اردیبهشت سال ۱۳۹۲ اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی، عنوان موزه زیارت را به این مکان اختصاص داد.
یهودیها بناهای زیادی را در کوچهپسکوچههای محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شدهاند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را بهدوش میکشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که بهگفته قدیمیهای محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها بهسوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودیها حق استفاده از آن را داشتند.
کوچه آیت الله شیرازی3، 100سال پیش صاحب حمامی شد که در تاریخ برقکشی مشهد از آن به عنوان نخستین حمام برقدار شهر یاد شدهاست. آن زمان مرحوم حاججواد توکلی یزدی سرمایهاش را صرف ساخت حمام کرد. این بنا حدود 40سال بعد از آمدن برق به ایران بهعنوان نخستین حمام عمومی مشهد برقکشی شد.
کوچه آیتالله محمد واعظزاده را هنوز هم خیلیها با این نام نمیشناسند. چون تا همین یکسال پیش تابلوهای خیابان شهید کاشانی27 نام بیهقی داشت و به گفته سنوسالدارهای کوچه، قدمت این نام به هفتادهشتاد سال میرسید. نام آیتالله واعظزاده مؤسس دانشگاه مذاهب اسلامی و نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که در گذشته از ساکنهای همین محدوده بود، زمستان سال1399 روی تابلوها نشست.
خیابان 17شهریور 1/3 یکی از خیابانهای اصلی محله عنصری به شمار میرود که در انتها به خیابان امام رضا(ع) میرسد و بهعلت حجم ترافیک زیاد، یکطرفه است. با وجود ساختوسازهای زیادی که در دهه اخیر انجام شده و تبدیل خانههای موروثی به هتل و هتلآپارتمان، هنوز هم میتوان خانههای سنتی و قدیمی را دید که قدمتشان به دهههای30و40 میرسد.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیشاز ۴۰۰ سال است که بزرگترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدیقلیبیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلیبیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسبهای شاهعباس ساخته و وقف حرم امامرضا (ع) شد.
کوچه پس کوچههای پایینخیابان را مثل کف دست میشناسد. از روزی که ساختمان حاجیلته سر به آسمان برد و خودش را از خانههای نقلی محله بالاتر کشید را به یاد دارد تا حالا که محله پایینخیابان هزار تکه شده است. محمود ناظرانپور متولد و بزرگ شده محله پایینخیابان است و این هفته با خاطرهگوییهایش ما را به پایینخیابانی میبرد که قزلباشان هرصبح در میدانگاهی نزدیک نوغان مراسم صبحگاه برگزار میکردند و هندیها برای خود کوچهای مخصوص در نزدیک حرم مطهر داشتند. با خاطرههای ناظرانپور به خانهها، کوچهها و کاروانسراهایی میرویم که شاید امروزیهای محله پایینخیابان از وجود این مکانها خبر ندارند.
اعضای دفتر تسهیلگری محله آبکوه و سعدآباد با همراهی کارشناسان اداره میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشکری استان و همچنین معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان از محله آبکوه بازدید کردند.
ماجرای گرمابه ولیعصر برای اهالی قاسمآباد مدتهاست عادی شده و حتی بعضیهایشان پا را فراتر از عادیسازی میگذارند و آن را مثل مجسمه مادر و سینما سیمرغ و... جزو عناصر هویتی منطقه میدانند. قصه تأسیس این گرمابه برمیگردد به سال1357. یعنی درست آن زمانی که قاسمآباد و غرب مشهد کمکم داشت آباد میشد، اما با هزار و یک مشکل. یکی از اصلیترین مشکلات هم دسترسی سخت مردم به آب بود.هرکسی که میخواست برود حمام بقچهاش را جمع میکرد، میآمد حاشیه بولوار وکیلآباد، سوار ماشینهای میدان شهدا میشد و میآمد آنجا که یک حمام ساده برود.
حمام مهدیقلیبیک، تنها حمام تاریخی باقیمانده از شهری است که روزگاری، بهترین و معروفترین حمامهای جهان را داشته است. بااینحال پیداکردن رد و نشان حمام مهدیقلیبیک در مشهد امروز کار آسانی نیست.
گرم شدن تن و پافروبردن در حوضچه آب سرد، ساعتها نشستن روی صفه و وسط بخار، خربزه لاکی خوردن، نرم کردن استخوان زیر مشت دلاکی و پیرِ هرچه مرض را درآوردن، کشیدن قلیان و خبر شمال تا جنوب شهر را شنفتن و این میان، با آواز یکی دهان گرم و رسا نفس کیفور شدن، فقط بخشی از آداب ورسوم استحمام ایرانی است که برابر مکتوبات تاریخی برای مسافر و گردشگران غربی هم بسیار شگفت انگیز و لذت بخش بوده است.
درواقع حمام کردن سنتی دیرینه در ایران پیش و پس از اسلام بوده که همه کاربری اش در تن شستن خلاصه نمیشده است؛ گرمابهها درواقع پاتوق تودههای مردم و محلیها برای گفتگو درباره مسائل روز و در جریان اخبار قرارگرفتن، خوش وبش کردن یا عقد قراردادهای مهم بوده و با رسومی مانند پسندیدن دخترهای دم بخت، تولد نوزاد، نوروز و دیگر جشنها پیوند داشته است.
حمام ساعت نداشت و خیلیها بدون اینکه برایشان اهمیتی داشته باشد تمام ساعات روز را در حمام میماندند، اما سالها بعد وقتی پدرم به رحمت خدا رفته بود، بعضی آمدند و گفتند از ما راضی باشید که گاهی آب بیشتری استفاده کردیم و حواسمان نبوده که هزینه آن را پرداخت کنیم.
هر چند نفسهای گرمابههای قدیمی شهرمان به شماره افتاده و این روزها کمتر کسی بهسراغ آنها میرود، اما هستند زائرانی که به دنبال گرمابهاند. شاهد حرفمان هم مشتریهایی است که در زمان تهیه گزارش به گرمابه قدیمی نسیم در محله امام خمینی(ره) رفتوآمد دارند. اما بیشک یکی از مشاغلی که تحتتأثیر کرونا قرار گرفته، گرمابهداری است.
قدیمیهای محله گاز خوب میشناسندش. پیرمرد لاغراندام بلندقامتی که کارراهانداز اهل محل است و دست خیرش برای همه. اساس آبادی و رونق محله از او بود و آن زمان که هنوز کارآفرینی رایج نبود، 10نفری از دوست و آشنا نانخور سفره و خوان کرمش بودند. از عبدالکریم کریمزادهیزدی میگوییم؛ مالک حمامی در محله قدیمی کوی آتشنشانی. پیرمرد خندهرو و خوشمشرب یزدی که بیش از 4دهه درب حمامش به روی اهل محل باز و در خدمت آنان بود.
67ساله است، اما حافظه بسیار خوبی دارد. روزگار قدیم تهپلمحله را همانند یک نوار ویدئو در ذهنش ثبت کرده است، بهطوریکه وقتی برایمان روایت میکند که در سهسالگی همراه مادرش به مراسم روضهخوانی شیخ محمدتقی بجنوردی میرفته است، همه جزئیات آن را میتوانیم تصور کنیم. علیاصغر حاجیزادهکفاش در این گزارش از چهره قدیم تهپلمحله، یکی از محلههای قدیمی شهر مشهد میگوید.
عباسعلی کمالی که 77بهار از زندگیاش میگذرد از ابتدای انقلاب در محله بهشتی ساکن است و هر روز صبح برای ورزش به بوستان کوهسنگی میآید. او بانشاطتر از بسیاری از جوانانی است که در اطرافم میبینم و میشناسم. آنقدر او را در بوستان دیده وبا یکدیگر سلام و علیک کرده ایم که اکنون با یکدیگر دوست شدهایم.
در منطقه ثامن مشهد 40حمام بزرگ و کوچک وجود داشت و دسترسی به حمام آسان بود، اما بستن بار و بنه و اجرای مراسم مخصوص عید، حمامکردن را مثل هفتخان رستم کرده بودند.