کارگر - صفحه 5

حسینی که پیش از این مجری برنامه‌های کودکانه بوده و فرزندان محله سیدی در برنامه‌های مختلفی که در منطقه برگزار شده است، او را به نام عمو می‌شناسند، حالا طرحی نو در انداخته است. او به خیابان سبحان و محله خلج آمده است تا با کمک مردم محله یک کار و کسب محلی راه بیندازد. حسینی تأکید می‌کند که هدف او از اجرای این طرح اشتغال‌زایی و کمک به اقتصاد خانواده‌های ضعیف منطقه است و از سودی که قرار است از این کار کسب کند، می‌خواهد کارش را گسترش بدهد تا تعداد بیشتری شاغل شوند.
یکی از پاکبانان زحمتکش شهرداری منطقه12 حسن یعقوبی رسولی گلاری است، او سه فرزند معلول دارد، خانه‌اش نیمه‌ساز است و کلی خرج و مخارج گوناگون دارد اما دم برنمی‌آورد و صبح تا شب کوچه و پس کوچه‌های بولوار شاهنامه را نظافت می‌کند. حسن آقا تا کنون دوبار کیف پول پیدا کرده‌است، اما هردوبار چشمش را به روی مشکلات می‌بندد و کیف‌ها را به صاحبش برمی‌گرداند حتی اگر درون کیف سه میلیارد تومان پول باشد و صاحب کیف درقبال این پاک‌دستی به او 50هزار تومان مژدگانی بدهد!
سید محمدجواد فانی در 18سالگی نشان استادشاگردی‌اش را از بسیج محله سیدی (پایگاه بسیج کمیل، مسجد بیت المهدی(عج))‌ گرفته است. با این نوجوان موفق محله سیدی همراه شدیم تا در ادامه از کارش بیشتر برایمان ‌بگوید. سید جواد از 8سالگی به کارگاه کفاشی آمده است. هدف او در ابتدا فقط گذراندن تعطیلات تابستان بوده اما کم‌کم برایش این‌کار جدی شده است. او اکنون در سن 18سالگی می‌گوید که می‌خواهد در آینده به عنوان شغل دومش کفاشی را ادامه بدهد: آن روزها برای اینکه در کنار پسردایی‌هایم باشم به کارگاه کفاشی آمدم. آن‌ها چند سال از من بزرگ‌تر هستند و با هم رفاقت خوبی داریم.
صحبت های محسن رحیم دل، پاکبان بوستان بهشت، پر از بوی کلمه است؛ از تعداد تألیفاتش می گوید و از کتاب هایی که به دیگران هدیه داده است، از عشق و علاقه وافری که به ادبیات و نویسندگی دارد و از حوصله ای که بین کار پاکبانی برای نوشتن به خرج می دهد. او مرد آرامی است و وقتی کنارش می نشینیم، قصه گو هم می شود. شاید خیلی از شهروندان محسن رحیم دل را نشناسند. پاکبان میان سالی که با جارویش بر تن خشک شده برگ های زرد می کشد و از گیاهان بادقت خاصی مراقبت می کند، یک داستان نویس است.
«حال‌خوب‌کن زمین هستم.» این حرف را حسن سالاری، کارگر فضای سبز شهرداری و فعال در بوستان نرگس محله عباس‌آباد می‌زند و می‌گوید: بیشتر مردم به من می‌گویند کارگر فضای سبز، اما خودم به خودم می‌گویم حال‌خوب‌کن زمین، چون کارم کاشت نهال، چمن، گل و نگهداری از آن‌هاست و افتخارم همین کارگری است که خاک را سبز می‌کند.
صدای فرزکاری و برش آهن در فضا پیچیده است و توجه من را به خودش جلب می‌کند. مسیر خودم را به سمت صدا کج می‌کنم، تعدادی کارگاه در و پنجره‌سازی را می‌بینم که برخی از آن‌ها مشغول به کار هستند. براده‌های گداخته آن در هوا پرت می‌شود و تصویری زیبا به چشم می‌آید. از کارشان که می‌پرسم متوجه می‌شوم سابقه تولید در و پنجره در محله کوی کارگران به حدود 70سال قبل باز می‌گردد. 
بیش از 50سال قبل زمانی که رمضان امیدی نوجوانی 10ساله بوده، پا به دنیای سخت و شیرین قنادی گذاشت. بعد از 22سال شاگردی در قنادی دقت طلاب و کسب تجربه‌های متفاوت دیگر، خودش قنادی‌اش را در محله مهرآباد راه‌اندازی کرد. حالا بیش از 20سال است که شیرینی‌فروشی آقا رمضان که آن را با هزاران امید پایه‌گذاری کرد، در این محله جا خوش کرده و کام مردم محله را شیرین کرده است.
ماه‌ها از آغاز به کار ایستگاه کارگران ساختمانی در خیابان صبا می‌گذرد. مکانی که برای راحتی حدود 30کارگر ساختمانی احداث شد که از صبح زود به تقاطع خیابان خلج و صبا می‌آمدند. این افراد در سرما و گرما، زیر بارش برف و باران یا تابش نور خورشید به امید پیدا کردن شغل و کسب روزی حلال، چشم به راه توقف خودروهای درحال عبور می‌ایستادند. حال کارگران با احداث ایستگاه و اجرای طرح استفاده از آن‌ها برای پروژه‌های شهرداری می‌گویند و بیان می‌کنند مشکلاتشان در کنار خیابان کمتر شده و روزهایی که با دست پر به خانه می‌روند از گذشته بیشتر شده است.
سیدعباس رضوی می‌گوید: اگر صنعتگری در حرفه خود خلاقیت نداشته باشد، در جا زده و تولیداتش روی دستش باد می‌کند. به عنوان مثال ما «دستگاه کلوخ‌شکن دومحور» یا «سیکوتیلر» را طراحی و روانه بازار کرده‌ایم که قابلیت حمل و نقل جاده‌ای دارد و کشاورز مجبور نیست بعد از انجام کار اداوت گران‌قیمت خود را بر سر چاه‌موتور رهاکند.به‌کارگیری علم در صنعت کشاورزی سبب شده که هر روزه تغییرات ویژه‌ای در این حوزه رقم بخورد.
حسین شهسوار امیری درباره پیشگویی‌های یکی از همکارانش می‌گوید: سال ۳۵ وضع مالی‌ام خیلی خوب شد. آن سال، هم در کار روده بودم و هم در کار پوست و چرم. مراودات شغلی‌ام را دوباره از سر گرفتم و ضمن اینکه در تهران کار می‌کردم در مشهد هم کارخانه زهتابی داشتم. یک کلیمی در خیابان فردوسی تهران به نام آقای اکرم نماینده دو شرکت فیلم‌سازی گلد‌مایر و کلمبیا در ایران بود که وارد حرفه زهتابی شد و خیلی هم موفق بود. همیشه پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌های اقتصادی او درست از آب در‌می‌آمد. برای مثال می‌گفت:  امسال چرم گران می‌شود و همین طور هم می‌شد. یک سال گفت: امسال گندم کم می‌شود و اتفاق افتاد.
هیچ‌کس رنج‌های ناخواسته این زنان را از شب‌بیداری‌ها، درد بی‌امان پا، گردن و کمر، و غم و غصه‌ای که در دل پنهان می‌کنند نمی‌بیند. آن‌ها مشاغل خردی را که انجام می‌دهند در مقایسه با بیکاری، نعمت می‌دانند، مشاغلی که شامل هیچ‌گونه حمایتی نمی‌شود و اگر صاحب‌کار سر قولش برای پرداخت بماند، همیشه کمترین درآمد ممکن نصیبشان می‌شود. شست‌وشو و آماده کردن‌ بسته‌بندی‌های سبزی و دبه‌های ترشی، پخت غذا در خانه، نخ‌کشی تسبیح، راسته‌دوزی و صدها شغل دیگری که اسمی از آن هم نمی‌شنویم را این زنان بدون بیمه و حتی بدون درآمد قانون کار انجام می‌دهند، اما عزت‌نفسی که دارند آن‌ها را از هر پول بادآورده‌ای بی‌نیاز می‌کند.
 از 18ماه پیش، وقتی در اسفندماه فشار اقتصادی و تورم شدید با آمدن کرونا خودش را نشان داد و تعطیلی مدارس، ممنوع شدن مسافرت‌ها و محدودشدن دورهمی‌ها از پی آن آمد، تکلیف شغل تولید و فروش کیف هم یک‌سره شد؛ تاحدی که در نبود مشتری، چندصد کارگر، بی‌صدا و تسلیم،‌ از کار اخراج شدند، ده‌ها مغازه تعطیل شد و فروشنده‌هایشان بنا و راننده اینترنتی شدند. ضربه و فشار این ایام و ورشکستگی کاسبان بحران‌زده‌ کووید19 که محدوده بزرگی از منطقه ما را شامل می‌شوند، تا اندازه‌ای است که مهر امسال به احتمال زیاد کیف در مشهد کم‌یاب می‌شود.
یکی از شرایط استفاده از تسهیلات کارآفرینی این است که بانوی کارآفرین باید یا سرپرست خانوار باشد یا بدسرپرست! نامه بدسرپرستی که شرایط بسیار پیچیده‌ای دارد و به‌سختی می‌توان گرفت. برای سرپرست‌بودن هم که باید خانم، طلاق بگیرد تا حمایت شود و به او وام بدهند. درست است که بانوان سرپرست‌خانوار مشکلات بسیاری دارند، اما نباید زنان خانه‌دار را هم نادیده گرفت. متأسفانه این شرط اعطای تسهیلات کارآفرینی سبب ازهم‌پاشیده‌شدن بنیان خانواده‌ها می‌شود.
در این خانه کتاب که نبش خیابان خاقانی 17 واقع شده است کتاب‌هایی با طبقه‌بندی‌های متفاوت وجود دارد تا کارگران بتوانند برای خود و خانواده‌هایشان از آن‌ها استفاده کنند. جالب اینجاست که برخلاف دیگر کتابخانه‌ها که از اعضا برای امانت کتاب ودیعه گرفته می‌شود، در این کتابخانه هیچ هزینه‌ای دریافت نمی‌شود. زیرا هدف ارتقای فرهنگ است.