هر سهماه یکبار برای اهدای خون به پایگاه نزدیک حرم مراجعه میکنم و نتیجه این کار را در سلامتی جسم و شادابی روحم میبینم، تا حالا ۴۰ بار اهدای خوان داشتهام و بابت این موضوع خوشحالم.
حمید جلیلیان مطلق یکی از اهداکنندگان برتر خون مشهد است و از سال ۶۳ تا به امروز اهدای مستمر خون را رها نکرده است و خودش میگوید که تاکنون ۱۴۰ بار زندگی بخشیده است.
کانون هموفیلی خراسان رضوی از سال۱۳۷۵ در مشهد کار خود را آغاز کرد و بیماران مبتلا به هموفیلی و تالاسمی استانهای خراسان شمالی و رضوی در آن عضو هستند.
ابوالفضل سعادتفرجام نخستینبار در ۱۷ سالگی که در جبهه خدمت میکرد، خون داد و از سال ۸۵ اهدا کننده مستمر خون شده است.
جمیله کیمیایی یکی از بانوان فعال اهدای خون در مشهد میگوید: از زمانی که متوجه شدم به خاطر سالم بودن خونم، آن را به کودکان تزریق میکنند، انگیزهام برای اهدای مداوم خون خیلی بیشتر شده است.
محمدتقی پاینده، جانباز ۵۰ درصد محله عنصری به همراه حجتالاسلام حبیبالله میربلوکی که ساکن محله انقلاب است، از اهداکنندگان فعال خون در مشهد هستند.
هاجر اتیوک هدفی معنوی برای کارش دارد و معتقد است اهدای خون معامله با خداست. نیمساعت وقت میگذاری تا خونت را اهدا کنی، درمقابل باعث نجات جان یک انسان میشوی.
محمود اسماعیلی میگوید: پلاکت نیاز بیماران سرطانی و بیماران خاص است. خدا را شکر میکنم که بهخاطر گروه خونی خاص، اهداکننده پلاکت شدهام. اهدای پلاکت یک ساعت زمان میبرد.
علیرضا یعقوبی، ۳۳ سال خونش را اهدا کرده و معتقد است اگر فقط یکی از پاکتهای خونیام جان بیماری را نجات داده باشد از خودم راضیام.
آقا و خانم غفار فلاحتیپور زوج محله صادقیه، ۱۸ سال است به پایگاههای انتقال خون مراجعه میکنند تا به بیماران کمک کنند.
خدیجه باغبانی، از اهالی محله الهیه، یکی از سه خانم دارنده کارت نقرهای در مشهد است که طبق آمار ثبتشده، حدود پنجاهوهفتبار خون اهدا کرده است.
رضا آهنچیان یکی از اهداکنندگان مستمر خون، از اهالی محله کوشش میگوید: از نخستین باری که خون اهدا کردم ۳۰ سال میگذرد و من از آن زمان تا حالا، هر سه ماه خون میدهم.
مجید کمالشهسوار هر سهماه یکبار بهسمت پایگاههای اهدای خون قدم برمیدارد به این امید که در نجات جان سه انسان سهیم باشد.
پایگاه انتقال خون امامرضا (ع) حدود ۲۵ سال قبل احداث و بهعنوان یکی از یازده پایگاه استان فعالیت خود را براساس نیازهای همان زمان آغاز کرد. این پایگاه اکنون از مجهزترین پایگاه اهدای خون شهر است.
محمدصادق ماروسی ساکن محله سیدی با ۹۱بار اهدای خون، پلاسما و پلاکت، کارت نقرهای خون دارد.
خدیجه باغبانی ۵۵ ساله است و دارندۀ کارت طلایی اهدای خون؛ درحقیقت او تنها دارندۀ کارت طلایی اهدای خون در بین بانوانِ مشهد و دومین در استان خراسان رضوی است.
صدای چرخهای برانکارد و نفسهای به شماره افتاده مردی زیر ملحفههای غرق در خون را میشنوید؛ مردی که استخوانهایش در تصادف خرد شده است. باتصور این صحنه میتوان ارزش هر قطره از خون از دست رفته را بیشتر از هر زمان دیگری درک کرد؛ خونی که حیات یک پدر، یک همسر یا هر عزیز دیگر به آن وابسته است.این تصویر برای پریسا عطاردی در چهاردهسالگی تبدیل به واقعیت شد و در آن لحظه دلش میخواست ناجی پدرش باشد. خانواده او برای سهواحد خون یک هفته انتظار کشیدند و پریسا در تمام آن لحظات سخت به مادرش اصرار میکرد که خودش اهداکننده خون باشد. اما سن کم مانعی برای او بود.
برای رضا عشقی که متولد 1353 است اهدای خون نعمت بزرگی است که خدا را بابت آن بسیار شاکر است. آقا رضا افسر بازنشسته هوانیروز ارتش و عضو جامعه نظام مهندسی است. علاوه بر اینها عضو شورای اجتماعی محله رده است. 41 مرتبه اهدای خون مستمر ثبتشده در کارت شناسایی اهدای خونش دارد. پیش از آن هم بارها خونش را اهدا کرده است. او آنقدر از انجام این کار به وجد میآید و لذت میبرد که اهدا کردن خون را به دیگران هم توصیه میکند.
محمدعلی اعزازی از قدیمیهای محله پایینخیابان سالهاست اهدای خون انجام میدهد و کارت طلایی از سازمان انتقال خون دریافت کرده است. کارت طلایی که به اهداکنندگان بالای 100مرتبه داده میشود. بالای 100بار اهدا با حساب سالی چهاربار خونگیری! شاید بر زبان آوردن عدد 100 چندان مشکل نباشد اما اینکه 37سال پیوسته و هر فصل خودت به سازمان انتقال خون مراجعه کنی کار کمی نیست!
نسرین حقیر، پرستار و مادر دو فرزند است و در یکی از مرکزهای دیالیز شهر کار میکند. میگوید: کارم طوری است که مدتهای زیادی را باید در فضا و محیط بسته بمانم و سر و کارم با میکروب و آلودگیها زیاد است. بعد از مدتی که احساس بیحالی داشتم، به پزشک مراجعه کردم و متوجه شدم که اکسیژن خونم پایین است. هنگامی که اطرافیانم متوجه شدند پیشنهاد دادند که برای حجامت بروم.
با خودم فکر کردم چرا حجامت کنم، هر روز در بیمارستان شاهدم که چند نفر به خون احتیاج دارند و اگر این مهم به آنها نرسد جان خودشان را از دست میدهند. بنابراین خون میدهم که فرد دیگری هم بتواند از این خون استفاده کند.