهشتی است که آرامگاه میرزا‌ابراهیم رضوی را در دل دارد و میرزا‌ابراهیم، بزرگ‌ترین وبه روایتی نخستین- واقف سادات رضوی است.
محمود اشرفی، قربانعلی میرانیان و یک شهید گمنام سال‌ها در میدان نمایشگاه مشهد آرمیده‌ بودند. سال‌ها اینجا قبرستان روستای امامیه و قاسم‌آباد بود و شهیدان را همین‌جا دفن می‌کردند.
با وجود کاوش‌های بسیار تا سال ۱۳۷۴ خبری از آرامگاه امام محمد غزالی نبود، تااینکه در این سال مقبره‌ای از دل خاک بیرون کشیده شد و برخی باستان‌شناسان و تاریخ‌دانان شهر آن را به امام محمد غزالی نسبت دادند.
میان مشهدی‌ها، نام شیخ‌طبرسی بیش از همه تداعی‌کننده نام یکی از خیابان‌های اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمی‌شناسیم.
آصف‌الدوله می‌نویسد که جای قبر را معین کرده، یک سنگ هم برای نصب روی قبر، نذر و حتی یک ملک دارای درآمد را وقف آن می‌کند.
دکتر احمد گلچین‌معانی نخستین کسی بود که در آرامستان شاعران خراسانی توس به خاک سپرده شد و امیر بزرگرخراسانی آخرینشان.
آرامستان کمتر شناخته شده ای در دامنه شرقی بوستان کوهسنگی سر زدیم که زمانی محل عبادت چندتن از عارفان و علمای مشهدی بوده است و به درخواست خودشان آنجا دفن شده اند. این آرامستان کوچک که با نام مقبره عرفا شناخته می شود، در مجاورت آرامگاه میرزاابراهیم رضوی واقع شده است. در این گزارش از همراهی مهدی قربانی، پژوهشگر مشهدی که مشغول تألیف کتابی درباره عارفان خراسان با عنوان «تذکره العارفین» است و در این کتاب به معرفی عارفان بوستان کوهسنگی پرداخته، بهره بردیم.
میدان عدالت مشهد یا آن‌گونه‌که اغلب مردم این شهر از آن نام می‌برند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونی‌های صورت‌گرفته در آن مؤثر بوده‌است. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبه‌ای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچ‌کس از آن محدوده به‌عنوان دروازه پایین‌خیابان یا در لهجه مشهدی «دروازه‌ته‌خیابون» یاد نکند و کمتر‌کسی هم آن را میدان «‌عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه می‌گذاریم، با آن مجسمه‌های زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان می‌کند. از جلوخان که می‌گذریم و از چندین پله که بالا می‌آییم، آنجاست که باغ افسونگری‌اش را به رخ می‌کشد و هر بیننده را مسحور خودش می‌کند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کرده‌اند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته ‌است. همین زیبایی‌ها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ‌ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
بسیاری از ما و پدر و مادرهایمان هنگامی که اسم کوهسنگی را می‌شنویم اولین چیزی که به ذهنمان می‌آید خاطرات پرنشاطمان از شیرهای سنگی و استخر بزرگش است، استخری که در دوران کودکی هر کدام از ما خیلی بزرگ‌تر از ابعاد فعلی‌اش جلوه می‌کرد. البته این استخر در خاطرات والدینمان تنها مکان تفریحی و شناکردن مردم شهر بوده است. اگر پای صحبت آن‌هایی که مویی سپید کرده‌اند بنشینیم در خاطره‌هایشان به آب‌تنی‌کردن در استخر کوهسنگی می‌رسیم، فضایی که این کاربری را ندارد و حالا ورزشکاران صبح‌ها برای ورزش صبحگاهی دور تا دور آن جمع می‌شوند.
برای رسیدن به این زیارتگاه باید وارد جاده فریمان شوید. در محوطه‌ بیرونی آن تعدادی غرفه تجاری فعالیت می‌کنند که برای رسیدن به داخل آرامگاه باید از آن‌ها گذشت. اجناس بیشتر این غرفه‌ها محصولات صنایع دستی است و مشتریان آن‌ها اغلب زائران خارجی هستند. به علت قرار گرفتن آرامگاه در دل کوه باید از یک مسیر شیب‌دار گذر کرد که همین امر سختی‌هایی را برای زائران سالمند فراهم می‌آورد. این زیارتگاه به دلیل بودن در دل کوه بسیار زیباست به همین دلیل در ابتدا بیشتر مراجعان به گرفتن عکس‌های متعدد از گوشه و کنار آن اقدام می‌کنند.
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
مبدا حرکت، دریاچه «چشمه‌سبز» در گلمکان است. دریاچه‌ای که در رشته‌کوه‌های بینالود قرار دارد و محلی‌ها به آن «چشمه‌سوز» هم می‌گویند. 14سالی می‌شود که ورزشکارانی از سراسر کشور در روز بزرگداشت فردوسی در این مکان گرد هم می‌آیند، آن‌ها مقداری از آب چشمه را که مظهر تقدس و پاکی است برمی‌دارند و تا آرامگاه فردوسی می‌دوند و مقبره حکیم سخن را با این آب زلال شست‌وشو می‌دهند. در نقطه آغاز این برنامه که با نقالی و شاهنامه‌خوانی آغاز می‌شود، ورزشکارانی از همه اقوام حضور یافته‌اند، از کرد، کرمانج و گیلکی تا آذری، لر، بلوچ و خراسانی آمده‌اند تا ارادت خود را به بزرگ‌ترین حماسه‌سرای دوران ابراز کنند.
مجسمه‌ شخصیت‌های شاهنامه از المان‌های زیبایی‌بخش محدوده منفصل توس است. البته چشم‌نوازی مجسمه‌های داستان‌های شاهنامه جایی قبل‌تر از جلوخان آرامگاه یعنی در ورودی بولوار شاهنامه آغاز می‌شود. در ابتدای این بولوار مجسمه زیبای «رستم و رخش» به هنرمندی فردین اسفندیاری نصب شده است و در میدان هفت‌خان هم می‌توان مجسمه زیبای نبرد «رستم و اژدها» را که ساخته مسعود صدرانی‌نیاست دید.
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمی‌ترین گورستان‌های مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایین‌خیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطره‌ای کهنه و رنگ‌ورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستان‌های خراب شده مشهد را نبش قبر می‌کنیم و همچنین از چگونگی شکل‌گیری این قبرستان‌ها در کنار محل سکونت اهالی می‌گوییم.