خانم حیاتی با اعتقاد به تفکرِ «رهبر باش، نه دنبالهرو» نخستین پروژه هنری خود را با استفاده از مواد زائد کارخانه رنگسازی آغاز کرد. او با تأسیس شرکت تعاونی «هنرمندان کارآفرین گلبهار» بدنبال ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت اقتصادی بانوان بود.
سیدمصطفی فیروزآبادی از هر فرصتی برای انتقال مفاهیم حیاتی بازیافت به هممحلهایها و دیگر اهالی شهر، استفاده میکند؛ مفاهیمی که با رشد جمعیت و توسعه شهر، هرچه میگذرد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بستهها را یکییکی بیرون انداختم تا به بستهای که صدا از آن بود، رسیدم. جعبه را خالی کردم و دیدم یک پرنده زیبا داخلش است. به کسی که بسته را آورده بود، زنگ زدم. بنده خدا خوشحال شد و گفت: از صبح پرنده دخترم غیب شده است!
«فاطمه ملاابوالقاسمی» تاکنون لباسی را دور نینداخته و با استفادهاز لباسهای کهنه، دکمههای بدوناستفاده، روبانهای دور گل و حتی آویز پرده، آثار هنرمندانهای را خلق کرده است.
این هنر علاوهبر کمک به محیطزیست و صرفهجویی، میتواند منبع درآمدی برای همه آنهایی باشد که بهدنبال شغلی بیرون از ادارهها میگردند.
دانش آموزان دبستان حضرت حمزه در محله فردوسی در امر تفکیک زباله پیش قدم هستند. آنها توانستهاند در سالهای گذشته از این موضوع مهم به نفع مدرسهشان درآمدزایی کنند.
بهرام جعفری میگوید: مدتی پیش، نویسندهای به ایستگاه پسماند ما مراجعه کرد. او از حرف زدنم فهمید که شعر میگویم و از من خواست که ناامید نشوم و به کارم ادامه بدهم.
مشهد بهویژه در گزارشهای برجایمانده از اواسط حکومت قاجار، شهری کثیف است با نفسی تنگآمده از بوهای نامطبوع که گلوی زندگی مردمش را انواع بیماریها گرفته است و فشار میدهد.
میخواست طبیعت را به خانهاش بیاورد؛ از این رو حیاط خانه پدری را طوری طراحی میکند که بتواند در آن علاوهبر پارک خودرو، کلی دار و درخت بکارد و حوضچه داشته باشد.
به دندانهای آنهایی که اینجا کار میکنند، دقت کنید! بسیاری از دندانهای کارگران اینجا بهدلیل گاز متصاعد از زبالهها خراب شده است.
روزهای اول فکر میکردند بوی نامطبوع موقتی است و بهزودی برطرف می شود، اما پساز چند ماه فهمیدند که خانهشان مجاور ایستگاه جامع خدمات شهری قرار دارد و این بوهای نامطبوع از آنجا بر میخیزد.
زهرا از مادرش آموخته بود که نباید چیزی را که دوباره قابل استفاده است، دور بیندازد. به همین دلیل از همان روزهای اول کارش تفکیک زبالههای محل کارش را به عهده گرفت. او که مدیر فروش است، به مدیر شرکتشان پیشنهاد داد بهجای دورریختن کاغذها، آنها را تفکیک کنند. این پیشنهاد با استقبال مدیر روبهرو شد. بیش از دو سال از آن موقع میگذرد. حالا تفکیک در این شرکت قانون شده است.
شش «مرغ آمین» با طرح بتهجقه از دیگر ساختههای هنرمند مشهدی است که در نقاط مختلف شهر مشهد مانند سر در خانه هنر، ایستگاه سراب، میدان جانباز و... نصب شدهاند، المانهایی که حتی همین حالا ما را وسوسه میکند با آنها عکس بگیریم. علاوه بر اینها، «تاب کودک» شهربازی پارک ملت با هشتمتر ارتفاع و گنجایش 12نفر و دو «میز ایرهاکی» از دیگر سازههایی است که مهدی رودسرابی از خود به یادگار گذاشته است. او از مواد ضایعاتی و دورریختنی برای ساخت المانهای شهری استفاده کرده است.
قوطی گوش پاککن، 4تا خودکار، پاککن و یک آرمیچر همین! آقای خرچنگ جدیدترین دستسازه امیرعلی است که با همین چند قلم آن را ساخته است. روباتی کوچک و ساده که روی کاغذ میچرخد و با پاهایش که 4تا خودکار هستند نقاشی میکشد. امیرعلی منتظریان وقتی از آقای خرچنگ حرف میزند چشمهایش از خوشحالی برق میزند و با اشتیاقی وصفناشدنی از نحوه ساخت آن میگوید. او هنوز ١٢سالش کامل نشده است اما با همان زبان نوجوانیاش میگوید مسیر علاقهاش را پیدا کرده است.
بین همه اخبار تلخ و ناگوار، خبر جمعآوری پسماند با سامانه «اکو» میتواند سرتیتر خوب اخبار باشد، بهویژه برای آنهایی که خواهان شهری زیبا و محیطزیستی دلچسباند. این طرح بهصورت پایلوت در چند محله شهر اجرا میشود. ساکنان وحید که با 2مرکز درمانی بزرگ شهری همسایه هستند، این روزها بنرهای اجرای این طرح را در محله نصب میکنند تا همه از خدمات آن بهرهمند شوند. راهاندازی این سامانه یک جرقه است و گامهایی که برای داشتن محلهای بهتر برداشته میشود، بهانهای است تا ما با ساکنان و دوستداران محیطزیست همراه شویم؛ آنهایی که میخواهند دست زبالهگردها را از سر شهر کوتاه کنند.
مصطفی طیبی دوستی دارد به نام محمد طیرانی. این 2نفر سال1390 در یک کلاس کنار هم قرار میگیرند و این شروع یک اتفاق در زندگی هر دو آنها میشود، اتفاقی که نهتنها زندگی آنها که زندگی بیش از 15تن از ورودیهای سال90 رشته مکانیک دانشگاه فنی و حرفهای ثامنالائمه(ع) را هم تحت تأثیر قرار میدهد. همه آنها 8سال بعد از روزهای آغازین دانشگاه، در کارگاهی کار میکنند که کارش ساخت خطوط بازیافت مواد ضایعاتی است.
طرح آجر بومیار یا اکوبریک به صورت پایلوت و نمادین در منطقه10 و در مدرسه ما اجرا شد و بهزودی در سایر مدارس شهر اجرا میشود. هدف از این طرح کمک به محیط زیست و استفاده از زبالههای بازیافتنشدنی در ساخت سازهها و المانهای شهری و مکانهای بازی برای کودکان است. این بطریها به جای آجر در سازهها استفاده میشوند. به این طرح آجربومیار یا اکوبریک میگویند.
اکبر کردستانی، صاحب کارگاه دلوسازی در محله رضاییه است. او از همان کودکی مشغول به کار میشود و در پایینخیابان در مغازه تولیدی دمپایی لاستیکی کار میکند. این دمپاییها از همین لاستیکهای مستعمل ساخته میشده. او با خودش فکر میکند که چرا چیزهای دیگری از همین لاستیکها تولید نکند؟ این میشود که آقا رمضانعلی پس از سالها شاگردی در دوره جوانی کار و بار خودش را راه میاندازد.
در ابتدای خیابان رسالت منطقه3 یا بهتر بگوییم محله خیرآباد فروشگاههایی است که لاستیکهای فرسوده را به انواع سطل، تشت، دلو و دیگر اقلامی تبدیل میکنند که دوباره در چرخه زندگی استفاده میشود. این محصولات بازار مصرف خانگی ندارند، اما برای کارهای مختلفی مانند جمعآوری محصولات باغی و امور بنایی لازم است. از زاویهای دیگر هم میتوان به ماجرا نگاه کرد. به همت این شغل، از تبدیل شدن لاستیکهای فرسوده به زبالهای رهاشده در طبیعت جلوگیری میشود.
اینجا یکی از فرعیهای خیابان ایثارگران است. 2کوچه بالاتر پیرمردی ژولیده کیسه بزرگی در دست دارد و زبالهها را زیرورو میکند. او آرام و بیتوجه به اطرافش میان پلاستیکهای زباله چراغقوه میاندازد.