با آغاز جنگ تحمیلی، مدارس تعطیل شد، اما مدیر دبستان شهیدمطهری با خوشفکری شرایطی فراهم کرد تا کار تربیتی در دل جنگ نیز انجام شود و دانشآموزان، تجربه خوبی از همدلی در این شرایط کسب کنند.
مهد کودک زهرای مرضیه (س)، خیریه صاحبالزمان (عج)، ایجاد اشتغال برای بانوان و.... فقط بخشی از فعالیتهای فاطمه بهلولی است که طی سالها برای ارتقای فرهنگی و معیشتی اهالی پورسینا انجام دادهاست.
رقابت در گروه جهادی رسولالله بر سر این است که چه کسی میتواند ثواب بیشتری جمع کند. فعالیتهای خیرانه این گروه ابتدا توسط صبوری به رسم پدربزرگ و پدرش که آنها هم دست به خیر داشتند، آغاز شد.
«خیریه یاوران جوادالائمه (ع)» 15سال پیش بدون سرمایه، اما با قلبهای پر از دغدغه آغاز به کار کرد تا گرهی از زندگی نیازمندان باز کند اما حالا یکی از مجموعههای فعال مردمنهاد محله شده که در حوزههای مختلف امید را به خانوادهها هدیه میدهد.
پسران محله خاتمالانبیا(ص) حدود چهار سال است که توسط مجموعه فرهنگیتربیتی اَسرا به اردوهای جهادی میروند. این گروه بیش از شصت عضو دارد که بهطور تقریبی نیمی از آنها در اردوهای جهادی شرکت میکنند.
از اعضای نهنفره هیئتمدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سالهاست برای خدمت میآید، همگی نمکگیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند.
برای دانشجویانی که با همه گرفتاریها در اردوهای جهادی شرکت میکنند، خدمت به مردم، جزو کارهای متفرقه نیست. هرطور که باشد برایش وقت باز میکنند، حتی اگر ناچار باشند از معدودفرصتی که برای استراحتشان دارند، صرف کنند.
محسن سروی با تشکیل گروه جهادی «راه سعادت» ۱۳ سال است در نقاط مختلف کشور به نیازمندان خیر میرساند. از موکبهای محرمی در شهرهای مرزی و عراق گرفته تا امدادرسانی در سیل و زلزله و برآوردهکردن آرزوهای کوچک کودکان.
ابوالفضل خیراندیش از پنجسال پیش بر عهد خود ماند و خیریه یکنفرهاش را که به نیت شهیدباکری نامگذاری کرده بود، گسترش داد و اکنون بیش از بیستنفر در این گروه جهادی محله پایین خیابان با او هممسیر شدهاند.
«صندوق رد مظالم برای جهیزیه» عنوان ایدهای است که به تازگی در مسجد امام حسنعسکری (ع) به راه افتاده و بازخوردهای مثبتی میان نمازگزاران و دیگر اهالی محله رده، بههمراه داشته است.
مدرسه صفاریان چند سال قبل تأسیس شد اما هیچ وقت به بهرهبرداری نرسید.دراین مدت بسیاری از تجهیزات و وسایل این مدرسه به سرقت رفته است و حالا اهالی محله کلاتهبرفی پای کار هستند تا مدرسه کامل شود.
هسته اصلی گروه جهادی هر ماه مبالغی را به حساب مسجد واریز میکنند. خرید مصالح از همین محل تأمین میشود و جوانان و نوجوانان مسجد و پایگاه بسیج بهعنوان نیروی انسانی وارد میدان میشوند.
مجید نظری میگوید: یکی از بچهها را برای شکنجه برده بودند. معمولا اسرا را برای شلاق زدن، از سقف آویزان میکردند. او تمام مدتی که تازیانه میخورد، ذکر میگفت. بعدش میگفت: «مشکلی نیست، زکات گناهانمان است.»
محمدجواد گلفخرآبادی میگوید: در عملیات کربلای ۵ بیستوپنج روز پوتین از پایم درنیامد، مگر برای وضو، حتی خیلی وقتها از روی پوتین مسح میکردم. از سه طرف آتش دشمن، زمین را مثل آبکش سوراخ کرده بود.
ساختمان مسجد که تا حدی قابل استفاده شد، هیئتامنا با اجرای برنامههای مختلف در جذب نوجوانان و جوانان گام مؤثری برداشت و در همین مدت کوتاه، پایگاه بسیج مسجد جزو پنج پایگاه برتر در سطح کشور قرارگرفت.
برنامههای فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شدهاند، فضای محله کویسلمان را آنچنان گرم کرده است که قلب تکتک همسایهها برای هم میتپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
همسایههای جهادگر فاطمیه که از سال۱۳۹۵ حول محور گروه جهادی شهیدصاحبنظر دور هم جمع شدهاند، کمک به تأمین تدارکات برای نیروهای گشت شبانه بسیج محله را به فهرست بلند فعالیتهایشان اضافه کردهاند.
محمود جنگی میگوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمیدانستند چه کنند و برای اینکه به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
خاطرات فرنگیس ناظمی، همسر شهید برات سعادت در بیش از یک دهه زندگی مشترک با تلخ و شیرینیهایی همراه است. او هفت بار به جبهه میرود و سرانجام هفتم اردیبهشت سال ۶۵ در منطقه مریوان به شهادت میرسد.
دو اتفاق که از سر گذراند، مسیر جدیدی پیشروی زندگیاش باز کرد؛ یکی برای پسر دومش که ناگهان فلج میشود و دیگری وقتی دخترش را باردار بود، دکترا بدلیل نداشتن ضربان قلب جنین دستور سقط میدهند!