میوه فروش - صفحه 2

چهارراه ورزش قاسم‌آباد راسته میوه‌فروشی‌هاست؛ مغازه‌هایی که بیش از پانزده‌سال است بهترین میوه‌ها را با قیمت مناسب دست مردم می‌دهند و به‌ همین دلیل است که هیچ‌وقت بدون مشتری نمی‌مانند. روشن است که هرساله شب چله قاسم‌آبادی‌ها به این چهارراه گره می‌خورد و پایشان حتما به این نقطه از شهر باز می‌شود. دراین شب‌ها و روزها چهارراه ورزش جای سوزن‌انداختن نیست، پیاده‌رو و سواره‌رو از ترافیک خالی نمی‌شود و مردم، میوه خود را شادمانه از اینجا تهیه می‌کنند و به خانه می‌برند تا شب یلدا را در‌کنار یکدیگر سرکنند.
صبح زود، ابتدای خیابان شهید‌هاشمی‌نژاد، راسته‌بازار میوه‌و‌تره‌بار؛ سبدهای سبزی و میوه‌ تازه از میدان رسیده و جلو مغازه‌هاست و نوید شروع بازاری داغ را می‌دهد. اما بین مغازه‌هایی که فروشندگانشان مشغول جابه‌جایی سبد هستند، یک مغازه جلب توجه می‌کند. حاج شاهپور عزیزنیا به سنت کاسبان قدیمی، صبح زود، چراغ مغازه را روشن کرده و مشتریان سحرخیز را پیش از همه دشت کرده است.
در حیاط خانه‌ها یکی یکی باز می‌شد، میوه‌فروش‌ها گاری‌های چوبی‌شان را هل می‌دادند وسط خیابان و بعد حرکت می‌کردند. مقصد همگی میدان بار رضوی بود که فاصله زیادی با این کوچه نداشت. وقتی می‌رسیدند که ساعت هنوز از هفت صبح هم نگذشته بود. هر گاری حداقل ٢٠٠، ٣٠٠کیلو میوه بار می‌زد. گاری‌ها را پر از میوه می‌کردند و بعد همگی برمی‌گشتند. یک سمت کوچه از ابتدا تا میانه پر می‌شد از میوه‌های روی گاری. آن سال‌ها آن‌قدر حضورشان پررنگ بود که اسم کوچه را هم گذاشته بودند کوچه گاری‌ها.
اینجا فرق‌هایی با مغازه‌های دیگر دارد. خانمی وارد مغازه می‌شود که با لبه چادر چهره‌اش را پوشانده است. چند قلم جنس برمی‌دارد و در آخر فقط10هزار تومان روی پاچال می‌گذارد. کمی که می‌گذرد چشمم می‌افتد به پنج حساب دفتری قطور بالای یکی از قفسه‌ها. داخل این دفتر‌ها اسامی افرادی نوشته شده که جنس نسیه برده‌اند. دفتر‌ها را ورق می‌زنم. با یک حساب سر انگشتی متوجه می‌شوم که بالای بیست میلیون تومان جنس نسیه داده شده است. نسیه‌هایی که بیشترش پرداخت نمی‌شود.
مجتبی هروی میوه‌فروش محله نیزه می‌گوید: محل میوه‌فروشی، کیفیت و قیمت مناسب میوه‌ها و همین‌طور برخورد خوب با مشتری لازمه کار هر میوه‌فروش موفق است. شما با رعایت این موارد در جذب مشتری موفق خواهید بود اما از کنار تبلیغات هم نمی‌توان ساده عبور کرد و در این راه استفاده از شبکه‌های اجتماعی بهترین گزینه است.
میرزا در نقل خاطره‌ای از سال‌های دور میدان، تعریف می‌کند: پیرمرد میوه‌فروشی بود به نام نورعلی‌ که برای میوه‌های خراب و گندیده چند سبد گوشه دنج مغازه‌اش گذاشته بود. اگر کسی گوسفند پرواری داشت، از آن میوه‌ها می‌برد، اما گاهی کسانی که دستشان تنگ بود، میوه‌های سالم‌ سبد را جدا می‌کردند و برمی‌داشتند. یادم هست نزدیک شب چله میوه‌های سالم بیشتر از گندزده‌ها بود. یک روز بهش گفتم حاجی! چرا میوه‌های سالم را داخل این سبدها می‌ریزی؟ گفت چله نزدیک است. دوست دارم آن‌هایی که دستشان تنگ ‌است، بدون خجالت و شرم میوه بردارند.
با شیوع بیماری کرونا بسیاری از مشاغل ضرر جبران‌ناپذیری متحمل شدند، اما در این میان توصیه‌های پزشکی مبنی بر افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن و مصرف مرکبات باعث شد میوه‌فروشی‌ها از مشاغلی باشند که کسب‌وکارشان رونق پیدا کند و میزان فروششان با وجود افزایش قیمت‌ها نسبت به قبل بیشتر شود.
با استقبال مردم مغازه‌هایی شکل گرفت که فقط آب‌میوه و بستنی می‌فروختند و حالا به‌عنوان یکی از مشاغل موادغذایی به‌شمار می‌روند. شاید این حرفه درظاهر شغل سختی به نظر نرسد، اما مانند دیگر مشاغل فرازوفرودهای زیادی دارد و اگر مهارت و تجربه نباشد، بی‌گمان به‌جای سودآوری، ضرر و زیان جبران‌ناپذیری خواهد داشت.
مرور داستان‌های «مشهدچهره»، برکت همسایگی با کتابخانه و دمخور شدن با کتاب‌ها‌ را پیش چشممان می‌آورد تا بتوانیم سرگذشت آدم‌های کتابخوان و کتاب‌دوست را بهتر ببینیم.
در دوران اوج کرونا به‌ویژه در موج چهارم و پنجم کرونا قیمت برخی میوه‌ها مثل هویج و لیمو شیرین به دلیل تأثیرات درمانی که بر بیماران کرونایی و جلوگیری از کرونا داشت به چند برابر رسید و حتی نایاب شد. ما در همین مغازه و اوج موج پنجم یک کیلو هویج را تا 35و 45هزار تومان هم فروختیم. حتی وقتی برای خرید هویج به بازار میوه و تره‌بار می‌رفتیم در آنجا هویج نبود و اگر هم پیدا می‌کردیم باید با قیمت گران می‌‌خریدیم. تحت تأثیر این جوّ کرونایی فقط کافی بود یک نفر بگوید خیار خاصیت ضدکرونایی دارد تا قیمتش به اوج برسد.
برای روزگاری که در آن زندگی می‌کنیم نام‌های مختلفی انتخاب کرده‌اند، اما پیشنهاد من این است که عنوان «دوران ترکیبی» را انتخاب کنیم. پیش‌ از این دیده و شنیده بودیم که کافه سراها، کتاب عرضه می‌کنند و کافه کتاب‌ها در جای‌جای مشهد طی یک دهه اخیر گسترش پیدا کرده است، اما نه دیده بودیم و نه شنیده بودیم که میوه‌فروشی‌ در منطقه‌ای کم برخوردار بخواهد همراه میوه به مشتریانش کتاب بدهد؛ آن‌هم به‌صورت رایگان.
الیاس، هر سال شب یلدا دغدغه نیازمندانی را دارد که قدرت خرید میوه ندارند. سال گذشته یکی از خیّران همیشگی‌اش به نام حسین‌زاده که پزشک است، مبلغ در خور توجهی به او می‌دهد تا میوه رایگان در اختیار نیازمندان قرار دهد. او با این پشتوانه، بنر بزرگی را چاپ می‌کند و بر آن می‌نویسد هرکس قدرت خرید میوه ندارد می‌تواند از این مغازه، میوه رایگان ببرد. به میدان بار می‌رود و میوه نسیه خریداری می‌کند. نه تنها مغازه خودش بلکه مغازه کناری‌اش را تا سقف پر از میوه می‌کند.